50- ترس

بطور خلاصه میتوان گفت که زندگی ذهنی ما و بخصوص نیروی خلاقیت فکری عاملی است که شخص را برای برخورد با محیط خارج آماده میکند .

انسانی که از توان مغز خود بدرستی استفاده میکند و کسیکه چگونگی هدایت فکر خود را فرا گرفته است در مواقع برخورد و روبرو شدن با مشکلات و موقعیت های غیر منتظره بجای سراسیمه و کور کورانه باطراف پناه بردن با خونسردی ودرایت در پی یافتن راه چاره و راه فرار خواهد بود .

اما فکر کردن شبیه هر عمل دیگر وجود انسان گاهی دچار عواملی و عوارضی میگردد که ناشی از عدم کنترل آن است .

همانگونه که سیستم گردش خون میتواند تضمین کننده سلامت و حیات ما باشد در همان زمان نیز میتواند عاملی در خدمت امراض برای پخش شدن در بدن باشد .

فکر ما نیز در عین مفید بودن وراهنما بودن میتواند واسطه ای برای یک سری مشکلات باشد ، اما همه این مسائل به میزان کنترلی بستگی دارد که ما در جهت دادن آن اعمال مینمائیم .


ترس عاملی ناخود آگاه سرچشمه گرفته از ضمیر نا خودآگاه و عکس العملی خود بخودی در مواجهه با عوامل غیر منتظره و ناشناخته است ، زمانیکه فکر ما در جهت ترس بدون دلیل و نگرانی تمایل پیدا میکند ایجاد یک سری اعمال بی فایده در پی خواهد داشت .

یک سری عکس العمل های نا مطلوب خارج از کنترل در فعالیت های ما بوجود می آید که بعنوان عوامل یا حالات نگرانی – تشویش – کاهش انرژی –احساس ضعف و عدم خلاقیت و تفکر و غیرو خواهد بود .


 پایه ترس اکثراٌ بجز عامل روانی و تصوری بطور جامع که ناشی از تجربیات و دریافت های گذشته است اساس دیگری ندارد .

اما مشکل اینست که گرچه عامل ترس اکثراٌ بزرگ کردن تصورات آنی است اما چنان باوری در شخص بوجود می آورد که عواقب آن در خارج از حدود فکری فرد بسیار عظیم تلقی میگردد.

انسان در هر لحظه از دو منبع ذهن یا ضمیر آگاه و ذهن یا ضمیر نا خود آگاه نیرو میگیرد .

لذا دو دیدگاه عینی و ذهنی مختلف دارد و از تلفیق این دو دیدگاه نتیجه گیری میکند .

دیدگاه عینی دیدگاهی واقعی نشئات گرفته از ذهن آگاه و مربوط به حال یا زمان حاضر است ،

دیدگاه ذهنی نشئات گرفته از تجربیات گذشته باورشده به حافظه نا خود آگاه سپرده شده است.

تلفیق این دو از طریق تداعی عینیت وتطابق با ذهنیت و نتیجه گیری نهائی بسته به غالب بودن ذهن به عین یا عین به ذهن انجام میشود .

نظر باینکه باور های تجربی همیشه نمی تواند با حقیقت منطبق باشد و درست باشد اگر ذهنیت بر عینیت غلبه داشته باشد تصمیم یا عکس العمل اتخاذ شده ممکن است بر اساس باور غلط ،  غلط باشد .

لذا تنها چاره ای که برای پرهیز از این عواقب و کنار آمدن با تمام ترس ها چه عامل روانی و چه عامل جسمی داشته باشد فرصت دادن به دید عینی برای سنجش آن است که با خونسردی روبروشدن با هر نوع ترس و نگرانی است .

در بسیاری از موارد تجزیه و تحلیل کردن ترس ها و نگرانی ها و ریشه یابی آنها و کشف علل بوجود آوردن آنها بطور چشم گیری باعث بهبود ترس و رفع آن میگردد .

این عمل در واقع جز  به عینیت در آوردن ذهنیت و فرصت دادن به فکر برای تجزیه و تحلیل و جدا کردن واقعیت از عوامل واهی نیست .

البته تعداد کمی از ترس ها و نگرانی ها عامل واقعی و دلیل منطقی دارد .

چنانچه قبلاٌ نیز در اوایل این سلسله مطالب بیان کردیم زمانیکه مغز یا ذهن بر چیزی یا موضوعی متمر کز میشود و این تمرکز تکرار میگردد آن عامل یا موضوع هر چند سطحی و کوچک بزرگ و مهم جلوه میکند وزمانیکه بصورت باور در آمد  بهمان طریق در ذهن ناخود آگاه ما ذخیره میگردد .

ذهن ناخود آگاه بر خلاف حافظه کمتر بصورت ارادی قابل دسترسی است اما همیشه در درون انسان هوشیار و فعال است حتی در خواب و بیهوشی 

تنها عمل تداعی نمودار کننده محتویات ویا ذخائر ذهن نا خود آگاه است .

لذا میبایست با خویش صادق بود و با روبرو شدن و خونسردی در برابر این نوع ترس ها و تشویش ها به آنها لبخند زد و جرعت مقابله با آنرا یافت .

هدف از ذهن ورزی رسیدن به این آگاهی است که دیگاه عینی را غالب بر دیدگاه ذهنی کنیم و با بررسی اندوخته های ذهنی نسبت به تجزیه تحلیل ذهنیت ها باورهای نادرست را از باورهای درست و منطقی باز شناسیم و دست ذهنیت های واهی را بخوانیم و اجازه تسلط آنها را بر تصمیماتمان ندهیم .

