تصور ذهنی  Visualization

تعریف ساده تصور ذهنی عبارتست از تجدید یا شکل دهی تصویرها در ذهن .

البته هیچ لزومی ندارد که تصویر متبادر شده در ذهن ، بروشنی و وضوح همان تصویر اصلی باشد و در واقع نیز نخواهد بود . اما هرچه تمرینات تصور ذهنی بیشتر انجام شود ، درک تصویرهای متبادر شده در ذهن واضح تر و مشخص تر خواهد بود .

و هرچه این تصویر ذهنی روشن تر یا بهتر بگوئیم قابل درک تر برای ذهن ما با شد ، ذهن سریع تر مفهوم آنرا درک خواهد کردو هیجانات و عکس العمل و احساس درک بیشتری از آن تصویر ذهنی بدست خواهد آمد .

همچنین ذهن نا خود آگاه در مورد تصویرهای روشنتر نتیجه زودتر و دقیق تری را ارئه مینماید.

البته انسان میتواند بدون دیدن تصویری ، تصور ذهنی از آن را در خیال خود مجسم کند .

در واقع براساس تجربیات وبررسی دانشمندان سه مدل اصلی تصور ذهنی وجود دارد :

تصور ذهنی دیداری یا بصری  Visual

تصور ذهنی شنیداری یا سمعی Auditory  

و تصور ذهنی لمسی Kinsthetic

تحقیقات و مطالعات دانشمندان نشان داده است که در حدود 60% در صد افراد قدرت تصور بصری قدرت قالب میباشد .

آنها فرا گرفته اند که آنچه را که میبینند به ذهن بسپارند ( یا از صریق دیدن موضوعات را به خاطر میسپارند ( به بخش تصورات ذهنی و تصورات عینی نیز مراجعه فرمائید)

پس این افراد مثلاٌ برای بخاطر سپردن شماره تلفن یا نام اشخاص یا مطالب آموزشی باید انرا روی کاغذ آورده ، ببینند تا بتوانند راحت تر به حافظه بسپارند .

30% درصد مردم مطالب را از طریق شنیداری به ذهن میسپارند ( ذهن قالب شنیداری است ) پس این افراد برای بخاطر سپردن سریع تر باید دروس و مطالب را بشنوند تا بخاطر بسپارند .

و نهایتاٌ ده درصد از طریق لمس اشیاء آنرا به ذهن میسپارند ، بیشتر کودکانی که هنوز به حرف نیامده اند . ( ذهن قالب در این افراد لمسی است ) این افراد با لمس فیزیکی و تماس با آن جزئیات بیشتری را از موضوع احساس مینمایند .

بهر حال همه ما از هر سه مدل تصور ذهنی بسته به موقعیتی که در آن قرار داریم استفاده میکنیم .

برای درک عینی موضوع یک تمرین بسیار ابتدائی بویژه برای آن گروهی که همیشه می گویند تصور ذهنی تصاویر برایشان مشکل است ارائه مینمائیم .

لطفاٌ این تمرینات را که  برای فرا گیری هیپنوتیزم ارائه میشود جدی بگیرید .

ابتدا از شما میخواهیم حد اقل برای مدت 15 ثانیه به تصویر ساده زیر با دقت نگاه کنید و تمام جزئیات آنرا بخاطر بسپارید .   

    

 

 

برای دقیق تر شدن به جزئیات ، من جزئیات این تصویر را تک تک شرح میدهم :

تصویر شامل نه(9) دایره رنگی  است .

دایره اول از خارج زرد 

دایره دوم نارنجی 

دایره سوم  بنفش 

داره چهارم آبی

دایره پنجم سبز 

دایره ششم قهوه ای 

دایره هفتم صورتی 

دایره هشتم بنفش 

ودایره نهم  توپر بوده و به شکل یک صورتک است 

بیرون دوایر قهوه ای است 

این دوایر نمادی از رنگهای خورشید است 

سپس چشمان خود را باز کرده به سئوالات زیر پاسخ دهید .

  • ·        آیا تصویر واضح بود یا نا مفهوم و نا مشخص بود ؟
  • ·        آیا تصویر رنگی بود یا ساه و سفید بود ؟
  • ·        آیا تصویر نزدیک بود یا در مسافتی دور قرار داشت ؟
  • ·        آیا تصویر تار بور یا شفاف ؟
  • ·        اصلاٌ تصویر تصور ذهنی شما همین تصویر بود یا چیزی بود که تداعی این تصویر را می نمود ؟.

هر زمان که توانستید به سئوالات فوق این پاسخ را بدهید که باندازه کافی برای تشخیص تصویر ذهنی توانائی دارید ، میتوانید امید وار باشید که قابلیت لازم را برای فراگیری هیپنوتیزم بدست آورده اید ، این قدم اول است .

