انسانهای  قرن  فردا

ذهن ورزی و معرفی آن نتیجه بیش از پنجاه سال تجربه و تحقیق و مطالعه نگارنده در علومی از قبیل هیپنوتیزم و مانیه تیزم وروانشناسی تجربی و فیزیولوژی و خودسازی بر اساس تحقیقات ادیان مختلف ...است .
مطلب نوئی نیست ، طی هزاران سال قبل بخصوص هندویان و چینیان و مصریان و ایرانیان در شرق اسرار آنرا میدانسته اند و بآن عمل میکرده اند و هنوز نیز هزاران هزار نفر در هند و چین و اروپا و آمریکا و آفریقا بان عمل میکنند ، اما نه بعنوان یک ورزش ذهنی برای تقویت ذهن بلکه برای دستیابی به شگفتی های مغز ونه بطور جامع و کلاسه شده بلکه بطور پراکنده و نا مشخص و نامهای بسیار بآن داده اند که علت گونه گونی این نامها روشهای خاص رسیدن بان است و نتایجی که قصد رسیدن بان را داشته اند .
متاسفانه این علم سینه به سینه گشته است و بصورت اسرار، حتی همین امروزنیز  جزو اسراردر دست جوکیان و مرتاضان و فقرا و مانیه تیزورها و هیپنوتیزورها است و هرگز نسخه ای همگانی و یکجا بعنوان کتاب مرجع برای آموزش آن ارائه نشده است ، چرا که هرکس بسته به فراخور حال خود و درک شخصی خود در پناه جزئی از آن، ورزش یا پدیده ای را ارائه نموده است  همراه با یا جزئی از    یوگا – کاراته – جودو – مانیه تیزم شخصی  تی ام – خلسه- مدیتیشن – هیپنوتیزم و.... همه بگونه ای آنرا رزمی و بزمی ، پیچیده و روشن نموده اند و هرگز آنرا یک ورزش ضروری برای استفاده عموم تلقی ننموده اند .
اما  آیا جهان فردا جهان خلاقیت های ذهنی نیست؟ و آیا بشر فردا به شناخت روح و قدرتهای روحی نخواهد پرداخت ؟ با کمی تفکر و دوراندیشی میتوان دریافت که چاره ای جز این نیست ، آنزمان که کارآئی کامپیوترها –رابوت ها – در زندگی بشر بحد اکثر امکان خود برسد  اسرار ذهن ورزی  بزرگترین کشف بشر محسوب خواهد شد .و بشر آنروز چاره ای جز ذهن ورزی ندارد و علوم ذهن ورزی بعنوان اولین درس زندگی در مدارس و محافل تدریس میگردد و بعنوان یک ارزش در دسترس همه افراد قرار خواهد گرفت . در حقیقت میتوان ادعا کرد که اگر قرن حاضر قرن کامپیوتر و ارتباطات و نانو تکنولوژی است ، قرن فردا قرن خلاقیت های ذهنی و ارتباطات ذهنی با استفاده از قدرت خلاق خداداد بشر است .و از این روست که میگوئیم ذهن ورزی ، ورزش انسانهای قرن دیگر است

لذا با فراگیری ذهن ورزی میتوانید از قرن خود سالها جلو تر باشید و در رده انسانهای قرن فردا قرارگیرید.
بشر فردا بدون نیاز به دارو ، مواد سنتیتیک و روان گردانها برای درمان  قادر خواهد بود فقط از طریق ذهن ورزی بر بسیاری از امراض روحی و متعاقبا جسمی حاصل از آن فائق آید.
اثبات این مدعا بسیار ساده است  چرا که پس از پایان این جزوات شما نیز قدم در راه تقویت ذهنی خواهید نهاد و بان حد جلای بصری و جاذبیت ذهنی و جسمی خواهید رسید . زیرا رسیدن بان برای همه کس ممکن و در عین حال بسیار ساده است .
آنچه که در این مقالات بان پرداخته ایم تشریح همه جانبه ذهن و خلاقیت های ذهنی بشر است آنچه که به تحقیق پذیرفته شده است و مبتنی بر اصول علمی بخصوص شناخت روح و روانشناسی است .
فقط آنچه را که ما در این یادداشت ها آورده ایم و بآن نام ذهن ورزی یا ورزش ذهن میدهیم ، در یک مسیر قراردادن این تحقیقات و نتیجه گیری از آن و ارائه روشهای عملی تقویت خلاقیت ها – ساخت و تکامل شخصیت (هویت بارز) شناخت خود و تقویت و بحرکت درآوردن آن نود درصد قدرت ذهنی ایست که تا آخر عمر بی مصرف میماند .
