34- ساخت شخصیت

ساخت شخصیت چیزی است که اکثر مردم تصور می کنند از طریق مدل سازی دیگران یا افراد باصطلاح با شخصیت و تقلید از آنها امکان پذیر است .

اکثراٌ توصیه میکنند سعی کنید رفتارو گفتارتان و آنچه انجام میدهید مثل شخصیت های بزرگ و اسطوره باشد .

اگر تصور کنیم میتوان با تقلید شخصیت سازی کرد . اشتباه بزرگی را مرتکب شده ایم .

اگر در تقلید از دیگران بهترین باشید و کاملاٌ چون آنچه که دیگری است گردید ، نه تنها صاحب شخصیت وهویت نشده اید بلکه قالبی تو خالی میشوید که وسیله دیگری بطور مصنوعی اشغال شده است و چقدر این امر مضحک و خنده آوراست .

فرض کنید شما ماشینی با ظرفیت و کیفیت برای انجام کار خاصی هستید که به منظور انجام  آن کار ویژه ساخته شده است ، چه بیهوده است بخواهید خود را با ماشین دیگری با ظرفیت های متفاوت مقایسه کنید وبجای خود بودن دیگری شوید .

گرچه میتوان با افزودن قسمت ها و ابزار و قطعات خاصی که متناسب با طبیعت ذاتی شما باشد ظرفیت و کارائی ماشین ساخته شده را افزایش داد و بان ارزش وتوان بیشتر ارائه کرد ، اما بکلی نمی توان آنرا عوض کرد و از او انتظار داشت کاری را که برای آن ساخته نشده است انجام دهد .

در ماشین انسان نقش قطعات و قسمت های اضافی را برای افزایش توان و کارائی ، دانسته ها و دانش ها و بطور کامل انعکاسات کسبی و شرطی بازی میکند ، اما اصل وجود چیزی نیست که چندان قابلیت تغیر پذیری داشته باشد .

اگر میخواهید صاحب شخصیت باشید ، سعی کنید آن منی را که هستید از آن منی را که تصور میکنید باشید تمیز دهید و تفکیک کنید .

در حقیقت آن کسی باشید که ذاتاٌ هستید ، خودتان باشید و قابلیت ها و ظرفیت های خودتان را بشناسید ، با خود صادق باشید ، آنجه را در توان شما نیست و نمی توانید انجام دهید بپذیرید و برآن شجاعانه اعتراف کنید .از گفتن نمی دانم و نمیتوانم و درقدرت و دانش من نیست غافل نباشید و از ابراز آن چه بخود وچه به دیگران ترس نداشته باشید .

با خودتان و دیگران صادق باشید و با دیگران این صداقت را بدون دلهره و شک وترس مطرح کنید .

نقاب بر چهره واقعی خود نکشید که این نقش بازی کردن (خالی بندی) را هر چقدر هم صادقانه و ماهرانه باشد بسر عت قابل درک است و نتیجه معکوس دارد و از نظر ارزشهای اجتماعی نشان بی شخصیتی است .

سعی کنید برای امتحان چند روزی خودتان باشید ، به ناتوانی ها و نقطه ضعف ها اقرار کنید و قابلیت های خود را با شجاعت بروز دهید .

در مورد دیگران نیز با صداقت آنچه که هستند با تمام ضعف ها قدرت ها قبولشان داشته باشید . نه تنها به قدرت وتوان دیگران وخود بلکه به ضعف ها و نا توانی های خود ودیگران احترام بگذارید .

از خود ودیگران انتظار آنچه که باید باشید و باشند نداشته باشید .

بمجرد انکه نقاب و لباس سوپرمن را از چهره وتن در آوردید و خودتان شدید بدون شک در اولین قدم احساس شخصیت و غرور خواهید کرد و چنان احساس رها شدن از قید وبند ها را می نمائید که کسب لذتی بالاتر از آن نخواهد بود .

لازمه این کار شناخت خود وخود بودن وصادق بودن باخود واقعی است .

انسان با شخصیت حتی شخصیت منفی در هر جامعه ای از انسان بی هویت مشخص تر ومورد پذیرش تر است . دنیا سوپرمن نمیخواهد بلکه من من من میخواهد.  

در وجود خام  هرکس ، سه من نهفته است : منی که ذاتاٌ منم – منی که آزرو دارم آن باشم – منی که دیگران تصور میکنند آنم – (من نه منم که من منم )

اگر هر سه من را یکی کنید مسلماٌ از نظر ارزش اجتمائی  از سه من وزین تر  است .

یکی شدن سه من بمعنای آنست که پوست بادام را از مغز آن جدا کنید ، در تمام جوامع حتی جوامع بدوی نیز مغز بادام از بادام با پوست با ارزش تر است .

شخصیت و هویت واقعی هرکس مثل اثر انگشت بی همتاست .

هویت ذاتی و واقعی شما گوهری است که جا ذ ب هر گوهر شناسی خواهد بود .

فراموش نکنید گوهر ، گوهر است حتی اگر کوچکتر از یک ارزن  باشد.

بسیار دیده شده است که یک ذره الماس از یک قله سنگ با ارزش تر است .

و بخاطر همین است که معدن کاران دل کوه ها را میشکافند تا ذره ای ناچیز از دل آن استخراج کنند . چرا که ارزش آن ذره از آن کوه بیشتر است .