13- عشق ورزیدن

یکی از راه های ذخیره انرژی که در مکانیزم ماشین انسان مشاهده میگردد ، در انتظار جذب شدن وسیله کاری که باصطلاح میدانید چگونه باید انجام داد میباشد .

طبیعت به هر کس ظرفیت خاصی را اعطا کرده است که همرا ه با امکان تفکر و فعالیت ، مفید بودن این ماشین را میسر میسازد .

اما این قابلیت نیاز به باروری و مراقبت و تمرین وراهنمائی دارد .

آنچه که موجب شکوفائی یک انسان میگردد چیز هائی است که برای او اهمیت دارد .

مکانیزم ماشین انسان شبیه درختی است که اگر بان آب و غذا و هوا ونور نرسد خشک واگر تغذیه گردد رشد کرده و درخت باروری میگردد .

از این نظر است که هر کس میبایست تفریحی داشته باشد ، چیزی که بآن عشق بورزد .

یک قانون طلائی در زندگی عاشق بودن است .

مهم نیست این عامل چه باشد . به چیزی علاقمند گردید ،

بسیاری از افراد قابلیت باروری در مسائل فنی را دارند ، در حالیکه خود را اسیر میز اداری کرده اند .

اگر چنین فردی وسیله ای برای ابراز استعدادهای خود نداشته باشد ، انرژی اوبی مصرف هدر میرود ، که خود باعث کسالت فکری وجسمی او میگردد و این نیروی نهفته هرز رفته است که او را عبوس و بی مصرف و شاکی میسازد . بدون آنکه خود بداند چرا ؟ .

اما اگر وسیله ای بعنوان تفریح (هابی ) در زمان بیکاری برای او فراهم آید ، بعشق آن کار روزانه او نیز خسته کنندگی خود را از دست خواهد داد .و نیاز روحی او ارضا میشود .

بوسیله آزادکردن وصرف انرژی بر مطلب یا چیزی که بآن عشق میورزید نیروهای مایوس کننده را از خود دور وانرزی خود را در جهت خلاقیت و سازندی ذخیره کنید .

گذشته از انکه باین طریق صرف انرژی در جهتی مثبت نموده اید ، روزهای کسل کننده را به ساعاتی مفید و نشاط آور تبدیل کرده وبسیاری مطالب نو فرا خواهید گرفت .

بسیاری از مردان بزرگ از زمان تولد در واقع بیش انکه خود باور داشته اند سازنده ودر واقع عاشق  بوده اند .

تفریحی برای اوقات فراغت داشته باشید و بانچه که عشق میورزید و آرزو دارید بپردازید ، بدین وسیله به نیروهای ذهنی و جسمی درون خود امکان باروری هرچه بیشتر را ارائه نمائید .

« هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق           ثبت است در جریده عالم دوام ما» حافظ

همانگونه که در ابتدای مقالات متذکر گردیدیم هدف از این یادداشت های به ظاهر جدا ازهم اما  کاملاٌ مربوط بهم آماده سازی خوانندکان بویژه جوانان به ذهن ورزی و پرورش نیروهای درونی وتکامل است  در هر مقاله نکته هائی نهفته است که حتی با خواندن آنها خواننده وادار به تفکر میشود ، و در صورت عمل بطور شگفت انگیزی متحول میشود و با دیدگاه جدیدی به جهان مینگرد . این سلسله مقالات برخلاف روش دستوری و تاکیدی آموزش سنتی که مبتنی بر مشق است و تمرین اموزش در متن آن نهفته است بگونه ایکه  با تلنگر های ظریف ذهن خواننده را چه بخواهد وچه نخواهد تقویت میکند .

و دریچه های طلائی جدیدی را بر روی او میگشاید . خواننده ذیرک بخوبی درمیابد که : چشم هارا باید شست و بدنیا واطراف خود بطور گسترده و جور دیگر باید نظر کرد .

بجای  من گرائی و ماگرائی باید بسوی همه گرائی و نهایتاٌ حق گرائی که کما ل انسانیت است حرکت نمود . امید است که موفق باشیم .( به مقاله انسان قرن  فردا رجوع شود .)