- انقلاب فکری

 

از نقطه نظر سیاست مداران و کارشناسان اقتصاد ، دنیا در حال حاضر مکانی اسفناک است، بنظر میرسد که همه چیز بطور وحشتناکی به وخامت میگراید و بنظر نمی رسد که کسی بتواند راهی برای ریشه کن کردن این بدبختی ها و بحرانها پیدا کند .

از نقطه نظر روانشناسی کانون مشکل در هر دو طرف یعنی کسانی که حکومت میکنند وکسانی که بر آنها حکو مت میشود متمرکز است .

انسان در حقیقت از بکار بردن نظامی بنام قانون در جامعه بطور صحیح عاجز مانده است .

همه ما در انتظار محکوم کردن دیگران یا یافتن محکومی برای آوارکردن علت این عدم اجرای قانون بر سر آنها یا او می باشیم تا تمام ضعف های اجتماعی خود را بپوشانیم ، نه تنها این کار اشتباه است بلکه بطور موذیانه ای طراحی شده مینماید .

زیرا انسان میبایست بر محیط و مشکلات محیط و ساختن آینده خود وحتی خلق زمان حال یا زندگی فعلی خود مسلط باشد .

یک ملت شبیه یک فرد از توان خواستن بهره مند است ، قدرت فراگیری یا پند گرفتن از تجربیات گذشته  و توان انتخاب و حق اظهار نظر وعقیده به  اینکه این دنیا زشت است یا زیبا را بطور مسلم دارد .

اما آنچه که امروز ناپدید شده است عدم خواست برای مشارکت در خواستن و جرعت دست و پنجه نرم کردن ویا تحمل مشکلات وداشتن هدف نهائی است .

از دولت ها گرفته به پائین این باور بطور گسترده رشد یافته است که ما در محاصره مشکلات و نیروهای غیر قابل کنترل چنان اسیریم که هیچ کمک و یاری دهنده ای نیز نداریم واگر هم باشد کافی برای حل مشکلات نخواهد بود .

گرچه این چنین طرز فکری باعث تقویت نیروهای ذاتی و اتکا به خویش است اما ادامه آن ریشه یاس را تقویت میکند .

اگر چه نمیتوان منکر شد که مشکلات موجود جدی است اما حقایق حقایق است و باید با آنها با قدرت دست وپنجه نرم کرد وبالاخره باید روزی شروع نمود و نقطه آغازی برای شروع تعیین کرد .

فقط حلاجی مشکلات حل کننده مشکلات نخواهد بود .

بسیاری از سنت ها – عادت ها- مراسم و مسائلی از این قبیل زنجیرهائی در جهت اسارت ملت ها هستند .

آنچه که مورد نیاز است انقلابی فکری است ، گسستن زنجیر های دست و پا گیر گذشته و برنامه ریزی برای ساختن آینده بدور از تعصبات چسبناک فکری براساس ایده های نوست .

برای رسیدن باین مهم هم دولت ها هم تک تک افراد جامعه باید دیگر پذیر باشند و باورکنند که انچه من بر آن چسبیده ام ممکن است صد در صد اشتباه باشد .

شاید تعمق بر عقاید دیگران یا حتی انان که برخلاف ما فکر میکنند بتواند راه گشای درک علل مشکلات ما باشد .

 ------------------------------------------------------------------------------

« زمانی که گالیله میگفت زمین گرد است و بدور خود میچرخد همه مصراٌ اورا بیدین و کافر میپنداشتند وحتی حکم قتل اورا صادرکردند . اکنون که به مردم آن زمان میاندیشیم بخوبی درمی یابیم که برای  آنان جز گروهی متعصب نادان که چسبیده بر عقاید صد در صد غلط خود بودند نام دیگری نمیتوان انتخاب کرد . ایا مردم فردا نیز چنین القابی برای ما و عقایدی را که  بر آن پا میفشاریم عنوان نخواهند نمود. ؟ ای کاش لحظه ای میاندیشیدیم» . م.