هدف ما شکر به درگاه پروردگاری استکه اینهمه عظمت را باین ظرافت در مغز ما بما ارزانی داشته است .
هدف ما شناخت خود است ، باین امید که قدمی در راه خدا شناسی باشد .زیرا بر این عقیده ایم که خود را بشناس تا خدای خود را بشناسی .
لذا در اولین بخش این یادداشت ها از خود شناسی شروع میکنیم و جهت ساده تر شدن مطلب انسان را به ماشین تشبیه میکنیم .( کتاب ماشین انسان( The Human machine) سالها قبل وسیله نگارنده ترجمه شد اما هرگز چاپ و منتشر نشد این کتاب جزو کتابهائی بود که در دانشگاه در لندن برای خود سازی به پاره ای از دانشجویان داده میشد و نویسنده:E.R.THOMPSON)) .ناشر ( Collier Macmillan )میباشد
در حقیقت هدف از خود شناسی شناخت یک انسان کامل از طریق تجزیه و تحلیل نیازها و خصوصیات کلی و پرورش استعدادهاست .هدف از انسان کامل ، انسانی با بهره هوشی متوسط در شرایط محیطی عادی و عاری از تعصبات و اعتقادات فردی و توانمندی های ویژه و خواستهای غیر ضروری است .
در اینجا ناچارم به حاشیه بروم و یک تئوری ابداعی خود را که سالهاست بان اعتقاد دارم و انرا پرورده ام برای اولین با ر اعلام نمایم . من نام این تئوری خود ساخته را ( تئوری  من ، ما ، همه ، حق ) نامگذاری کرده ام . براساس این تئوری  انسان در مسیر تکامل به چهار گروه تقسیم میشود .


1-    انسان من گرا
2-    انسان  ما گرا
3-    انسان همه گرا
4-    انسان حق گرا


اگر فردی همه زندگی را از دید فردی بنگرد  مال من ، خانه من ، وطن من ، دین من ، ودیدگاه غالب  او در زندگی  من باش و همه چیز را از درچه منیت ببیند انسانی منگرا است . این انسان بدوی ترین نوع انسان است و در رده انسانهای تربیت نیافته و تکامل نیافته است و در رده موجود مثل سایر موجودات و حیوانات قرار دارد و جائی در تمدن امروز ندارد دقت کنید گفتیم(  دیدگاه غالب ) همیشه در این تئوری دیدگاه غالب معیار تشخیص است نه دید گاه کلی .
زمانی که فرد رشد در جهت کمال انسانیت میکند دیدگاه غالب او از فرد گرائی بسمت ما گرائی سوق پیدا میکند . خانه ما ، وطن ما ، حزب ما ، دین ما ، جامعه ما ، این فرد غیر از خود (من) دیگران را هم در ذهنیت غالب خود میبیند و به جامعه خودی احترام میگذارد (.ما ایرانیها از همه با هوش تریم . این مائیم که چنین میکنیم . هر که هم دین ماست از ماست و انکه از کیش ما نیست از ما نیست ، چون دین ما بهترین دینهاست) .و......
این فرد ما گرا گرچه متمدن تر شده است اما هنوز تا انسانیت فاصله زیادی دارد .این فرد نیمه متمدن و نیمه بدوی است . شایستگی و قابلیت بودن در یک جامعه متمدن را ندارد .
زمانی که فرد ما گرا رشد و تکامل می یابد دید غالب او از ما گرائی صرف به سمت همه گرائی که خود دارای مراتب و درجات مختلف است تمایل مییابد .
همه یعنی همه عالم وهرچه درآن است ، همه یعنی همه کائنات ، همه یعنی درخت ، هوا ، خاک ، حیوانات و حشرات ، محیط زیست ، رودها و دریاها ، همه آدمها و همه عقاید و همه ادیان و همه انچه که میدانیم و میشناسیم .
انسان همه گرا به همه میاندیشد نه به من نه به ما و همه را میپذیرد برای همه حق موجودیت و حیات قائل است ، مثل درخت،  میوه که میدهد برای همه میوه میدهد مثل خورشید وماه، که نور وگرما میدهد برای همه میدهد مثل ابر، که میبارد برای همه میبارد
اما همه گرائی درجات مختلف وشدت وضعف متفاوت دارد .همه گراها بسته به وسعت دیدگاه غالبشان طبقه بندی میشوند .
