31- اعصاب لعنتی

تازگی ها مد شده است که همه چیز وهمه گونه رفتار ناهنجار اجتماعی را بگردن اعصاب خراب بگذارند . بخصوص اینکه اکثر افراد که بقول خودشان عصبی هستند به این حقیقت نیز افتخار میکنند .

تصور می شود که این افراد بدرستی نمی دانند که معنای عصبی بودن برخلاف آنچه که تصور می کنند بدخلقی و حساسیت ونازکدلی نیست .

واقعیت اینست که این افراد فقط کم جنبه بوده و بطورکامل از نظر اجتماعی رشد نکرده اند. که این نداشتن جنبه وعدم سازش اجتماعی خود را به سا یرین منتقل  میکند .

خستگی و ناراحتی ومشکلات خود را به گردن اعصاب انداختن چیزی جز بیهوده گوئی نیست . این کمبودی  است که جور آنرا باید دیگران بکشند .

از نظر این نوع افراد یکی وجود دارد که مقصر اعصاب خراب آنهاست . در اکثر حالات این ژست روشنفکر مابانه محبت برانگیز سینمائی چنان باورشان شده است که این حالت عصبی بودن با ناراحتی های گوارشی و زخم معده و بیماریهای قلبی نیز تاکید وتائید میگردد.

بهر حال هر چه که باشد عصبی بودن چیزی نیست که به آن بشود افتخار کرد و ترحم دیگران را برانگیخت . به کسی بابت اعصاب خراب جایزه نمی دهند .

اگر این خصلت عدم سازش با محیط و مردم وجامعه نباشد ، بسادگی مطلب عدم توان در کنترل خویش و ناتوانی عاطفی و شخصیتی است .

یک انسان می تواند با کنترل کردن ، حاکم بر مغز و ذهن خود باشد یا اجازه دهد که فکر او حاکم بر او گردد .

مسلماٌ قدرت کنترل اغصاب و فکر در جهت انجام کار متین و مثبت تاثیر بسزائی در نمایش شخصیت فرددر انجام امور  دارد که خود موجب ایجاد آرامش در خود واطرافیان میشود  . پس چرا نباید این نحوه کنترل را برای استراحت کامل اعصاب فرا گیریم .

اگر مسئله ای اجتماعی یا خانوادگی بعلت باب میل نبودن یا غلط بودن خون شما را بجوش میآورد ، باور کنید که این مسئله هیچ ربطی به اعصاب ندارد بلکه عدم توان در کنترل آن است که اکثراٌ بعلت عدم اطلاع از چگونگی استراحت دادن اعصاب است . و همچنین باور کنید که هیچ نوع شخصیت اجتماعی از طریق خودنمائی عصبی آن اعصاب به کسی عرضه نمیشود . و هیچکس در این رشته تاکنون مدال نگرفته است .

زمانیکه استراحت میکنید ، سعی کنید استراحت کامل باشد . خود را و ماهیچه های خود را رها کنید . بدن خود را در بهترین و راحت ترین حالت ممکن قرار دهید ، سعی کنید به چیزی فکر نکنید . به آنچه که تاکنون ازار دهنده بوده است اهمیتی ندهید .

بخاطر داشته باشید که بیشتر آنچه را که شما نگران آن هستید یا از آن عصبی شده اید هنوز اتفاق نیفتاده است و یا اصلاٌ اهمیت چندانی ندارد .

فراموش نکنید که هیچ موتوری برای تمام مدت نمی تواند با حد اکثر سرعت کارکند . یک مدت کوتاه از اوقات روزانه خود را برای استراحت اختصاص دهید .

موتور مغز انسان گاه و بیگاه نیاز به روغن کاری دارد و بهترین روغن کاری و سرویس موتور مغز استراحت و آرامش است .

افرادی که آموخته اند چگونه در تمام موارد زندگی  پندار ، کردار و گفتار خود متین و آرام باشند ، همیشه در هر جامعه ای مورد ستایش دیگران بوده اند وهرگز از اعصاب لعنتی شکایتی ندارند .

از نظر روانشناسی انسانها ذاتاٌ به گروه های متفاوت شخصیتی دسته بندی میشوند :

گروهی مهر طلبند – عده ای برتری طلبند –جمعی عزلت طلبند – گرچه تمام این تمایلات و تیپ های روانی در همه افراد جمع است اما وجه تمایز ودسته بندی تمایل غالب یک تیپ بر یک فرد است .

مهر طلبان( محبت جویان) بدون آنکه خود بدانند به هر حیله ای برای جلب محبت دیگران دست میزنند ، گاهی خود را عصبی ، گاهی خود را بیمار ، گاهی مظلوم ، گاهی حساس و..... نشان میدهند تا بوسیله ان مورد تائید و تمجید دیگران قرار گیرند و اگر چنین نشود بعید نیست که بیمار شوند .

برتری طلبان ( قدرت طلبان) عصبانیت را نوعی علامت قدرت تصور میکنند ، و آنرا بمنزله  سپروابزاری برای پوشش ضعف های اجتماعی خود بکار میگیرند .

عزلت طلبان ( گوشه گیران ) – علت عزلت طلبی و کناره گیری از مردم وجمع را عدم تحمل رفتار وگفتار و حرکات آنها میدانند که موجب تحریک و عصبانیت آنان میگردد .

در حالیکه هر حالت غیر معمول در شخصیت و رفتار نشانه و معیار ارزش اجتماعی افراد است .

به کسی مربوط نیست یا بهتر بگوئیم کسی به عصبانیت شما اهمیتی نمی دهد و تر جیح میدهد راه خود را در جهتی دیگر ادامه دهد . و حتی المقدور از شما فاصله بگیرد .

همیشه ترازوی ذهن را برای توزین رفتارهای خود آماده داشته باشید و همانگونه که دیگران را میسنجید ارزش رفتار خود را نیز منصفانه از دید یک جامعه سالم توزین کنید.

بیاندیشید وهمه چیز را تجزیه و تحلیل کنید ، خود را بشناسید و اجزائ فرسوده وبی مصرف موتور ذهن خود را دور بریزید . فرسوده این اجزا ویا باصطلاح مکانیک ها داغی آنها را کسی از شما طلب نمیکند همه را دور بریزید .

دنیا همیشه و در همه جا خریدار بهترین هاست . خود را نو کنید تا مطلوب جهان شوید .