42-تصورات ذهنی  (1)

گاه به گاه ما در مورد نیروهای نهفته در ذهن و روش صحیح بکارگیری آنها و عمل بر اساس کار کرد آن بعنوان سرچشمه انرژی صحبت کرده ایم .

آیا هرگز به ذهن شما خطور کرده است که تصورات ذهنی چگونه می تواند یاور شما برای یافتن جهت صحیح درزندگی باشد.

اگر چه تصورات ذهنی یا خیال بافی ممکن است  بتواند به واقعیت ها بیانجامداما عامل رشد دهنده امید ها است .

ذهن خود را در مورد مسائل مختلف و مثبت زندگی از طریق تصورات ذهنی تقویت کنید . زیرا انسان بدون تصور و خیال پردازی از نظر فکری بهر جهت کشیده میشود .

تصورات ذهنی جلا دهنده روح آشفته و نا امید انسان است.

تصورات و خیالات خود را بعنوان شمعی برای یافتن راه های بهتر زندگی بکار گیرید .

زندگی دلخواه و مطلوب را در ذهن خود تصویر کنید ، دنیائی را که مایلید صاحب شوید و شخصیتی را که در وجود شما نهفته است و به آن عشق میورزید و می خواهید در نهایت به آن برسید تصور کنید .

اما اجازه ندهید که این تصورات بصورت خیالات و خواب روزانه یا بیدار خوابی توسعه یابد.

اگر چه هیچ انسان بزرگی بدون تصورات ذهنی به این مقام نرسیده است اما اگر فقط این تصورات بصورت آرزوها و خیالات بدون در نظر گرفتن توان و واقعیات روزمره فرد گسترش یابد به خطر بیدار خوابی خواهد انجامید .

همه ما بدون شک کم وبیش دچار بیدار خوابی هستیم ، برخی چنان به آن میپردازند که از انجام هر کاری باز میمانند و افرادی خیالپرداز خواهند شد ، اما اگر این خیالات در زمان انجام کاری یا اقدام به حرفه ای و شغلی آمال و آرزوها و خواستی را در دل بپروراند و بخواهید که به آن نهایت برسید ، تصورات ذهنی گرم کننده روزهای مشغولیت شما خواهد شد .

نشستن و فقط فکر کردن و خیال پرداختن گر چه شیرین است اما فقط میتواند داروی مسکنی برای مریض روحی باشد و استعمال زیاده از حد دارو حتی باعث نابودی ومرگ توان ذهنی و قدرت ذهنیت میگردد، گذشته از آنکه فرد را از عمل باز میدارد.

فقط تصورات ذهنی مثبت است که افرادی چون نیوتن را بوجود می آورد و باعث توسعه قدرت ذهنی فرد میگردد .

کسی که فکر میکند ارباب کسی است که عمل میکند اما بر تر ازهردو وارباب هردو کسی است که فکر میکند و به فکر خود عمل میکند .

در دنیای امروز متاسفانه پاره ای افراد چنین القا کرده اند که ذهن ورزی همان مدیتیشن است .

و حتی کلاسهای مدی تیشن را کلاسهای آموزش ذهن ورزی مینامند .

 در این مقاله که توان تصور ذهنی مورد بحث است بی مناسبت نیست که در این مورد نیز اشاره ای داشته باشیم .

مدیتیشن جزئی از ذهن ورزی است اما ذهن ورزی یا ورزش ذهنی نیست  . زیرا هدف مدی تیشن رسیدن از جزئیات به کل است با استفاده از ایجاد تصورات ذهنی در کشف ماهیت کل از جزئیات .

در مدیتیشن این فرض است که هرچه در بالاست نمونه ای نیز در پائین دارد ، یعنی کل کائنات صاحب انرژی حیاتی ای استکه هر جزئی از کائنات از این کل انرژی حیات میگیرد و بدان وابسته است.

جهت درک کل میبایست با اندیشه ودرک در جزئیات  به آن رسید .

انسان فقط دارای پنج حس فیزیولوژیک شناخته شده بینائی و شنوائی،چشائی و.... نیست بلکه هزاران حس روحی دیگر دارد که احساس باطنی اوست .مثل احساس ترس ، گرسنگی ، خشم ، لذت ،نفرت ، قدرت ، ضعف ، رویا پروری ، غلو،حس تعادل  و......

