37- مشکل رد یابی

اجازه دهید مجدداٌ از نظر اهمیتی که موضوع اراده دارد به آن بپردازیم – بعبارت دیگر مشکل اصلی شما چیست؟ .

زیرا اراده چیزی نیست که با تمرین خاصی بتوان بطور جامع آنچنانچه به تقویت جسمی مثل تقویت عضلات میپردازیم به آن پرداخت و تمرین بخصوصی در مورد آن ارائه نمود .بلکه  اساس و پایه تقویت آن بیشتر بر مبنای تعادل نیروهای فکری و استفاده صحیح و کامل از این نیروها و انطباق آنها بر مسائل مبتنی است .

کمی در مورد آن بیاندیشید ، ساعتی را بخود بپردازید ، بشرط آنکه نقاط ضعف خود را منصفانه در نظر گرفته و نادیده نیانگارید .

اگر خوب دقت نمائید شاید چندین بار به عامل واحدی بر بخورید ، ممکن است شما مثلاٌ از تقویت اراده نظر خاصی داشته باشید .

برای مثال ممکن است هدف شما از تقویت اراده در ترک سیگار باشد . یا ممکن است خواسته شما مطالعه موضوع خاصی جهت پیشرفت در آن است ولی در شروع آن یا ادامه آن در خود اراده و توان لازم را نمی یابید و مرتب انجام آنرا به آینده موکول میکنید .

مثالهای فوق نمونه مواردی استکه اکثراٌ مشابه آنها همان نوع مشکلاتی است که عامل و موجب شکایت از عدم وجود اراده است .

توصیه میکنیم ، وقت خود را برای یافتن راهی در جهت تمرین در تقویت اراده بطور عموم تلف نکنید ، زیرا به هیچ وجه از آن نتیجه مثبتی حاصل نخواهد شد .

راه چاره چیست ؟ راه حل عملی آنست که در ابتدا نکته و موردی را که در آن تصور میکنید توان و قدرت انجام ندارید را بطور روشن مشخص کنید ،

اگر آن مورد همانگونه که گفته شد ترک سیگار است . سعی کنید عادت دیگری را جایگزین آن کنید .

در واقع تقویت اراده را از طریق تمرکز دادن بر مشکل خاص اعمال کنید . هدف را مشخص کنید و آنرا دشمن اصلی خود قرار دهید و مبارزه با آنرا از طریق جستجوی راه ها وروشهای مختلف دنبال کنید .

هر گز بخود نگوئید که من باید اراده خود را تقویت کنم . این نوع تفکرات جنبه کلی و کسترده و نامفهوم دارد و ذهن انسان بر یک مجموعه و موضوع کلی هرگز متمرکز نمیشود چون برای ذهن ومغز موضوع مبارزه مشخص نیست ، با یک نشان کلی بدون مشخص کردن ویژگی ها تشخیص دشمن برای مغز نا مفهوم است .

بجای انکه بگوئید من باید اراده خود را تقویت کنم بگوئید من باید سیگار را ترک کنم یا اگر میخواهید کاری را آغاز کنید ، مشخصاٌ بگوئید من میبایست انجام آن کار را شروع کنم .

و هدف شما در مرحله دوم باید این باشد که دیگر پکی به سیگار نزنید ، نه آنکه فقط سیگار را ترک کنید .

گرچه ممکن است در نظر اول هر دو به یک معنا تلقی گردد اما از نقطه نظر روانشناسی کاملاٌ با هم متفاوت است .

کسیکه شروع به کار یا خودداری از انجام کاری میکند در واقع مرد مبارزه است و کسیکه اقدام به انجام کاری مینماید مرد عمل .

مسلماٌ تا انسانی مبارز از نظر انقلاب فکری نباشد ، مرد عمل نیز نمی تواند باشد .

برای جنگیدن و پیروز شدن مهم تر از یافتن نحوه و مسیر پیروزی شناسائی و ردیابی مشکل و دشمن است .

عده ای میجنگند چون مجبورند بجنگند اما عده ای میجنگند تا پیروز شوند ، فرق گروه اول با گروه دوم نداشتن هدف وبرنامه در گروه اول و داشتن هدف و نقشه راه در گروه دوم است.