40- غرور

اگر ماشینی عیبی پیداکند و کارکرد آن دچار نقص گردد ، منطق و عقل هوشیار پیشنهاد میکند که آنرا مورد بازرسی قرار دهیم و عیب آنر جستجو کنیم و درصد د رفع آن برائیم.

از طرف دیگر همین منطق و عقل سلیم پیشنهاد میکند که این ماشین معیوب میبایست وسیله فرد وارد و متخصص که فن آنرا میداند مورد بررسی و تعمیر قرار گیرد .

جای بسی شگفتی است که همین انسانی که اگر منطقی و منصفانه عمل کند بمقامی در حد فرشتگان ارتقا می یابد ، این روش منطقی و عقلانی بدیهی را در مورد ماشین وجود خود و مغز خود اعمال نمی کند .

عصبانیت بیجا – بد خلقی – نق زدن – عدم قدرت تصمیم گیری – بی تحرکی و کاهلی – غرور و تعصب – کینه و نفرت – حسد و رشک –ناشکیبائی وعدم تحمل – توقع از همه –

تکبر و خود بزرگ بینی –و..... بسیاری دیگر از این عیوب نشان دهنده عدم کارکرد و عیب و نقص در ماشین فکری و ذهنی و ماشین وجود انسان است .

در اکثر موارد علت بوجود آورنده این حالات ، آنقدر ناچیز است که حتی آنرا میتوان بمنزله ذره اشغالی در راه سوخت ماشین تلقی نمود ویا به کثیف بودن فیلترهوای کاربراتورماشین تشبیه کرد که باعث بد کارکردن وحتی توقف ماشین میگردد و با یک نظافت یا سرویس کلی یا حتی با یک باد گرفتن کاملاٌ نقص برطرف میگردد.

اما لازمه تشخیص آن نگاه تخصصی و دقیق به درون این مکانیزم یا ماشین است .

یک تجزیه تحلیل کلی رفتار در ماه فقط برای چند دقیقه بمنزله همان سرویس ماهانه ماشین انسان است .

غرور و بخصوص غرور بیجا یکی از مواردی است که اجازه چنین تجزیه و تحلیلی را به بسیاری از افراد نمی دهد .

بسیاری از مردم از این موضوع وحشت دارند که در خود عیبی بیابند و اگر دیگری این عیب را برملا کند هر چند منطقی و دوستانه باشد بشدت بر آشفته و منقلب میشوند .

این غرور بیجاست که اجازه نمیدهد بخود کاوی بپردازیم .

این افراد همانها هستند که چون آینه عیب آنها را نشان میدهد بجای خود شکستن ترجیح میدهند مسئله را پاک کنند و آئینه را میشکنند .

از نظر ما این افراد به هوای تازه نیاز دارند ، چرا که اگر این خودکاوی و انتقاد پذیری گاه بگاه انجام نشود، بعد از مدتی کوتاه نگاه بدین جهان از پشت شیشه های دود گرفته انجام میشود ، وبسرعت همه را دشمن تصور کرده وبرای خود واطرافیان خود دنیائی پر تنش و غیر قابل تحمل پدید می آورند .

این حالت را میتوان به حالت ماشینی که صحیح کار نمیکند تشبیه کرد که نه تنها بدرد نمیخورد بلکه موجب آلودگی محیط هم میشود وکارکرد و وجود آن موجب مسمومیت است .

غرور برخلاف آنچه که شایع است نه تنها علامت شجاعت و اعتبار نیست بلکه نشان دهنده جبونی صاحب آن و خودبینی وترس از دیگران است .

آدم مغرور ومتکبر ترسها و بی لیاقتی ها و کمبود های روحی وحقارت خود را به خیا ل خود در پشت سپر پوسیده غرور پنهان میکند .

در پشت سپر غرور برای همیشه نمی توان  سنگر گرفت و از خطرات مصون ماند .

به این افراد باید گفت : اگر مرد مبارزه در میدان زندگی هستید جنگجویانه و منصفانه و با فکر سلیم و مردانه بمیدان آئید و عیوب خود را بپذیرید و آنرا اصلاح کنید .

حاصل این غرور وتعصبات بیجا نه تنها حکایت از بزدلی وحماقت  صاحب آن دارد بلکه نشان عدم پذیرش دیگران و جمود فکری است .

دیگر پذیری نشان آزادگی و شخصیت والای انسانهای اندیشمند و فهیم است .

هرچه محدوده دانش اجتمائی انسان بسته تر و فکر منجمد تر باشدانسان مغرورتر و خودپسند تر بوده و ظریب انتقاد پذیری و دیگر پذیری او نازل تر است .

وای به حال جامعه ای که مدیرانی مغرور – انتقاد نا پذیرو دیگر نا پذیر داشته باشد.

اگر تاریخ ملل مختلف  را ورق بزنید توده عظیمی از این انسانهای تک بعدی مغرور بعنوان دیکتاتور و وحشی با خوی حیوانی مییابید که نام خود را کبیر و بزرگ وامپراطور و پیشوا و رهبر کذاشته اند در حالیکه از نظر جامعه بشریت نه تنها کبیر که حتی حقیر هم نبوده اند وبا نامی بس ننگین به زباله دانی تاریخ پیوسته اند .

و به انسانها ی بی تکلفی از جنس همین مردم ساده بر میخوریم که نه امپرطور بوده اند ونه شاه ونه کبیر بلکه با فروتنی در خدمت مردم بوده اند و جهان را به برکت وجود خود ساخته اند و نام نیک خود را در ذهن بشریت زمان خود وزمانهای بعد تا ابدیت باحترام ثبت کرده اند.

غرور بیجا نه تنها خود شخص را به فساد میکشد بلکه محیط اطراف را نیز فاسد میکند.