دیگر برای انسان همه گرا وطن من معنا ندارد همه جهان وطن اوست ، دین و آئین و مذهب من و ما معنا ندارد همه ادیان و مذاهب مال اوست . از دیدگاه او جهان و کائنات برای همه موجودات است و او حق همه را محترم میشمارد هوا را الوده نمیکند ، آب و دریا و رودخانه وخاک برای او مقدس است حق تخریب هیچکدام را به خود نمیدهد .
این انسان انسانی متمدن است ، هدف تمام ادیان و فلاسفه و سیاست ها و تربیت ها ساختن چنین انسانی است . بر خلاف سیاستمداری که همه چیز را برای کشورش( ما) میخواهد وبرای آن مرز تعین میکند و میجنگد ،انسان همه گرا متنفر از جنگ و ستیز است او صبور است( صابرین) او مصلح است( صالحین) او بخشنده است چون هرچه را که باو داده اند سهمی از حق همه بوده است که به او ارزانی داشته اند و مال خود او نیست امانت است( از نعمت هائی که بشما داده ایم انفاق کنید) او هرچه که به دیگران میدهد انفاق است . او سوشیالیست است( همه برای یکی یکی برای همه )
نیازهای جامعه بشری بر نیازهای محیطی او غالب است . هرچه میکند به نیت استفاده و بهره وری همه است لذا او خلاق است . اختراع میکند به نیت برداشتن بار مشکلات دیگران، برای جهانی بهتر مینویسد، برای همه، دیدگاه او جهانی است و.......او شاکر است چون هرچه باو داده شده است نعمت است و هرچه که از او دریغ شده است حکمت (.شاکرین) و......... او مبارز است و مجاهد ، دربرابر هر بی عدالتی میایستد .
گرچه انسان همه گرا  بحق انسان است اما هنوز تا کمال آرمانی انسانیت راهی دراز دارد.
کمال مطلوب انسانیت حق گرائی است هرچه حق است حق است حتی اگر بر خلاف مصالح و علائق من باشد . زمین حق دارد بلرزد تا نیروهای درونی خود را آزاد کند این حق زمین بر تر از حق آنانی است که در اثر این زمین لرزه جان و مال خود را از دست میدهند . حیوان حق دارد برای دفاع از خود نیش بزند حمله کند . من حق ندارم موری که دانه کش است را لگد مال کنم . مرگ حق است برای همه .
مثالی دینی میزنیم خداوند حج را بر همه توانمندان واجب کرده است در حج اگر حق شناس نباشی نه حجت قبول است و نه خدا شناسی . نمونه ای از حق گرائی در مراسم حج به انسان گوشزد میشود درحج حق نداری لباس دوخته شده بپوشی تو حق نداری سوزن به لباس اهرام بزنی حق پارچه محترم است .در حج اگر پشه ای بر تو نشست حق کشتن انرا نداری حق پشه محترم است حق نداری بدنت را بخارانی و.... اینها همه آموزش دینی در مورد حق شناسی است انسان به ملاقات خانه نمادین خدا میرود تا پالایش شود اگر حق را نشناسد به کمال راه نیافته است .
در قران سوره ایست از چهار آیه که اگر همه قران فقط همین یک سوره بود دین کامل بود
مشابه این سوره در ادیان قبل از اسلام نیز وجود دارد یعنی عصاره دین و ره رستگاری انسان در همین سوره چهار آیه ایست اگر بفهمیم و اگر میفهماند نمان .
و اما آن سوره . سوره والعصر است . در اول سوره بعد از بسم اله خداوند میفرماید قسم به زمان یعنی از ازل تا ابد انسان هرچه کند زیانکار است یعنی همه نعمت ها را باو داده ایم و او نمیتواند از ان بهره ببرد و بعد راه حل رستگاری را بیان میکند مگر انکه ایمان بیاورد و کار نیکو بکند ایمان به چه؟ مومن باشد یعنی متعهد باشد مسئولیت پذیر باشد به همه چیز همه گرا باشد عمل صالح چیست ؟همه مالت را ببخشی عمل صالح است؟ بمردم کمک کنی عمل صالح است؟ گرچه هست اما خیلی ساده تر از اینهاست یک سلام عمل صالح است یک لبخند، نان حلال کسب کردن برای خودت وخانواده ات دوست داشتن، احنرام گذاشتن دلی را شاد کردن چیزی آموختن و....... وبعد وصیت به حق کردن و وصیت به صبر کردن تا من مالک چیزی نباشم نمیتوانم در باره آن وصیت کنم پس باید صبور باشم که بان وصیت کنم باید حق شناس و حق خواه باشم که انرا وصیت کنم .چنین انسانی رستگار است .
