18- چگونه فکر خود را متمرکز کنیم (3)

کسی که صاحب فکر خود است میتواند نیروی خواست خود را در هر جهت که مطلوب باشد هدایت نماید . چنین فردی نیاز به راهنمائی در مورد آنچه که انجام میدهد ندارد .

بدست گرفتن اختیار و در حقیقت خویشتن داری و تقوا و پرهیز از تمایلات نا مطلوب کار ساده ای نیست ، مگر برای کسیکه بر اساس منطق و آرامش و احترام به جامعه عمل میکند.

چنین فردی صاحب شخصیت اجتمائی است .

فراموش نکنید که در مباحث قبل از شما خواسته شده بود که عادت کنید .

برای ساخت شخصیت  بایدبه بسیاری از مسائل ، در اثر تمرین – تمرکز فکر – تکرار و باور عادت کرد . یعنی ایجاد انعکاس شرطی در پندار – کردار – گفتار .

تقوی و خویشتن داری اصل دیگری در تمر کز فکر است .

زمانیکه خسته هستید بلافاصله از انجام تمرین خودداری کنید . کمی تامل کنید ، تا زمانیکه بدن و مغز شما از خستگی رهائی یابد . در غیر اینصورت کار به ناچاری و بی میلی انجام خواهد شد و نتیجه ای مطلوب در بر نخواهد داشت .

سعی کنید آنچه را که انجام میدهید در کمال آرامش و متانت باشد .

برای مثال قبل از شروع به خواندن کتاب کمی استراحت کنید . بدن را در راحت ترین وضعیت ممکن قرار دهید ، مکانی حتی المقدور ساکت و ارام را انتخاب کنید ، تا انجا که امکان دارد سعی کنید محل مطالعه از نظر گر ما وسرما ونور در حد مطلوب باشد . هر عامل فیزیکی یا محیطی را که باعث اخلال در کار شما می شود حتی الامکان بحالت مطلوب در آورید . در این حالت ذهن و فکر را نیز از تفکرات دیگر پاک کنید و به چیزی دیگر نیندیشید ،

فراموش نکنید که مغز از حالت جسم اطاعت میکند ، با آزاد سازی جسم ، مغز نیز احساس راحتی و آرامش خواهد کرد و آماده تمرکز فکر میگردد .

هدف اصلی در این استکه سیستم عصبی خود را اسوده کنید و آنرا بخدمت خود درآورید ، در عوض اینکه دشمن شما باشد مطیع شما گردد .

این حالات مورد تقاضا مقدمه نوعی مراقبه یا مدیتیشن است که بعداٌ مفصلاٌ در مورد آن بحث خواهیم نمود ، اما هدف ما آموزش قدم به قدم و خود بخودی ذهن ورزی است بطوریکه هر تمرین در دل خود مقدمه تمرین دیگری را نهفته دارد .

اگر در روز فقط چند دقیقه این حالت آرامش و سکوت را رعایت کنید و بعد ها سعی کنید در هر زمان که نیاز به تفکر و تمرکز فکر دارید این آرامش را بوجود آورید و بان عادت کنید نه تنها مسائل خارجی برشما تاثیر نمی گذارد بلکه صاحب فکر و اختیار دار نفس خود نیز خواهید شد .

بعبارت دیگر تمرکز فکر عبارتست از قابلیت فراموش کردن یا نادیده انگاشتن هر چیز بجز آنچه که در دست یا قصد انجام آنرا دارید .

 

-----------------------------------------------------------------------------------------البته هدف از اتخاذ روش فوق تمرینهای ابتدائی تا کسب مهارتهای مطلوب برای رسیدن و آمادگی ذهن ورزی است . در حالیکه یک ذهن ورز ورزیده در شلوغ تری محل و نامطلوب ترین مکان قادر است ذهن خود را متمرکز کند ، گرچه در جمع است فارغ از جمع باشد . در میان هیاهوست ولی در کمال آرامش است .( من در  میان جمع و دلم جای دیگر است.)

روح که پالایش شد بسادگی مهار میشود بشرط آنکه نفس صاحب تقوا باشد وسست نباشد .

ذهن که مهارشد قدرت ذهنی نمایان میشود .صاحب قدرت ذهنی کسی استکه بر خلاف افراد عادی بیش از ده درصد ذهن فعال خود را بکار انداخته است .

 در آن قسمت از ذهن خفته نیروهای شگفتی نهفته است و چون اشکار شود شگفتی به بار خواهد آورد .

 صاحبان کرامت مالکان ذهن خفته خیش اند . در حالیکه مردم بی کرامت اختیار ذهن بیدار خویش راهم ندارند .

این حاصل نمی شود جز آگاهی – آگاهی از خود - جهان خود – جامعه خود – و خدائی که این همه را آفریده است .

 آگاهان نادرند چرا که برای رسیدن به گنج آگاهی باید رنج بسیار کشید.

 باید وفا کرد وملامت کشید و خوش بود تا به جلال وجبروت آن لحظه رسید که رنجیدن در طریقتتان کافری باشد

منم که شهره  شهرم  بعشق    ورزیدن      منم که دیده نیالوده ام به بد دیدن

وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم      که در طریقت ما کافریست رنجیدن

واین  عبادت است، هدف همه ادیان وفرقه ها و مصلحان  رسیدن به چنین  جایگاهی است .

 از آن متقی مومن همه رمز وراز باید تمرکز را و تقوا را و راد مری را آموخت :

آنکه را که  خار از پایش زمانی میتوانند خارج کنند که در حال عبادت است و چنان به محراب رفته است که جز دوست نمی بیند و نمی شنود ،  چنان از جمال دلبر  مست و مدهوش است که خود را وهستی خود را  فراموش کرده است .

بیائید تا اگر الماس نمی توانیم شد حداقل بجای ریگی بی ارزش گوهری مطلوب گردیم .