فصل اول – بخش سوم

 

بیان علمی هیپنوتیزم بروشی دیگر

در این روش بیان علمی هیپنوتیزم را بزبان ساده با تفکیک فرضی جسم از روح بعنوان دو عامل موجود در وجود هر موجود زنده بخصوص بشر گر چه جدا از هم نمی باشند تجزیه و تحلیل و تجربه مینمائیم .

و اما بیائید از در علم و بکمک فرضیات نه چندان دور از علم وارد شویم و ماهیت هیپنوتیزم را با موشکافی جسم وروح بهتر بیان نمائیم .

فرض بر این استکه : هر موجود زنده از دو قسمت مجزا تشکیل شده است .

قسمت جسم                 و                     بخش روح

روح موجودیتی است درون جسم و جسم قالبی است که روح را در بر گرفته است .

فرض دوم بر این است که : جسم یعنی مجموعه استخوانها و اعضاء و اعصاب و عقده های عصبی و مراکز عصبی و اندامها یعنی ( غیر از مخ و قشر خاکستر ی آن که تراوش کننده روح است گرچه خود مخ و قشر خاکستری و مخچه و بصل النخاع و... جزئی از جسم است ) ( توجه شود که جهت آسان شدن درک مطلب روح وجسم اینگونه بیان میشوند )

پس خورد و خوراک ، تنفس ، تلاش و زاد وولد و سایر انعکاسات حیاتی از تغیرات جسم اند که بدون روح امکان پذیر میباشند ، پس جانوری زنده است که جسم او زنده و سالم باشد .

روح از سه قسمت تشکیل شده است :

1)  مجموعه دانستنیها یعنی عادات کسبی و ارثی وفطری ( ژنیتیک ) و مشاهدات یعنی آنچه را که دیده وشنیده ایم و آموخته ایم که ارثی نبوده و کسبی است لذا مشاهدات افراد مختلف بوده و متغییر است . مجموعه دانستنی های ما خلاصه ای از جمع ویژه گیهای ژنیتیک ، عادات و مشاهدات یا تجربیات ما است .

2)  حافظه – یعنی مجموعه یادداشت های مغز . اغلب آنچه را که میبینیم و میشنویم و میخوانیم بسه صورت در مغز ، ضبط و بایگانی میگردد .

گروه اول- محفوظات ظاهری که بسرعت فراموش میشود ( منظور از فراموشی آن است که در ضمیر نا خود آگاه در بایگانی متروک بایگانی میگردد ) و فقط تا ساعاتی بیاد ما است .

دسته دوم- محفوظات نیمه پایدار که تا دیر زمان در مغز باقی است یا در دسترس میباشد ولی همیشه بیاد نداریم و هر زمان بخواهیم با کمی زحمت بیاد می آیند اغلب گنگ بوده و از چگونگی آن یا زمان دقیق وقوع آن بطور کامل اطلاع نداریم در سیستم بایگانی مغز از این گروه از محفوظات کپی یا عکس گرفته شده بصورت عادت در ضمیر نا خود آگاه بایگانی میشود ، بیشتر عادات از این بخش از حافظه بوده و تقریباٌ چیزهائی است که در نظر ما دلیل ندارد و اعمال خود بخودی نامیده میشود در اصل دیسک فشرده از دریافت هاست که تغیر ماهیت به عادت داده است .

بخش سوم حافظه - محفوظاتی است که هرگز فراموش نمی نمائیم ، مجموعه آنچه را که میدانیم و تشکیل دهنده شخصیت ما است (دانش و تجربیات ) از این بخش از حافظه است برای مثال دانستن جدول ضرب ، جمع و تفریق و یا اینکه علم به این مطلب که آتش میسوزاند و آفتاب گرم است و علمی که یک حسابدار فراگرفته است یا یک پزشک و شیمیدان و مهندس و فیزیک دان و وکیل در طی آموزش فرا گرفته است .

3)  اندیشه ها – یعنی با استفاده از یادداشت ها و دانستنی ها مجهولات و مسائل را حل میکنیم ، بطور خلاصه نتیجه گیری از کل دانش ها و تجربیات اندیشه یا تفکر است .