گفتیم همه ادیان از جانب خداوند است و دستورات همه یکی است در دین زرتشت همین سوره والعصر بعنوان اصل دین تبلیغ شده است در سه کلمه کوتاه یعنی تمام دین ودیانت و خواسته پروردگار از انسان همین است وبس پندار نیک کردار نیک گفتار نیک .
از حاشیه خارج شویم و برگردیم به ذهن ورزی گرجه بعدا نیز در مورد انسان کامل صحبت خواهیم داشت .چون هدف این یادداشت ها رسیدن به کمال انسانی است .
ما معتقدیم با مطالعه و بکارگیری همین بخش از مقالات و شناخت توانمند یها و قابلیت و خصوصیات درونی خود هر فرد می تواند بسادگی در مدت کوتاهی دگرگونی عظیمی در زندگی بوجود آورده و با درک علل عدم موفقیت های خود در زندگی دریچه های موفقیت های آینده را بر روی خود بگشاید و آمادگی لازم را در حد متعارف برای شروع ذهن ورزی بدست آورد .
در بخش بعدی این مقالات با مطالعه مکانیزم فیزیولوژیکی مغز و آشنائی با چگونگی کارکرد آن اطلاعات بیشتری از ماشین انسان کسب خواهید نمود و در مرحله بعد ، با آموزش روشهای تقویت مغز و استفاده از بخش نهفته و خاموش و ساکن آن که بیش از 90% توان مغز خواهد بود ، روشهای نوینی برای ذهن ورزی خواهید یافت .
در بخش آموزش هیپنوتیزم قدم به قدم از قدرت فکری و تمرکز وتوان درونی روح انسان آگاه خواهید شد و شگفتی های جدیدی را تجربه خواهید فرمود .
در بخش آموزش مدیتیشن انتقالی براحتی میتوانید با روزانه پانزده دقیقه تمرین علاوه بر تقویت تمرکز وآشنائی و تجربه  خود هیپنوتیزم بر بسیاری از نگرانی ها و تشویش ها و ناملایمات زندگی فائق آمده و تمرین ارزشمندی جهت خوب اندیشیدن (پندار نیک) درست تصمیم گرفتن( tree system decision making )   و دست یابی به آرامش (Relaxation)  و متانت (Dignity ) و وقار ( Gravity ) را فرا گیرید .
و نهایتا در پایان مقاله در صورتیکه تمرینات داده شده را بمرحله عمل در آورده باشید ، بدون شک ذهن ورزی را تجربه کرده اید .
مجددا یادآور میشویم که با مطالعه این نوشته ها انسان قرن فردا خواهید شد و از زمان خود پیشی خواهید گرفت و بجرات میتوان گفت که مسیر زندگی شما با مطالعه این مقالات و تمرین به آموزشهای آن دگرگون خواهد شد .
پس بیائید با هم با ماشین زندگی یا ماشین انسان آشنا شویم .
قبل از شروع این فصل میبایست متذکر گردیم که این بخش از مقاله بصورت واحد ها یا اجزائ کوچک بطریقی تقسیم شده است که هر واحد مستقل مینماید اما بصورتی باور نکردنی بهم وابسته است .
در واقع اگر انسان را به ماشین تشبیه کنیم اجزائ این ماشین نیازهای اوست ، واگر این اجزائ بدرستی و با کیفیت مناسب تجهیز شده باشند ، ماشین انسان با کیفیت و قدرت و مطمعن میتواند طی مسیر نماید .
ماشین انسان روح شماست و اجزائ آن نهفته در درون شما ، باید آنهارا در مرحله اول شناخت و مکانیک ماشین انسان شد و سپس به زنگ زدائی و ترمیم و تعمیر و بهینه کردن این تجهیزات پرداخت .
سعی ما در این فصل شناخت اجزائ روح یا نیازهای روحی یا در کل کل ماشین انسان است بطوری که با مطالعه آن کارشناس خبره تعمیرات این ماشین گردید
لذا سعی کنید هر واحد را عمیقا مطالعه و درک کنید ، بدیهی است  در مسیر ادامه مطالعه به پیوستگی آنها پی خواهید برد .
از طرف دیگر این یادداشت ها بطریقی تنظیم شده است که مطالعه آن خود تمرین خواهد بود و دانستن آن مقدمه ای بر شروع ذهن ورزی است .
پس از خواندن چند باره و چند مرتبه و مکرر آن دریغ نفرمائید .
فراموش نکنید هر واحد درسی بزرگ درون خود دارد و چراغی برای بهتر دیدن درون خود و خودشناسی و خود سازی است .