خودآموز هیپنوتیزم قدم به قدم

هیپنوتیزم و انواع آن .

قبل از وارد شدن به مبحث هیپنوتیزم بعنوان مقدمه لازم میدانم مبحث هیپنوتیزم جامع یا هیپنوتیزم عمومی را مطرح نمایم .

این شعار یا تئوری نیست بلکه واقعیتی است مسلم که:

همه افراد بشر هیپنوتیزم شده اند

زمانیکه فردی تحت تاثیر القائاتی قرار میگیرد که بطور موقت یا پایدار در او ایجاد باور میگردد هیپنوتیزم شده است .

در تمام جوامع افراد بشر تحت القائات مختلف که حاصل محیط فرهنگی و اجتماعی و باورهای سنتی و خانوادگی و اجتماعی و مذهبی و بومی و قبیله ایست چنان تحت تاثیر تکرار و تداوم تکرار قرار میگیرند که باور پذیرفته شده درست یا غلط جزئی از شخصیت آنان میگردد.

این باورها از محل به محل و نژاد به نژاد و ملیت به ملیت متفاوت است ،

 بطور کلی بدون در نظر گرفتن استثنائات به احتمال زیاد فردی که در کشوری با اکثریت مسلمان یا در خانواده ای مسلمان متولد میشود مسلمان تلقی میگردد با اعتقادات کم وبیش اسلامی  و کسی که در اروپا یا آمریکا یا کشوری با اکثریت مسیحی متولد میشود مسیحی و در هند و چین و تبت بودائی و در اسرائیل یهودی چرا؟-

زیرا جامعه هرکس القائاتی را به شخص تحمیل میکند که در اثر تکرار ، باور اوشده و در ضمیر ناخود آگاه او نقش بسته و جزو فرهنگ و اعتقادات او میشود 

تمام این باورها و تعصبات کسبی است ،

 هر جامعه و قومی هیپنوتیزم شده سنت ها وباورهای آن قوم است .

گاهی این باورها چنان قوی است که فرد هر باور مخالف آن را مطرود و منحط میپندارد .

 

انواع هیپنوتیزم

در اصل میتوان هیپنوتیزم را به دو گروه تقسیم کرد .

اگر فرد تحت تاثیر دیگری هیپنوتیزم شود (جامعه یا فرد دیگر ) هیپنوتیزم دو جانبه (دگر هیپنوتیزم ) و اگر فرد خود را هیپنوتیزم کند هیپنوتیزم فردی یا خود هیپنوتیزم نامیده میشود .

هیپنوتیزم دوجانبه یا دگر هیپنوتیزم  نیز به دو دسته هیپنوتیزم جامع یا (اجتماعی ) و هیپنوتیزم محدود یا بسته تقسیم میگردد.

هیپنوتیزم جامع در اثر القائات اجتماعی – تبلیغات –تلقین و تداوم و تکرار حادث میشود و جوامع بشری را در بر می گیرد ، نیازی به مغناطیس بدن یا وسائل هیپنوتیک و قدرت هیپنوتیزر نیست .

هیپنوتیزم محدود – فرد تحت تاثیر فردی دیگر (هیپنوتیزور ) از طریق تلقین ، مغناطیس هیپنوتیزورووسائل هیپنوتیزم قرار میگیرد .

اکثر حکومت ها از طریق رسانه ها ملت های خود را هیپنوتیزم میکنند .

تعصبات وطن پرستی ، ملیت گرائی ، سنت ها و تعصبات مذهبی و دینی و هرنوع تعصبی کسبی و حاصل القائات بومی و محلی و ملی است .

در مقاله( من ، ما ، همه، حق)  بیان کردیم که افراد بشر کم و بیش 4 گروهند ویا مخلوطی از 4 گروهند

فرد من گرا کسیست که باور قالب او من است و همه چیز را از دریچه منافع خود و منیت میبیند خانه من، وطن من ، فرزند من ، دین من ، حق من ، که بدوی ترین نوع بشر است ،

فرد من گرا که رشد کند تبدیل به فرد ما گرا میشود .خانه ما – شهر ما- وطن ما- فرزندان ما –دین ما – حق ما و.... ........

این فرد دیدگاهی وسیع تر از فرد من گرا داشته و متمدن تر شده است .

فرد ماگرا زمانی ارتقا می یابد که به فرد همه گرا تبدیل شود .

در اینجا دیگر وطن ما – دین ما – حق ما –مطرح نیست بلکه همه جهان و هرچه در آن است ، همه موجودات جهان مطرح است .