   " شاید چنانچه در قرآن سوره بقره آمده است اندیشه ها وجه متمایز انسان با فرشتگان است که به آنها نامها آموخته شد ولی فرشتگان فقط موفق به تکرار آنچه دانسته بودند گردیدند اما انسان از آن نام ها نامهای دیگر را بیان نمود ."

پس با مراجعه باین فرضیات روح را اینگونه بیان می نمائیم .

اگر روح جانوری خارج از بدن باشد ویا در بدن حبس شده باشد جانور مرده نیست بلکه بطور کلی دارای حالتی استکه دانستنی ها – حافظه و قدرت اندیشه خود را موقتاٌ  از دست داده است و این حالت را اصطلاحاٌ "" بی حسی "" نام میگذاریم .

دیوانگی حالتی است که روح کنترل نداشته و حالتی خاص از بی حسی است .

فرض سوم – روح از چه بوجود می آید؟ .روح مجموعه فعالیت ذهنی است که از قشر خاکستری مخ انتشار مییابد . زیرا که حافظه و دانستنی ها در چنین لایه ای انباشته شده است و اندیشه مجموعه و نتیجه گیری از آنهاست ، چه مکانیزم و فعالیت هائی در مغز انجام میشود تا نتیجه آن که ما آنرا روح مینامیم منتشر میگردد در این مقطع مورد توجه و بحث نیست .

دامنه روح محدود است . چرا که دامنه حافظه و دانستنی ها و در نتیجه اندیشه محدود است .

البته برای تکمیل فرضیات قسمت چهارمی را نیز به سه بخش روح باید افزود وآن رویاها یا قدرت تصور ذهنی است که بطور گسترده ای دارای فضای نا محدود است و حدودی بر آن نمیتوان تصور کرد اما این بخش چهارم گرچه بخشی از روح است اما در اصل در ذات روح مستتر است و اصل و یکی از خصوصیات روح است نه بخشی جدا از روح .

ثابت شده است که اگر قشر خاکستری مخ جانوری را بردارند جانور حس نمیکند یعنی در فرض ما روح ندارد اما تا چند مدت زنده میماند این جانور تنفس میکند بلع میکند اما غذا و آب و هوا را نمی شناسد زیرا بخش حافظه و دانستنی ها از بین رفته است و اگر غذا در دهان او بگذارند مدتی زنده میماند و هضم و دفع که غیر ارادی است انجام میگیرد .

اگر دامنه روح محدود نبود هیچ مجهولی در دنیا وجود نداشت ، یعنی اینکه از مرز دانستنی های جهان گذشته بودیم و حافظه ما تمام دانستنی ها را در خود حفظ کرده و ما بکمک اندیشه می توانستیم تمام راز ها و مجهولات را گشف کنیم ، البته این مطلب انکار ناپذیر است که در موارد ساده ای نیز مجهولات جهان را نمی توانیم حل کنیم . گرچه این بحث طولانی است اما اگر فرض شود که ما سلولی از اندام جهان هستیم و جهان موجودی است ، بدیهی است یک سلول هرگز نمی تواند بیشتر از حدود و حوزه فکر خود بداند همانطور که سلولهای بدن ما نمی توانند ما را بشناسند .

اما بحث ما در مورد روح است ، در بخش هیپنوتیزم اول باید روح را بخوبی شناخت ، چون هیپنوتیزم یعنی تسلط به روح ، اگر تسلط به روح خود باشد هیپنوتیزم را فردی،  و اگر تسلط بر روح دیگری باشد هیپنوتیزم را عمومی واگر تسلط بر جامعه باشد هیپنوتیزم را جامع مینامیم .

(شایان ذکر است که این نام گذاری ها قراردادی است وفقط برای طبقه بندی گروه ها بکار میرود شاید بتوان تسلط گروهی بر جامعه را هیپنوتیزم اجتماعی نامید و غیره ...) .

برای ادامه بحث روح، اجازه دهید روح را موجودیت فرض کنیم .

اعضای روح عبارتند از :

1)  جسم و رابط های روح – جسم روح، روح را تراوش میکند و رابط های روح باعث ارتباط روح با جسم میگردند ، این رابط ها در اصل  عضوی از جسم اند که عبارتند از سلولهای عصبی و سلسله اعصاب، مخ و مخچه و بصل النخاع و بطور کلی بافت عصبی موجود (نرون ها و جسم سلولی ها و...)