و اگر پاسخ شما راضی کننده نیست ، تمرینات را به دفعات تکرار کنید .

در مراحل اول از تمرینات و تصاویر ساده مثل تصاویر صورتک ها

 لبخند                   مژه                    منتظر                  خنثی                        بغل    

 یا تصاویری شبیه  این تصویر یا علائم راهنمائی و آرم یا لگو شرکت ها و موسسات استفاده کنید و در مراحل بعدی تصاویر پیچیده را انتخاب کنید .

راهبان و کسانی که میخواهند هیپنوتیزم را بطور حرفه ای فرا گیرند ، قدرت ذهنی و تصور ذهنی خود را با تمرینات متعدد و طولانی و استفاده از طرح های ماندالائی و یانترائی تقویت میکنند .


نمونه ای ازتصاویر ماندالائی ویانترائی

( این تصاویر به تعداد زیاد در کنار مطالب مختلف بکرات آمده است و مجموعه ای از آنها در مطالب مربوط به ماندالا و یانترا به نمایش گذاشته شده است به بخش مذکور مرجعه نمائید ) .

حال اجازه دهید تصور ذهنی شما را بدون استفاده از هیچ تصویری آزمایش کنیم .

چشمان خود را برای یک لحظه  ببندید و اتوموبیل خود را در ذهن مجسم کنید .

آیا این کار را کردید ؟

  • ·        چه چیز را در مورد اتو مبیلتان دیدید ؟
  • ·        آن را از داخل دیدید یا از خارج ؟
  • ·        رنگ اتومبیل شما چه بود ؟
  • ·        آیا فقط خود اتومبیل را دیدید یا خودتان را در حال رانندگی در آن دیدید ؟

مجدداٌ برای یک بار دیگر اتومبیلتان را در نظر مجسم کنید .

حال صدای کار کرد موتور آنرا نیز در ذهن تصور کنید .

در واقع شما میتوانید با چشم بسته یا حتی چشمان باز تصور ذهنی داشته باشید .

البته در صورتی که چشم ها گشوده باشد تصور ذهنی واضح تر و ساده تر انجام میشود .

پاره ای ازمردم بعلت حرفه خود نا خود آگاه تصور ذهنی خود را تقویت کرده اند مثل نقاشان ، مجسمه سازها ، طراحان و معماران ، موسیقی دانها (تصور شنیداری ) و......

اجازه دهید سئوالات بیشتری مطرح کنیم .

  • ·        آیا قادر بودید تصور ذهنی از اتومبیل خود داشته باشید و هم صدای مربوط به آنرا داشته باشید.
  • ·        دقیقاٌ صدائی را که بر آن تمرکز کرده بودید چه صدائی بود ؟ صدای کار کرد موتور یا صدای حرکت اتومبیل ؟
  • ·        دیدن ماشین آسان تر بود یا شنیدن صدای آن ؟

حال اجازه دهید مدل سوم تصور ذهنی را امتحان کنیم .

خودتان را دوباره در اتومبیلتان تصور کنید ، این بار ، شما در حال رانندگی آن هستید .

استارت میزنید و در طول خیابان حرکت میکنید ، از پارک خارج شوید ، از شما میخواهیم که تمرکز خود را بر مسیری که طی میکنید ، صداها و احساسی که در این حال دارید متمرکز کنید .

زمانیکه از شما میخواهیم چشمان خود را ببندید شما حدود سی ثانیه باید چشمان خود را بسته نگاه دارید و در واقع همه موارد گفته شده دیداری ، شنیداری و لمسی احساسی را به تصور آنکه همه اتفاق افتاده است بخاطر آورید و در ذهن خود تصور کنید .

 حال چشمان خود را ببندید و مراحل کار را تصور کنید و دقیقاٌ بر تصورات خود تمرکز کنید .

  • ·   با کدام مدل ذهنی بیشتر نزدیک بودید و یا آنرا ساده تر و راحت تر احساس کردید ، دیدن صحنه ها ، شنیدن صداها ، احساس رانندگی و لمس فرمان و ترمز و گاز و.... ؟
  • ·        آیا هر سه مدل را احساس کردید ؟
  • ·        آیا این حالات تصور ذهنی را به خوبی در وجود خود احساس کردید ؟

حال از شما میخواهیم موارد مشابه ای را به سلیقه و میل خود انتخاب و بر روی آن تمرین کنید .

موضوع انتخابی مهم نیست ، مهم تصور واضح و دقیق یا در واقع غرق شدن در تصور ذهنی و احساس عینی آن است .

مثالی از یک تجربه شخصی را ذکر میکنم .

یکروز در اتوبوسی به مقصد شهرستان در ردیف صندلی های سوم وچهارم  نشسته بودم ، اتوبوس متوقف و منتظر سوار شدن تمام مسافرین بود .

