9- وقت شناسی

 

یکی از حقایق اصلی روانشناسی تمایل به انجام عمل است . خواستن توانستن است .

اگر فردی فقط اصرار در فکر کردن صرف داشته باشد بدون شک بیمار است . اگر بیمار نباشد ، بیمار خواهد شد . اگرچه در ظاهر هیچ چیز در او دچار نقص نخواهد  بود ، اما فکر کردن و عمل نکردن اگر عادت شود عواقب جبران ناپذیری در پی خواهد داشت . زیرا فکر باید تحرک بدنی را نیز بدنبال داشته باشد وبرآن محدودیتی نباید قائل شد .

 برای برطرف کردن این عارضه بهترین راه وقت شناس بودن است . زیرا با تعین زمان محدود و مقید شدن به انجام وانجام رساندن افکار در زمان تعین شده ، شخص مجبور است افکار خود را به مرحله عمل درآورد .

اگر شما از آن جمله افرادی هستید که برای مثال دیر سر کار خود حاضر میشوید لحظه ای بنشینید و در باره آن بیندیشید . با این کار خیلی زود در خواهید یافت که شما عادت به وقت شناسی ندارید ، زیرا شما احساس روشنی در مورد مسئولیت های خود ندارید .

در واقع هدف ودلیلی برای وقت شناسی ندارید . و بین خواست های خود و وظیفه ای که نسبت به دیگران دارید دچار شک میباشید .

بمجرد آنکه وجدان خود را نسبت به وظائفی که دارید بیدار نمائید نیمی از کار انجام شده است .

وقت نشناسی بطور کلی ناشی از سیاست غلط بی هدفی است .

حس قبول مسئولیت به معنای داشتن هدف در زندگی است لذا وقت شناسی بآن معناست که شما نسبت به وظیفه ای که نسبت به دیگران دارید منصف هستید و حد قسط و انصاف را نسبت به خود و دیگران رعایت میکنید .

سعی کنید نسبت به ایده ها و خواستهای خود انعطاف پذیر باشید . برای اینکار کافی است که خواستها و انتظارات خود را در برابر آنچه تئوری یا قانون تعادل نامیده میشود توزین کنید . بر اساس این قانون تمام افراد آنچه را که بدیگران اهدا میکنند در برابر آنچه را که بدست میآورند در ترازو قرار میدهند ، اگر این کفه مساوی یا متمایل به سود فرد باشد راضی و در غیر اینصورت مغبون یا نا راضی خواهند بود .

شرط اصلی آنستکه در این مقایسه دیگران را هم سهیم نمائید ، یعنی ارزش های ارائه شده و سیله خود را از نظر آنها در ترازو قرار دهید .

عامل دیگر وقت نشناسی عدم برنامه ریزی است ، عدم وجود هدف و عدم توجه به ارزشهای ارائه شده و خواسته شده ، عدم توجه به انتظارات دیگران همه در کنار هم با عث اختشاش و بینظمی در زندگی میگردد .

و چنین فردی بطور وحشتناکی شخصیت خود را به معامله میگذارد و بسرعت احترام دیگران را از دست خواهد داد .

 

« با وقت نا شناسی از خود فردی بی هویت و بی ارزش نسازید» .

 

بخاطر داشته باشید که در جامعه امروز وقت نا شناسی یعنی عدم احترام به دیگران ، نوعی خود پسندی آزار دهنده ، بی توجهی به وقت وبرنامه ریزی دیگران و در مجموع بی تمدنی و بی نزاکتی و بی فکری .عدم شناخت مسئولیت و لابالی گری . 

ایا اینهمه امتیاز اجتما ئی منفی ارزش آنرا ندارد که اندکی در مورد آن منصفانه بیندیشیم ؟

 

                                      « خواستن توانستن است».