2)  دریچه های روح – یا اعضای حسی – پنج حس ما که دارای عضو حسی هستند  و سایر احساسات درونی شامل بینائی – شنوائی – پساوائی یا لامسه – چشائی – بویائی  و( احساسات درونی شامل احساس سردی وگرمی – احساس درد – حس تعادل – حس لذت و تنفر – حس جنبش و ناتوانی – حس گرسنگی و سیری – و........)، که دریچه های روح میباشند یعنی روح از این دروازه ها خارج و داخل میگردد . آنچه که حس میشود جسم حس نمیکند بلکه جسم هدایت کننده حس است بروح لذا بدون وجود اعضای حس نیز میتوان حس کرد بشرط آنکه روح از طریقی دیگر تحت تاثیر قرار گیرد .

3)  مغناطیس روح -  آنچه که از روح خارج میگر دد دارای بار الکتریکی است ، این بار الکتریکی میتواند هم مثبت باشد و هم منفی . همچنین این بار الکتریکی دارای طول موجهای مختلف یا فرکانس های متفاوت ( ریتم ) در حالات مختلف باشد . جسم وسیله هاله ای از مغناطیس روح از بیرون احاطه شده است .

در بدن ما مغناطیسی وجود دارد که آثار آنرا در خود و دیگران میتوان مشاهده کرد و تقویت این مغناطیس یکی از خواسته های هیپنوتیزوران است .( علم مانیه تیزم که بانی آن شخصی بنام مسمر میباشد مبتنی بر استفاده از این مغناطیس است ) این مغناطیس وجود است که باعث جلب و جذب و یا دفع دو موجود و دو روح میگردد – در حال حاضر روانشناسان و در نهایت عامه بار این مغناطیس را بنام های انرژی مثبت و منفی میشناسند و نام میبرند .

گفتیم که اعضای حس ما دریچه های روح ما هستند و جسم بوسیله مغناطیس روح احاطه شده است .

در اطراف همه ما هاله ای از مغناطیس وجود دارد ، این مغناطیس حتی بعد از مدتی در فضائی که موجود قبلاٌ در آن بوده است باقی میماند . یعنی اگر دوربین حساسی داشته باشیم که فیلم آن قدرت جذب این مغناطیس یا بار الکتریکی بسیار ظریف (اتر ) را داشته باشد ، بدیهی است که میتوان از حالت وجودی این مغناطیس حتی پس از ساعتی ترک محل وسیله فرد عکس برداری نمود ، در عکس گرفته شده از محل خالی وجود افراد بکمک همین مغناطیس ثابت میگردد . در حالتی خاص از هیپنوتیزم افرادی که در خواب هیپنوتیک بسر میبرند این هاله نورانی را برنگ های زرد و سبز یا آبی در شخص دیگری که هیپنوتیزم شده است مشاهده مینمایند .

اگر وسیله فیلم های حساس در شب بشرط آنکه جریان هوا موجود نباشد از فضای خالی محلی بسته که شخصی ساعتی پیش در آن بوده است عکس برداری شود ( دوربین با لنز حساس در مادون قرمز) بدیهی استکه در عکس بعد از چاپ با شگفتی سایه روشن هائی بوضوح دیده میشود که در بعضی موارد حتی جنسیت شخص از طرز لباس و موی سر قابل تشخیص است ، گرچه این مطلب ممکن است برای گروهی باور نکردنی باشد اما انکار ناپذیر است .

این مغناطیس از طریق احساس درونی نیز قابل درک است ، بدین معنی که اگر دقت فرمائید بمجرد ورود به مکانی میتوانید احساس کنید که آیا شخصی قبلاٌ در آن مکان وجود داشته یا خیر و حتی مدتی بعد از تر ک محل اگر وارد آن مکان شدید با مراجعه به احساس خود و دقت در این موضوع میتوانید بفهمید که آیا شخصی در این مکان بوده است یا خیر و چند لحظه قبل خارج شده است .

اگر مطلب را باور ندارید میتوانید با کمی حوصله و تمرین این احساس را در خود آزمایش و تقویت و مشاهده نمائید که خود اثبات کننده مغناطیس و وجود هاله مغناطیسی بجا مانده از افراد است .