چشمان خود رابستم ، در ذهن خود تصور کردم اتوبوس به آرامی در حال خارج شدن از پارک است ، بعد در حال گردش به راست است ، در حال دور زدن است ، سر راه اتوبوس یک سواری بود ، اتوبوس بدون توجه به سواری با سواری تصادف کرد و سواری را باخود میچرخاند . به لبه جدول رسید و از جدول بالا رفت ، اتوبوس در حال چپ شدن بود . این تصورات بقدری واقعی بنظر میرسید که با وحشت چشمان خود را گشودم تا قبل از چپ شدن اتوبوس خود را به بیرون پرت کرده و نجات دهم ، تقریباٌ از جای خود بلند شده و تا دم در اتوبوس آمده بودم ، اما واقعیت چیز دیگری بود ، اتوبوس بدون حرکت در محل پارک خود متوقف  بود و از جای خود جم نخورده بود .

فراموش نکنید تصور ذهنی دقیق و هرچه واضح تر ( دیداری – شنیداری – لمسی ) اولین قدم شما در فراگیری هیپنوتیزم بخصوص خود هیپنوتیزم است .

پس تا هر زمان که میخواهید این تمرینات را به انتخاب خود انجام دهید تا زمانی فرا رسد که آنچه را که تصور میکنید هرچه بیشتر به باور و عینیت شما نزدیکتر باشد و آنرا واقعاٌ با تمام وجود احساس کنید .

مثلاٌ اگر فکر میکنید در حال قایق سواری هستید باید به واقع احساس قایق سواری را با تمام وجود حس کنید .

چرا تصور ذهنی ؟

تصور ذهنی یکی از راه هائی است که ما با ذهن نا خود آگاه خود ارتباط بر قرار میکنیم و بطور کامل میتوانیم از دروازه عوامل بحرانی که قبلاٌ در مورد آن توضیح دادیم عبور کنیم .

ضمیر نا خودآگاه قادر نیست که تفاوت آنچه را که واقعی است از تصورات غیر واقعی تشخیص دهد.

بنا براین اگر نیاز ها و برنامه های خود را که میخواهید به ضمیر ناخود آگاه سپرده شود از دروازه عوامل بحرانی عبور کند در ذهن متصور کنید بسادگی میتوانید به موفقیت دست یابید .

تلقین یا القاء چیست ؟

یک فکر ، یک جمله یا عملی که بدون مقاومت در دیگری تاثیر میگذارد .

بعبارت دیگر ، مطلب پیشنهادی عبارتست از ایده ای که بفکر میرسد یا فکری یا جمله ای یا عملی که بدون مقاومت با میل  پذیرفته میشود، این احساس یا رفتار یا فکر بصورت خود بخودی و بدون تلاش اتفاق میافتد .

مثال –

من بشما میگویم : " چشمان خود را ببندید "  شما چشمان خود را میبندید.         (انجام کار)

من بشما میگویم : " اکنون احساس گر ما میکنید " شما گرما را حس میکنید.      (احساس )

من بشما میگویم : " شما آدم خوبی هستید " شما بخودتان فکر میکنید.              (تفکر )  

مشاهده فرمودید که این پیشنهادات ساده  پی آمد هائی از قبیل انجام عمل ، احساس و تفکر را بدنبال داشت .

نیازی نیست که قبول این پیشنهادات عمقی باشد ، بلکه فقط پذیرش آن انجام شده است .

شما در تمام مدت هوشیار بوده و پیشنهادات یا القائات را شنیده و تجزیه و تحلیل کرده اید و همین عمل بخوبی کارگر افتاده است .

تمام القائات به همین سادگی در ذهن ناخود آگاه بررسی و به ذهن نا خود آگاه سپرده میشود .

القائات و پیشنهادات اثر چند وجهی دارد . هرچه بیشتر آنها را بشنوید و دریافت کنید ، اثر آنها تشدید میشود .

در واقع تکرار موجب تاثیر گذاری بیشتر القائات می گردد.

همچنین اگر من قادر باشم موافقت و تائید شما را چندین بار کسب کنم ، احتمال بسیار زیادی دارد که القائات آینده ای را که به شما پیشنهاد میکنم ساده تر و آسان تر پذیرا باشید .

القائات و پیشنهادات از زاویه ذهن ما میبایست دارای شرایط ویژه ای باشد تا باسهولت بیشتر پذیرفته گردد .

اول میبایست به سادگی برای شنونده قابل درک باشد .

برای هیپنوتیزم کردن خود یا دیگران شما باید قادر باشید و مهارت لازم را برای تکرار القائات در مدتی کوتاه مثلاٌ طی پنج دقیقه یا کمتر انجام دهید ، تا این القائات برای شنونده بصورت فرمول در آید .