گرچه دیدگاه فرد همه گرا جهانی شده است اما تعالی بشر زمانی حاصل میشود که فرد حق گرا شود .

حق گرائی ماوراء همه گرائی است ، هرچه حق است مورد پذیرش است حتی اگر برخلاف منافع ما باشد .

مثال زدیم که زمین حق دارد بلرزد و نیروی درونی خود را جهت حفظ تعادل بصورت آتشفشان و زلزله بیرون بریزد ، حق زمین برتر از حق موجودات از جمله انسانهاست .

گیاه و درخت حق حیات دارند ، جانوران حق زیست دارند و..........

هدف از ذهن ورزی شستشوی دوباره ذهن ناخودآگاه از تمام تعصبات و باورهای موجود بی دلیل و ارتقا به سطح حق گرائی است .

غلام همت آنم که زیر چرخ کبود                   از آنچه رنگ تعلق پذیرد آزاد است

نگاه به تما م کائنات از دیدگاه حق گرائی وپذیرش همه کس وهمه چیز و قبول حق همه موجودات هدف حق گرائی و ذهن ورز حق گراست .

این حاصل نمیشود مگر با پرورش ذهن و باز بودن دیدگاه فرد و تفکر روشن و دور از علائق و تعصبات و واقع گرایانه به جهان بنگریم ، ذهن ورز حق گرا شاکر است و دیگر پذیر و بی تعصب و حق گرا .

قسم به زمان ، همانا که انسان زیانکار است مگر آنکه مومن باشد و عمل صالح انجام دهد و توصیه به حق کند و توصیه به صبر-------  سوره مبارکه والعصر –

تمدن بشری   

شاید تعریف تمدن یا انسان متمدن مشکل باشد و هر تعریفی نتواند جامع باشد ، اما در یک جمله کوتاه میتوان گفت که :

انسان متمدن کسی استکه بحق انسانها و موجودات دیگر تجاوز ننماید.

شما آزادید هر چه میخواهید بکنید مشروط بر آنکه به حق سایر انسانها ، موجودات ، محیط زیست ، و کره خاکی خود و سایر کرات و کائنات تجاوز نکنید .

در اسلام خداوند این مسئله را برای انسانهای بیدار و مومن با اشاره به گونه ای عملی به عناوین مختلف بارها بیان فرموده است.

برای مثال در مراسم حج – در زمان احرام شما حق ندارید به جانور به گیاه حتی به موی خود وروی خود تجاوز کنید ، اگر پشه ای بر بدن شما نشسته است حق کشتن آنرا ندارید ، حق ندارید موی خود را اصلاح کرده یا بکنید ، حق ندارید گیاهی را لگد مال کنید یا شاخه وگلی را بچینید یا حتی حق نداری گل را ببوئید حتی حق ندارید روی خود را در آئینه ببینید حق ندارید در سایه راه بروید یا خود را از نور خورشید بپوشانید وحتی حق ندارید به جامه خود سوزن بزنید باید جامه ندوخته بپوشید و.......

بسادگی این تمرینی است برای حق گرائی و تحول انسان و متمدن شدن انسان .

افسوس که به حج میرویم بدون آنکه فلسفه اصلی آنرا درک کنیم و فرا گیریم ومتحول شویم .

 

قدرت

لزوم بقای جامعه بشری اعمال قدرت است .

قدرت انواع مختلف دارد .

1)    قدرت فیزیکی – نازل ترین نمونه قدرت است چه وسیله ابزار و سلاح و چه وسیله نیروی بدنی.

2)  قدرت ذاتی یا روحانی – گروهی از افراد در جامعه از نظر شخصیت و منش یا مقام و جایگاه صاحب جذابیتی هستند که دیگران یا حد اقل کسانی که آنان را باور دارند را تحت تاثیر قرار میدهند مثل استادان ، معلمین ، هنرمندان ،خدمت گذاران جامعه – دانشمندان – پدر و مادر و...

این افراد یا دارای قدرت درونی اند یا قدرت کسبی مقام و جایگاه .

3)قدرت تخصصی – افرادی که دارای تخصصی هستند مثل پزشکان ، مهندسین ، افراد فنی، لوله کش، بنا، نجار، راننده و.... در حوزه فعالیت خود صاحب قدرت تخصصی هستند و ناچاراٌ افرادی که تخصص مذبور را ندارند به آنان و تخصص آنان وابسته اند .

4) قدرت اهدائی – در جامعه بسته به نیاز به گروه یا فردی قدرتی اعطا میشود مثل قاضی – پلیس – ارتش – مدیر – کارمند – نگهبان و.... این افراد بر اساس قدرت اهدائی در جامعه اعمال قدرت میتوانند نمایند .