خاصیت مغز و ذهن انسان توانائی ارتباط با جهان و کائنات از طریق تمام احساسات جسمی و ذهنی است .

با تفکر واندیشه به اجزائ جهان بکمک تصورات یا احساسات ذهنی میتوان به شناخت کل نائل آمد . مدی تیشن از خاصیت تصورات ذهنی استفاده میکند .

یا در واقع اگر از ما بخواهند که مدی تیشن را در یک جمله تعریف کنیم برخلاف تمام تعاریف فلسفی و وذهبی وروانشناسی و... که از مدی تیشن از صدها هزارسا ل پیش تاکنون در مورد آن شده است و به آن جنبه های روحانی و مذهبی و ماورائی واسار آمیز  داده اند ما آنر به سادگی :

توسعه تصورات ذهنی = با مدیتیشن

مینامیم . در واقع از نظر ما مدیتیشن مسیر یا فعالیتی است برای توسعه تصورات ذهنی بر روی موضوعی خاص با ایجاد خلسه برای کسب توان استفاده از تصورات ذهنی . ما در ذهن ورزی نیازی به ایجاد خلسه برای تصورذهنی نداریم بلکه یک ذهن ورز میبایست قادر باشد که با تمرکز بر هر موضوع ومطلبی در هر زمان در حالت هوشیاری کامل قا بلیت تصور ذهنی را داشته باشد .

   یک ذهن ورز بکارگیری این تصورات و واقعیات محیطی دیگر را در به فعل در آوردن آن با آموزشهائی که از ذهن هوشیار گرفته است درجهت و مسیر زندگی خود و محیط خود مد نظر دارد .

هدف یک ذهن ورز رسیدن به کمال انسانی است درحالیکه هدف یک سالک درک کمالات حق یا عالم ملکوت است به تصور آنکه از طریق مکاشفه بکل و کمال نزدیک شود .

مدیتیتور در صدد کشف سیمرغ است اما ذهن ورز میداند که خود ، آو سی مرغ است (عطار)

گرچه ممکن است بر اثر تفکر و تمرکز و ریز بینی ذهن کارور تقویت شود اما اصل مطلب که هوشیاری وبکارگیری یا عملی کردن  بخش خفته ذهن است نادیده گرفته میشود .

مثل کارگری که در اثر حمل بارهای سنگین قوی میشود . اما این کارگر ورزشکار نیست .

ویا دوره گردی که برای فروش کالای خود فریاد میزند حتی ممکن است اشعاری آهنگین راهم هر روز تکرار کند اما آوازه خوان بحساب نمی آید برای ورزشکار شدن میبایست فنون ورموز رشته ورزشی را نیز آموخت و برای خواننده شدن میبایست هنر موسیقی ونت ها را نیز آموخت .

هدف ذهن ورزی پرورش انسانهائی است با قابلیت های بر تر از انسان معمولی انسانی که بتواند از قابلیت های مغز خود تا حد مقدور استفاده کند .

یک ورزشکار ذهن ورز براحتی می تواند یک سا لک مدیتیتور باشد اما یک سالک مدیتیتور یک ذهن ورز بحساب نمی آید .

در حقیقت مدیتیتور استفاده کننده یا کاربر علم ذهن ورزی است نه یک ذهن ورز .

همانگونه که یک هیپنوتیزور کاربر ذهن ورزی است که از فنون ذهن ورزی وتوان وقابلیت های تمرکزفکر و تلقین جهت نفوذ و تسلط به سوژه استفاده میکند اما صرفآٌ یک ذهن ورز حرفه ای بحساب نمی آید. ممکن است در زندگی فردی خود قدرت یک تصمیم گیری درست را نداشته باشد ویا رموز موفقیت را به آن حدی که یک ذهن ورز میداند نداند .

گرچه این بحث نیاز به گسترش بیشتری دارد که درمقالات مربوط به مدیتیشن بیشتر به آن خواهیم پرداخت اما همین مختصر برای روشن شدن ومتمایز شدن این دو موضوع در این مقاله کافی بنظر میرسد .

اما در مورد تصورات ذهنی ناچاریم بسط مطلب را در مقالات بعد نیز ادامه دهیم .