39- توان وناتوانی

یکی از خصوصیات بارز ماشین انسان تناقض های موجود در آن است .

گذشته از آنکه ممکن است احساس شود که مغز انسان در پاره ای از مسائل به ظاهر کوچک و ناتوان است اما همین مغز در برابر بسیاری از مشکلات بزرگ چنان توان و کاربرد ویژه ای از خود نشان میدهد که کاملاٌ باور نکردنی و غیر قابل تصور است .

برای مثال همان مادری که از مشکل کوچک پدیدآمده برای فرزندش کاملاٌ خود را ناتوان و درمانده می یابد ، در زمان بروز حوادث و اتفاقات ناگوار که توان مقابله با آن از نظر فکری و جسمی برای با اراده ترین و قدرتمند ترین افراد نا ممکن بنظر میرسد چنان خلاقیت و جسارت و قدرت روحی و جسمی از خود بروز میدهد که قابل تحسین عموم است .

پروفسور شارگو ( مانیه تیزورو هیپنوتیزور مشهور فرانسوی ) که عقیده داشت هیپنوتیزم وحالات هیپنوتیکی یک پدیده حاصل از تلقین ( SUGGESTION ) است ، برای اثبات نظریه خود در یک بیمارستان توان بخشی که عده زیادی معلول در آن بستری بودند ، بطور ناگهانی اعلام نمود که آتش سوزی وحشتناکی بوقوع پیوسته است که گریز از آن تقریباٌ

 نا ممکن است – مشاهده گردید که تعداد بسیاری از افرادی که قادر به حرکت نبودند بسرعت در تلاش فرار و رساندن خود به جای امنی بر آمدند و پاره ای از بیماران با تعجب بسیار با سرعت عجیبی از محل فرضی حادثه گریخته و دور شده بودند .

ضعف روحی یا فکری آنچنان که شایع است چیزی نیست که از آن شرمنده باشیم اما غلبه این ضعف بر ما می تواند موجب و عللی برای شرم باشد .

برخلاف آنچه که درتوان داریم ، نمودار و نشانه های ضعف یا قوت اراده ما وابسته به چکونگی تسلط بر موقعیت ها است .

و این تسلط بسته به اینست که آیا ما اجازه میدهیم این موقعیت ها ما را احاطه کرده وبر ما چیره شوند ویا ما بر آنها مسلط گردیم .

انسان قوی الاراده کسی نیست که در تمام موارد زندگی و بطور مستمر بدون تغیر باقی بماند ، بلکه نشانه قوت اراده وتوان مقدار عمل و عکس العمل  صحیح و ممکن تا حد توانائی فردی چه فکری و چه جسمی در برابر موقعیت ها و مشکلات است .

مسلماٌ کسانی چون آتیلا و چنگیز و هیتلر و موسولینی و ناپلئون وسزار و.....را از نظر

اراده نمی توان در برابر افرادی چون سقراط و ابن سینا و ادیسون و خیام و فارابی و میکل آنژ و....... دیگران قرار داد .

از نظر روانشناسی و جامعه شناسی گروه اول انسانهائی  بعبارتی بسیار ترسو اما قصی القلب و منحرف بوده اند و بخاطر از دست ندادن ویا ترس از دست دادن موقعیت خود این قدرت کاذب  ویا در واقع حرکات دیوانه وار وحشیانه  را بنام کسب قدرت بدست آورده اند.

تمام دیکتاتورهای زمانه نیز همین گونه اند وآنچه انجام میدهند از ترس از دادن موقعیت هاست .

 چرا که دراصل آنچه که کرده اند عبث بوده و دربرابر هیچگونه پیروزی پایا نداشته اند.

اما گروه دوم مردانی نیرومند و پر اراده بحساب می آیند زیرا توانسته اند با پایمردی  بر بسیاری از مشکلات روحی واجتمائی زمان ومکان فائق آیند و تا ابد نام نیک خود را بر جریده عالم ثبت کنند .  

اراده وقدرت روحی یعنی تسلط بر موقعیت ها بشرط آنکه این تسلط براساس شرایط وقوانین انسانی و اخلاقی کسب شده باشد .

هرنوع تسلط بر موقعیت ها بزور نشانه زبونی و بیچارگی و درماندگی است . چراکه هرجا منطق نتواند حاکم گردد قدرت فیزیکی یا زور حاکم خواهد شد .

تکیه بر سلاح وزور نشانه ترس است درحالیکه انسان با اراده مجهز به منطق است.