با در دست گرفتن یک اهم متر میتوانید مقدار اهم موجود در بدن را اندازه گیری کنید و به وجود این مغناطیس پی ببرید .

بهر حال با حرکت دادن اندامهای خود میتوانیم طبق قانون مغناطیس جریانی ایجاد کنیم، این جریان، جریان القائی یا آهنربائی است ، این مغناطیس و جریان القائی بسیار قوی و در عین حال بسیار لطیف میباشد . تاثیر مغناطیس روح را میتوان بوسیله آزمایش زیر نیز ثابت کرد .

به شخصی بگوئید پشت به شما ، پا باندازه شانه باز راحت بایستد و چشمان خود را ببندد و کاملاٌ متوجه احساس و تغییر حالات جزئی بدن خود باشد ،اکنون در پشت او قرار گیرید و دست های خود را به بموازات شانه او بدون تماس قرار دهید بدن شما نیز میبایست مثل فرد ایستاده ریلکس باشد ، کافی است که حدود پانزده تا بیست ثانیه بایستید و بعد دست های خود را به آرامی بطرف بدن خود بکشید و در وجود خود قویاٌ بخواهید که او بطرف شما کشیده شود در این لحظه کمتر کسی است که حس نکند هم جهت دستان شما بشدت بطرف شما کشیده نمیشود ، حتی عده ای که قابلیت جذب مغناطیس بیشتری را دارند بطرف شما میافتند ، درصورتیکه با تمریناتی که داده خواهد شد مغناطیس را در خود تقویت نمائید این کشش بسیار قوی خواهد شد .

علت این کشش جذب شدن دو بار الکتریسته مثبت و منفی است و ایجاد جریان القائی بین دو بدن و در نتیجه چون دست های خود را که حامل جریان القائی بدن شماست بطرف خود کشیدید یعنی یک قطب آهنربا را دورکردید بناچار قطب دوم یعنی بدن شخص مورد آزمایش بطرف دست شما کشیده میشود .

وجود این مغناطیس در بدن ، یکی از شگفتی ها و اسرار طبیعت است و باور کردن آن و اثرات آن از طرق مختلف امکان پذیر میباشد عده ای آنرا از خواص اتم و حرکت اجزاء اتم میدانند که گذشته از انسان و حیوان در کلیه جمادات و مواد و مایعات وجود دارد .

مسمر آنرا بخشی از الکتریسته کائنات میشمارد که سر چشمه گرفته از حرکت کلی سیارات و کرات میباشد .

آیا هرگز شده است که بدون آنکه کسی را ببینید نزدیک شدن او را حس کرده باشید؟ . آیا هرگز فکر کرده اید چرا بعضی از افراد بر شما یا شما بر آنها تاثیر مثبت دارید و بر بعضی برعکس ؟و.....

استفاده از مغناطیس بدن و همسو کردن آن رازی است که اگر بیاموزید قدمی بزرگ در موفقیت برداشته اید . برای تقویت مغناطیس بدن درآینده تمرینات مناسب داده خواهد شد .

این آزمایشات  وتمرینات  جهت تازه واردین به مرحله هیپنوتیزم کاملاٌ غیر منتظره و شگفت آور است و شاید ناباورانه اما با تمرین و تقویت این مغناطیس و تاثیر آن در روابط اجتماعی خود و تاثیر گذاری بر دیگران که به گونه ای شگرف  در موفقیت های شغلی و اجتماعی سهم بسزائی خواهد داشت خواهید دید که با درک همین مغناطیس و آگاهی از خواص آن چه راه ساده ای برای موفقیت های آتی را فرا گرفته اید .

در ارتباط با مردم با اطمینان در درون خود قویاٌ منظور خود را نیت کنید مستقیم در دیدگان طرف مقابل خود که میخواهید تحت تاثیر مغناطیس بدن شما قرار گیرد بنگرید در زمان صحبت کردن به آرامی وشمرده وبه  روشنی صحبت کنید  با حرکات دست در جهت مثبت (حرکت دست از بالا به پائین مثبت و از پائین به بالا منفی است )حرکت القائی ایجاد کنید ودر زمان گوش دادن نیز به چشمان طرف نگاه کنید چشم یکی از مهم ترین دریچه های روح است و برای تاثیر بیشتر ریتم آئینه را انجام دهید ، ریتم آئینه یعنی خود را آئینه طرف مقابل فرض کنید هر حرکتی که انجام میدهد را مثل تصویر او در آئینه (تصویر در آئینه برعکس است ) به ظرافت تقلید کنید و نتیجه شگفت پیروزی خود را ببینید .