هرکجا که نمونه ای از قدرت به چالش کشیده شود قدرت منجر به قدرت فیزیکی میشود .

در هر کجا و هر لحظه اگر صاحب قدرت از حدود قدرت خود تجاوز کند انسانی وحشی ، نا متمدن و متجاوز و خائن به جامعه بشری است .

برای مثال اگر پزشکی از دانش خود برای سر کیسه کردن مردم استفاده کند متجاوز و نامتمدن است، اگر یک قاضی بعلت حق قضاوت اهدائی رای خلاف عدالت بدهد متجاوز و خائن و نا متمدن است . اگر پلیس که وظیفه او حفظ امنیت و آرامش است بر علیه افراد جامعه عمل کند متجاوز است .

جامعه ای متمدن تر است که افراد آن تحت تاثیر القائات کسبی عدم تجاوز به حقوق دیگران را باور و جزو ضمیر نا خود آگاه خود نموده اند .

هیچ قانونی هر چند کامل نمیتواند به تنهائی مانع و باز دارنده افرادی باشد که به قانونشکنی یا عدم توجه به قانون عادت کرده اند و اطاعت از قانون را باور ندارند .

جوامعی موفق بوده اند که عدم تجاوز به حقوق دیگران را در ضمیر نا خود آگاه افراد جامعه خود القا و به باور نشانده اند .

پس هیپنوتیزم عمومی میتواند در راستای متمدن کردن یک جامعه کار ساز باشد و هم چنین از سوی دیگر میتواند در دست حاکمان جامعه در مسیری انحرافی جامعه ای بسته با تعصبات هدف دار به نفع حاکمان بوجود آورد .

هیپنوتیزم عمومی بعلت قدرتی که در القاء باورها دارد چنان گسترده عمل میکند که در مدت زمانی کوتاه میتواند جامعه ای متعصب و نژاد پرست مثل آلمان هیتلری یا ایتالیای فاشیست و اتحاد جماهیر و چین کمونیست و امریکا و اروپای کاپیتالیست و کشورهای مسلمان با تعصبات مذهبی و دینی خاص یا هندو و مائوئیست و یهودی متعصب بوجود آورد ویا بر عکس انسانهائی متمدن و آزاده پرورش دهد .

و یا چنان تعصبی در افراد جامعه خود بوجود آورد که حتی قتل و کشتار و غارت مخالفین خود را واجب و عملی منطقی یا مقدس قلمداد کند .

و یا فردی را با تبلیغات در گروه خود چنان مقدس و مهم نماید که مریدانش هرساله هم وزن او طلا هدیه اش کنند .

یک سمبل جامعه را مقدس یا قهرمان یا خائن یا کبیر وصغیر کنند .

همه اسطوره های تاریخ کبیرها و صغیر ها و پدر ملت ها اگر کاری انجام داده اند به تنهائی انجام نداده اند بلکه گروه بسیاری در گیر ماجرا بوده اند اما در اثر تبلیغات و القائات همه بنام آنان ثبت شده است .لذا میتوان به جرعت گفت که نه کبیر و قهرمان و قدوسی چنان کبیر و قهرمان و مقدس بوده است که در باور ماست .

همانگونه که با هیپنوتیزم میتوان سیب زمینی خامی را بجای شیرینی به خورد هیپنوتیزم شده داد که آنرا با لذت بخورد ، با هیپنوتیزم عمومی نیز میتوان براحتی  یک فرد عادی را برای هیپنوتیزم شدگان رستم دستان کرد .

فقط یک ذهن ورزیده میتواند با دیدی باز و منطقی دور از تعصبات اثر این القائات را دریابد و باورهای بزرگ شده ذهن خود را تعدیل کند ، خرافات را از واقعیات باز شناسد و بجای دیدن افراد در کاغذ کادو یا انتخاب شکلات از روی روکش آن بدنبال واقعیت درون شکلات باشد و بجای دیدن انسانها در لباسها ومقامهای زرق وبرق دار کاذب همه را مثل هم بدون پیرایه ها و پوشش ها در حمام ببیند . و آن زمان است که برای یک رفتگر همان جا و مقام و احترامی را قائل است که برای یک وزیر و پادشاه ، زیرا همه را بدون القاب و ظواهر زیبنده خواهد دید ، همه را انسان میبیند .

اگر اندکی بیاندیشیم و تعصبات و باورهای خود را تجزیه و تحلیل کنیم قدمی بزرگ در راه تعالی بر داشته ایم .