اگر نتوانید به این مرحله از مهارت برسید ، احتمالاٌ اشکالی در ارائه القائات وجود دارد .

از طرف دیگر القائات و پیشنهادات میبایست حتی المقدور مثبت باشد .

مهم نیست در چه حد شما تمایل به ترک سیگار یا کاهش وزن یا خودداری از عصبانیت بی مورد دارید .

ضمیر نا خود آگاه بسادگی در برابر رفتارهای قدیمی ای که جنبه منفی داشته باشد مقاومت میکند .

بعبارت دیگر ضمیر نا خود آگاه از درک کلماتی از قبیل نکن ، هرگز و یا نه وسایر جملات دارای بار منفی عاجز است و بدنبال چیز هائی است که برایش قابل درک باشد ، کلمات کم کردن وزن و ساکت بودن نیز کلماتی با محتوای منفی است که برای ضمیر نا آگاه  بسادگی قابل درک و پذیرش نیست .

بنابراین ، در زمان فرموله کردن پیشنهادات مثلاٌ برای جمله از این پس سیگار نکش به موضوعی بیاندیشید که بار مثبت داشته باشد با تغییر جمله پیشنهادی به سلامت من در گرو ترک سیگار است بار منفی جمله به بار مثبت تبدیل میشود . با وزن کمتر سلامت بیشتر خواهد داشت بمراتب از جمله باید وزن خود را کاهش دهم موثر تر است .

در زندگی عادی وروابط با مردم نیز این مطلب صادق است . جمله خسته نباشید ، خستگی را تداعی میکند که بجای آن میتوان از خدا قوت که بار مثبت دارد استفاده کرد .

یا بجای گفتن من با پیشنهاد شما مخالفم بهتر نیست بگوئیم پیشنهاد خوبی است اما بهتر نیست در مورد آن بیشتر فکر کنیم شاید راه بهتری برای حل مشکل یافت شود . راه اول که با جمله مخالفت همراه است در شنوده ایجاد مقاومت میکند در حالکه جمله دوم همدلی را به همراه دارد .

یا بجای این کار را انجام نده - بگوئیم از تو انتظار انجام کارهای بهتری را دارم و.......

قانون دیگری که در مورد پیشنهادات و القائات باید در نظر گرفت ، باور پذیر بودن و منطقی بودن پیشنهاد است .

برای مثال اگر به خود تلقین کنیم که من میخواهم میلیاردر شوم درحالیکه چند میلیون نیز دارائی شما نیست ، مسلماٌ این یک پیشنهاد یا تلقین و القاء غیر منطقی است ، این پیشنهاد را میتوانید بصورت منطقی تر در آورید به این طریق که بگوئید تصمیم دارم با تلاش بیشتر ثروتمند شوم .

مسلماٌ این جمله بسیار منطقی تر از جمله قبل بوده و ساده تر مورد پذیرش ضمیر نا خود آگاه قرار میگیرد .

پیشنهاد باید کوتاه مدت باشد ، طبق یک قانون تجربه شده پیشنهاداتی که کوتاه مدت و زمان بندی شده و دقیق و روشن باشند وسیله ضمیر نا خود آگاه سریع تر پذیرفته میشوند .

شما اکنون موارد زیادی قانون مربوط به روش ارائه پیشنهادات و القائات را فرا گرفته اید .

فرا گرفته اید که القائات باید :

  • ·        ساده بوده وبرای شنونده قابل فهم و درک باشد.
  • ·        حتی المقدور القائات باید مثبت باشد .
  • ·         القائات باید باور پذیر و منطقی باشد .
  • ·        القائات باید کلمات ، فکر یا عملی طبیعی باشد .
  • ·        القائات باید بدون مقاومت تاثیر پذیر باشد .
  • ·        القائات باید به سه نتیجه ، انجام کار ، احساس هماهنگ و تفکر  بیانجامد .

نتیجه تمام جملات با لا را میتوان در یک جمله جمع بندی کرد .

القائات میبایست عمل ، فکر یا جمله ای باشد که شنونده باور کند .

برای رسیدن به این مرحله نیاز به تمرین است .

اولین تمرین مهم تمرین تصور ذهنی است ، تا شما نتوانید فکر ،جمله یا عملی را در ذهن خود تداعی کنید و با تمام وجود آنرا باور کنید ، بسیار بعید است که بتوانید آنرا برای دیگری باور پذیر کنید یا به عبارت دیگر تا خود به آنچه که میگوئیم ایمان نداشته باشیم القاء آن به دیگری عملی مصنوعی و بدون تاثیر خواهد بود .

تمرین تصور ذهنی بشما می آموزد که چگونه در خود اعتماد به نفس و باور موضوعات دیداری ، شنیداری و لمسی و احساسی را ایجاد کنید .