کسانی که با دست یا چشم و تماس مریض را شفا میداده اند و اکثراٌ در کتابهای دینی و مقالات مختلف آمده است و هم چنین مرتاضان و هیپنوتیزورانی که فقط در مغناطیس کار کرده اند میتوانند این مطلب را بهتر بیان کنند (معالجه با مانیه تیزم ) .

البته هیپنوتیزم به عوامل دیگری غیر از این مغناطیس بستگی دارد اما بکمک مغناطیس میتوان مراحل مختلف خواب مغناطیس یا هیپنوتیزم را در دیگران بوجود آورد که در بخش مربوط به خود پس از تشریح انواع خواب خاصیت مغناطیس و طرز تقویت و استفاده از آن در عمیق کردن خواب بشما آموخته خواهد شد ، فقط کافی است که این مغناطیس را با تمرینات مشخصی در وجود خود تقویت نمائید تا بتوان از آن در هیپنوتیزم و همچنین زندگی عادی و روزمره استفاده بهینه نمود .

تقویت این مغناطیس و کنترل آن تا انجا که به هیپنوتیزم مربوط میگردد باعث قدرت هیپنوتیزور در بکارگیری وسرعت و تقویت خواب میگردد ، حتی هیپنوتیزورانی که این مغناطیس را در خود پرورش داده اند میتوانند با کششی بسیار قوی افراد را تحت تاثیر قرار داده و آنانرا با وجود مقاومت تحت سلطه خود درآورند . گرچه مطلب شگفت انگیز به نظر میرسد اما هر کس با کمی تمرین میتواند این نیرو را در خود بوجود آورد .

اگر کسانی در موقعیت های مختلف اجتماعی میتوانند بر دیگران مسلط باشند و از جزبه و قدرت روحی یا نیروی اراده و شخصیت بارزی برخوردار گردند، علت کسب وتقویت این مغناطیس در وجود آنهاست که در پاره ای از موارد سرچشمه از اعتماد به نفس و قدرت تسلط به روح خود گرفته است و مسلماٌ موقعیت های اجتماعی و قدرت های اهدائی و کسبی در جامعه سبب تقویت نیروی اعتماد به نفس گردیده و در نتیجه باعث قبول و توان قدرت شده و بطور نا خود آگاه سبب تقویت این مغناطیس گردیده است و از این روست که این افراد براحتی دیگران را تحت تاثیر اراده و فرمان خود در می آورند .

