امواج مغزی خاص 

 دردهه 1920 برای اولین بار دانشمندی بنام هانس برگر دریافت که مغز در شرایط الکتریکی مستمری قرار دارد و امواج مختلفی را در شرایط متفاوت از خود بروز میدهد .

بعد ها با استفاده از دستگاه الکترو انسفالو گرافی امواج چهارگانه مغزی با فرکانسهای متفاوت و خواص متفاوت مشخص گردید .

کند ترین ریتم این امواج دلتا  با پسامد نیم هرتز تا 3 هرتز در ثانیه بیشتر در حالت خوابهای عمیق و ریتم تتا  بین 4 تا 7 هرتز در ثانیه بیشتر در جریان رویاها و گسترده ترین ریتم یعنی امواج آلفا  با پسامد 8 تا 13 هرتز در ثانیه بیشتر در حالت چشم بسته و آرامش و بسط ماهیچه ها – ریلا کسیشن – مشاهده میشود و نهایتاٌ ریتم بتا با فرکانس 13 تا 30 هرتز در ثانیه در شرایط تمرکز و جذبه و تمرکز عمیق و فعال مغزی در بیداری و خواب و زمان حل مشکلات پیچیده مشاهده میشود .

اما در حالت مدیتیشن های پیشرفته و یوگائی و تبتی بصری و غیر بصری با نامهای سعادت و برکت و جذبه و وجد و سر خوشی joy و.... بعد از امواج بتا امواجی با فرکانس 39 تا 50 هرتز در ثانیه مشاهده میشود که بعلت ویژه بودن آن هنوز نامی برای آن انتخاب نشده است .

در حالت مدی تیشن متنوع معمول در غرب یا TM  گستردگی امواج آلفا با چشم بسته از همه بیشتر است ، که نمایانگر برقراری حالت آرامش و ریلکس جسم و روح است .

 

آئینه روان MIND MIRROR

یکی از پیشرفته ترین روشهای بررسی کارکرد مغز بویژه نحوه کارکرد دو نیم کره که ثابت شده است اعمالی کاملاٌ متفاوت از هم دارند ، مطالعه مغز با استفاده ازروشی  بنام آئینه روان است .

در این روش هر نیمکره از طریق پوست جمجمه با 12 الکترود به دو دستگاه مجزا متصل میگردد و فعالیت های هر نیم کره بصورت امواج نوری قابل رویت است .

این روش آزمایش مشخص نمود که نیمکره چپ به مباحث تفکرات منطقی ، آموزش زبان ، استدلال به روش مقایسه (استدلال قیا سی ) و تفکرات اصولی و ریاضی و... میپردازد .

و نیمکره راست مغز ، مرکز بررسی های خلاقانه یا خلاقیت تصویری ، تصور شکل ، درک ویژگیهای اجسام ،ادراکات سمبلیک ، تصور مفاهیم مجرد و مطلق و پدیده های آرمانی غیر استدلالی و.... است .

بسته به نوع محیط و شرایط تربیتی و کسبی در گروهی نیم کره چپ فعال و در گروهی دیگر نیم کره راست فعال تر است .

در واقع گروه اول در زمان یادگیری و تجربیات کسبی بر اساس فرهنگ و باورها و نوع آموزش و محیط احاطه شده اجتماعی ( تفکرات غربی ) نیم کره چپ را به فعالیت واداشته و فعال تر کرده اند درحالیکه گروه دیگر ( فرهنگ شرقی ) به ورزش ذهنی و فعال کردن بیشتر نیم کره راست مبادرت نموده اند .

و نظر باینکه خواستگاه مدی تیشن بیشتر شرق بوده است فعالیت بخش نیم کره راست که خواستگاه تصورات احساسی و پدیده های آرمانی و سهل الوصول و سهل الباور غیر استدلالی است بیشتر بوده است،

 لذا در حالت مدیتیشن به علت اینکه  فعالیت امواج مغزی آلفا و تتا و بتا بترتیب نقش فعال تری داشته است  ، انجام مدیتیشن سبب فعال شدن قسمت عظیمی از دو نیم کره میگردد .