یکی دیگر از راه های غلبه بر نگرانی ها و ترس ها سعی در کوچک شمردن آنها و عدم اندیشیدن و توسعه فکری در مورد آنها است .

شاید بی مورد نباشد که در مورد دیدگاه های عینی و ذهنی توضیحات بیشتری در ادامه این مبحث آورده شود . چون نگارنده در کتابها و مقالات بیشماری بویژه در مورد آموزش هیپنوتیزم و مانیه تیزم و مدیتیشن دیده ام و خوانده ام که نویسندگان توصیه میکنند جسم یا فردی را انتخاب کنید و در ذهن خود آنرا با تمام جزئیات مجسم کنید . یا این افراد خود مبادرت به چنین کاری نکرده اند ویا از نیروی سحر انگیزی برخوردارند که من از آن بهره ای ندارم .

اما به جرعت میتوان گفت که اگثر این نوشته ها یا تکرار و تقلید از دیگران است و یا تصورات ذهنی نویسنده است و هرگز خود آنچه را که نوشته است تجربه نکرده است .

برای روشن شدن مطلب ، خودتان تجربه کنید موضوع یا شئی را خوب نگاه کنید این عمل تصور عینی است ، حال چشمان خود را ببندید و خصوصیات آن موضوع یا شئی را در ذهنتان تصور کنید . این عمل تصور ذهنی است .

هرگز نمی توانید نمای کامل  یا عینیت کاملی از موضوع در ذهن خود تصور کنید اولاٌ تصور ذهنی شما سیاه و سفید است وهرگز رنگی نیست ،(البته درحالت چهارم خواب ورویا که بعداٌ توضیح داده خواهد شد تصاویر میتواند رنگی باشد یا ذهن رنگهای مختلف را تجربه و تشابه سازی کند ، که حالتی ویژه در مدیتیشن و خواب هیپنوتیزم است )  به هیچ وجه واضح نیست بلکه نما ئی از موضوع است اما شما در ذهنیت خود آنرا همان موضوع یا شئی تلقی میکنید.

تصورهای عینی ذهن آگاه مربوط به اعصاب سمپاتیک است و تصور ذهنی مربوط به بخش پاراسمپاتیک . (در مورد آن بعداٌ توضیح داده خواهد شد )

برای مثال اگر تصویر عینی شخصی را در ذهن خود تصور میکنید تصویر ذهنی شما به هیچ وجه مشابه تصویر عینی نیست اما ذهن شما آن تصویر گنگ نامفهوم را همان تصویر واقعی انگار میکند .

چرا که ذهن ناخود آگاه همه خاطرات مربوط به موضوع را و موارد مشابه نزدیک بانرا در هم ادغام و اسطوره ای از آنچه که باور کرده است را مجسم میکند که میتواند بر اساس باورهای غیر واقعی، غیر واقعی باشد .

حال تصور کنید که شما شخصی یا چیزی را که اصلاٌ وجود ندارد براساس تصورات ذهنی  شنیده شده، در ذهن خود مجسم کنید برای مثال شما انسان فضائی یا جن را ندیده اید اما در باره آنها بسیار شنیده اید ، حال اگر بخواهید آنرا در ذهن تصور کنید چه خواهید دید .؟

کاملاٌ مطلب بسته به باورهای شماست . بسیاری از تصورات ذهنی ما بر اساس همین باورها زمینه ساز ترس ها و نگرانی های ما هستند .

خاصیت ترسها و نگرانی ها آنست که بزرگ و ترسناک و غیر قابل حل باشند وگرنه، نه ترس است و نه جای نگرانی .

در ذهن خود از کاه کوه نسازید به عینیت ها و واقعیت ها فرصت دهید که به مبارزه با باورهای نادرست در آیند این میسر نمی شود جز آنکه کمی شکیبا باشید و در روبرو شدن با ترس ها و نگرانی ها خونسردی خود را حفظ کرده به فکر خود اجازه تحقیق و بررسی و تجزیه و تحلیل مسائل را بدهید .

مطمعن باشید  این تجزیه و تحلیل در کثری از ثانیه انجام میشود .

ایا یک لحظه تامل در مقابله با ترس ها و نگرانی ها انقدر غیر قابل تصور و غیر ممکن است که یک عمر همراه ترس ها و نگرانی ها بودن را بان ترجیح میدهید .

غول ترس حبابی است که با یک سر سوزن تامل میترکد و نابود میشود .

ترس ها از نظر ماهیت چند گونه اند ، اول ترسهای واقعی برای مثال ترس از بلندی و سقوط ، ترس ازمهاجم ، وترسهای مشابه که در برابر آن باید با خونسردی راه چاره جست.

دوم ترسهای نیامده ترس از آینده ، ترس از شکست ، ترس از بیماری که میبایست راه های پیشگیرانه را در پی گرفت و آنر به آینده واگذار کرد ، اکثر این نوع ترسها تصوری است و به واقعیت نمی انجامد .

ترس های  واهی  اکثرا ٌ ناشی از نا آگاهی در مورد عامل ترس است از تاریکی میترسیم چون نمیدانیم در محیط تاریک چه چیزی وجود دارد این ترس از نا آگاهی است چراغ روشن شد ترس زائل میشود . این نوع ترس ها تصورات ذهنی است و اکثرا، واهی است . ومقابله با آنها فقط آگاهی بیشتر در مورد آنها و تجزیه تحلیل آنها ست .