گفتیم که اگر پنج حس ، یعنی حس پساوائی ، بینائی ، شنوائی ، بویائی و چشائی از کار بیافتد روح در داخل بدن محبوس میگردد واین حالت حالتی از بی حسی است و اگر انسانی را در این حالت باقی بگذاریم یعنی روحش را از جسم خارج کرده ایم و اگر این روح را با روح خود مرتبط کنیم و بر روح خود مسلط باشیم ، شخص مورد آزمایش تحت تاثیر مغناطیس القائی و حوزه مغناطیسی خارج شده از بدن ، و جذب آن کاملاٌ تحت تسلط ما خواهد بود ، یعنی (مانیه تیزم ) هیپنوتیزم شده است ، در این حالت میتوان شخص را وادار به اجرای دستورات و فرمانها ی صادره نمود و حتی احساسات مختلف را بدون وجود عینی و واقعی در او ایجاد نمود و پنج حس اورا تحت کنترل داشت ، از او خواست احساس گرما وسرما ، سوزش و ترس ، غم وشادی ، استراحت وراحتی ، خستگی ، آرامش و.... نماید ، یا بوی خوش و یا بدی را بدون آنکه وجود داشته باشد درک کند یا صدائی را که ما فرمان میدهیم بشنود و یا از شنیدن و دیدن عاجز گردد ، مناظر و مکانهائی را که در نظر می آوریم حتی بدون بیان چگونگی عیناٌ با همان مشخصات در نظر آورد ، از پاره ای از عادات متنفر گرددو به مسائل دیگر علاقمند گردد ، طرز تفکر خود را عوض کند و بالاخره عاجز و شل و کور وکر شده و یا احساس درد در هر نقطه از بدن که بخواهیم بنماید ، شیئی را بجای مواد غذائی بخورد مثلاٌ تکه ای لاستیک را بجای قند با چای بخورد وشیرینی آنرا حس کند و از خوردن آن لذت ببرد ، افکار خوب یابد و عادات و اندیشه هایش را فراموش کند ، فراموشی ها یش را بیاد آورد ، احساس بد یا خاطرات بد و خوبش رااز یاد ببرد یا بخاطر آورد ، حتی افرادی را که هرگز ندیده است در نظر مجسم کند ، به محلی دیگر برود و از آن محل اتفاقات را گزارش کند ، اگر دچار اعتیادی است در چند جلسه چنان تحت تاثیر قرار خواهد گرفت که یکباره از جسم مورد اعتیادش بشدت متنفر گردد . احساس بی حسی کامل کند که البته بدون چون و چرا در مراحل مختلف خواب چنین خواهد شد و در مواقع بی حسی چنان بیحس میگردد (لتارژی ) که میتوان در بدنش عمل جراحی نمود .

زایمان بدون درد بوسیله هیپنوتیزم ویا درمان و کشیدن دندان بدون احساس درد بوسیله هیپنوتیزم امروزه یکی از طرق معمول در بسیاری از کلینیک ها ی پزشکی دنیاست .

تمام مراحلی که عنوان گردید در یکی از ابتدائی ترین مراحل هیپنوتیزم صادق خواهد بود و در مراحل پیشرفته خواب هیپنوتیزم اعمالی از قبیل پیشگوئی ، دوربینی و تله پاتی (ارتباط از راه دور) و ظهور ارواح (اسپری تیزم ) امکان پذیر و بسادگی بوسیله هر کس که تا مراحل ذکر شده هیپنوتیزم را فرا گرفته باشد قابل اجرا است .

همانگونه که قبلاٌ نیز متذکر شدم در مورد پیشگوئی واحضار ارواح با هیپنوتیزم اینجانب معتقدم پیشگوئی صحت نداشته و ظهور روح نیز ممکن نیست و آنچه که هیپنوتیز م شده بعنوان پیشگوئی بیان میکند ذهنیت هائی است که از طریق تله پاتی با شخصی که میخواهد پیشگوئی برای او انجام شود صورت میگیرد و در واقع بیان ذهنیت مدیوم و عامل است نه دیدن آینده و پیشگوئی همچنین دیدن ارواح وارتباط با آنها نیز همین حالت تله پاتی عامل و معمول است( هیپنوتیز م شده در حالت خواب پیشرفته از طریق تله پاتی قادر است ذهن هرکس را که هیپنوتیزور از او با کلام یا از طریق فکر بخواهد براحتی میتواند بخواند)  یعنی هیپنوتیزم شده از طریق تله پاتی ذهن عامل را خوانده و تمام دانسته ها وشناخت عامل را از روح بیان میکند که چون با ذهن عامل هماهنگ است به اشتباه تصور میشود که هیپنوتیز م شده با روح تماس گرفته و نشانیهای درست را که عامل به آن وقوف دارد بیان میکند  و آنچه میگوید از زبان روح است در حالیکه در واقع آنچه که میگوید حاصل وساخته  ذهنیت خود وذهنیت کسی است که روح را میشناسد.

خود نگارنده در جلسات تفریحی بارها و بارها به خواست حاضرین با ارواح حتی ارواح خاص تماس گرفته ام و نشانیهای دقیق حتی تکیه کلامهای شناخته شده انها را با وجود آنکه اصلاٌ هیپنوتیزم شده  وخود اینجانب شخصی را که روحش حاضر شده بود به عمر خود ندیده بودیم و نمی شناختیم بیان میکردواز روح ومشخصات او حتی لباسهایش در زمان حیات وعاداتش  نشانیهای دقیق ودرست میداد ، اما به تجربه باور دارم که آنچه بیان میشد ذهنیت کسی بود که روح را میشناخت نه ارتباط با روح .