از نظر ذهن ورزی مدی تیشن موجب فعالیت ذهنی و ورزش ذهنی در عین حال آرامش و خودسازی ذهنی میگردد زیرا دامنه تصورات ذهنی و تخیل ورویا بمراتب از دامنه تفکرات منطقی بیشتر است . و در حقیقت محدودیتی ندارد ، در حالیکه تفکر منطقی و استدلالات محدوده بسته و تعین شده ای میتواند داشته باشد که مطابق با قوانین پذیرفته و اثبات شده ریاضی و فیزیکی است .

(در این جا ناچارم به حاشیه بروم و اعلام کنم که یوگا که اگر فرصت شد بعداٌ به آن میپردازیم پدر و پدید آورنده مدیتیشن و ذهن ورزی است ویا بهتر مدیتیشن و ذهن ورزی فرزندان و یا شاخه ای منشعب از یوگا میباشند و ذهن ورزی روشی در زندگی برای بقای حیات با تسلط به محیط و عوامل محیطی در راه رسیدن به حد کمال انسانی  است . و مدیتیشن در این مسیر برای تقویت دیدگاههای تصوری و ذهنی و ایجاد آرامش و فراهم آوردن امکان تسلط  فکری در تصمیم گیریها در خدمت ذهن ورزی می تواند باشد)

شایان ذکر استکه اگر تمام افراد بشر در یک زمان و به یک روش مدی تیت کنند ، بعلت اعتقادات ، فرهنگ ، باورها ، خصوصیات فردی ، ویژگیهای اجتماعی و هزاران عامل غالب دیگر میتوان ادعا کرد که نتیجه حاصله به تعداد افراد بشر متفاوت بوده و هرگز گونه مشابهی ندارد .

چرا که نتیجه مدی تیشن حاصل تصورات ذهنی مدیتور میباشد .

ذکر این نکته نیز خالی از لطف نیست که بعلت انتشار امواج مغزی بویژه امواج آلفا تا بی نهایت بسیار مشاهده شده است که فکری برای اولین بار به ذهن فردی رسیده است که بکر و تازه بوده است اما پس از مدت کوتاهی در منطقه ای دیگر از جهان بدون وجود هیچ گونه ارتباط و آگاهی این پدیده یا تفکر یا ایده بکر به ذهن دیگری نیز خطور کرده است . و هرچه تعداد افرادی که از این فکر تازه مطلع شده اند بیشتر باشد بعلت انتشار بیشتر امواج الفا این ایده به ذهن  افراد بیشتر در زمان کوتاه تری در نقاط دیگر

خطور خواهد کرد ( تله پاتی امواج هم پساوا )

این پدیده بنام پدیده (( صدمین میمون )) مشهور شده است .

پدیده صدمین میمون

برای اولین بار در نژادی از میمونهای ژاپنی یک میمون متوجه میشود که اگر سیب زمینی خود را با آب دریا تر کند خوشمزه تر میشود .

این میمون تجربه خود را با میمونهای هم نژاد خود در محل زندگی خود نیز یاد میدهد ، پس از مدتی مشاهده میگردد که تعداد زیادی از میمونهائی که در جزایر دیگر زندگی میکرده اند و هیچگونه ارتباطی با دسته قبلی نداشتند از این روش تقلید میکنند .

این تجربه همچنین ثابت کرد که هر چقدر ایده های رفتاری گسترده تر گردد بعلت گستردگی بیشتر امواج آلفا گروه های بیشتری در جای دیگر بدون هیچ ارتباطی سریع تر ایده جدید را بروز میدهند .

از نظر ذهن ورزی این تئوری پذیرفته شده استکه هر چقدر گروه های ذهن ورز که من نام آنها را از سالها پیش ((( آگاهان ))) نهاده ام بیشتر شود خود بخود جامعه ای از ذهن ورزان یا آگاهان را در سراسر جهان پدید خواهد آورد .

لذا معتقدم که ذهن ورزی بعلت نشر امواج مغزی و سرعت حرکت این امواج و گستردگی آن حالتی مسری است – مسری نه به معنای بیماری بلکه به معنای همه گیری – که با بوجود آوردن گروهی ذهن ورز یا گروه آگاهان جامعه ای بدور از ملیت و نژاد و مرز و اعتقادات دینی و مذهبی و فرهنگی ... بسیار گسترده بوجود خواهد آمد که عصری جدید پدید ار میگردد .

از این روست که ادعا میکنیم که دنیای فردا دنیای ذهن ورزی یا جهان آگاهان است .