 

در مورد پیشگوئی نیز چنین عقیده ای دارم زیرا معتقدم آینده از پیش برنامه ریزی  شده و مقدر نیست که بتوان آنرا پیشگوئی نمود.اکثر پیشگوئی ها گمانهای دو گانه است که پیشگو بسته به قرائن یکی را که محتمل تر است بیان میکند یا درست است یا غلط اگر غلط باشد بی اهمیت تلقی میشود وفراموش میشود اما  اگر درست از آب در آید موجب شگفتی شده و خبر ساز میشود .یکی از موارد همین پیشگوئی ها پایان جهان در بیست ویک دسامبر 2012 بود .

  خلاصه مطالب عنوان شده :

  • ·        همه کس میتواند هیپنوتیزم بیاموزد .
  • ·        روح از جسم جداست ، جسم بدون روح در حالتی از بی حسی است .
  • ·        حس لامسه و بینائی و شنوائی بترتیب مهم ترین دریچه های ارتباطی روحند .
  • ·   در بدن ما مغناطیسی وجود دارد که جسم را احاطه کرده است ،این مغناطیس حاصل شده از روح ماست ( به بخش پیوند ها (لینک ها ) در کنار صفحه قسمت دوستان من چاکراها مراجعه فرمائید)
  • ·        زمانی احساس مینمائیم که مغناطیس جسم و موجود حس شده با مغناطیس بدن هماهنگ گردد.
  • ·   مغناطیس دارای بار منفی و مثبت است ،بار منفی و مثبت مغناطیس همدیکر را جذب و دوبار هم نام از هم دور میشوند .
  • ·        یکطرف بدن دارای طیف مثبت و طرف دیگر دارای طیف منفی است .
  • ·        با حرکت دادن اندامها بویژه دست ها و متاثر کردن آنها جریان القائی بوجود می آید.
  • ·   هیپنوتیزم یعنی تسلط به روح چه از طریق استفاده از مغناطیس وچه وسائل هیپنوتیک وچه تلقین و یا هر سه عامل تواماٌ (آنچه را که ما در این یادداشت ها هیپنوتیزم مینامیم استفاده هم زمان از هر سه عامل میباشد ).
  • ·   اگر به روح خود مسلط باشیم خود را هیپنوتیزم نموده ایم که به آن هیپنوتیزم فردی یا خود هیپنوتیزم میگوئیم و اگر دیگران را تحت تاثیر قرار دهیم هیپنوتیزم دوطرفه بوده و آن را دگرهیپنوتیزم یا  عمومی میگوئیم .
  • ·        مدیتیشن نوعی هیپنوتیزم فردی است .
  • ·   اگر جامعه ای تحت تاثیر القائات از طریق رسانه ها و شعارها و سنت ها قرار گیرد به آن هیپنوتیزم جامع یا اجتماعی میگوئیم .
  • ·         همه ما تحت تاثیر القائات اجتماعی و فرهنگی و قومی و... هیپنوتیزم شده ایم .
  • ·        اکثر باورها و تعصبات و اعتقادات ما حاصل هیپنوتیزم جامع میباشد .
  • ·   هیپنوتیزم فردی در مراحل پیشرفته اسرار کار مرتاضان ، راهبان و... بوده و کامل شدن آن نیاز به تمرینات مداوم وطولانی مدت دارد  ولی هیپنوتیزم عمومی که در مدتی کوتاهتر امکان مهارت در آن میباشد اسرار کار هیپنوتیزوران است .
  • ·   هیپنوتیزم در حقیقت مخلوطی از سه عامل مغناطیس بدن ، تمرکز فکر ، و القا یا تلقین و تکرار میباشد که گروهی از کارشناسان آنرا سه علم جداگانه میدانند ، استفاده از مغناطیس را مانیه تیزم – استفاده از وسائل هیپنوتیک یا تمرکز را هیپنوتیزم و ایجاد خواب وسیله تلقین و تکرار را القاء میدانند .
  • ·        اما بحث ما در این یادداشت ها از هیپنوتیزم همانگونه که اشاره شد استفاده از هر سه عامل است.