مراحل خوابهای گروه سوم

پیشگوئی- تله پاتی


پس از گذشتن از خوابهای گروه دوم که در بخش های گذشته مورد تجزیه تحلیل قرار گرفت مراحل خوابهای گروه سوم یعنی مرحله پیشگوئی و تله پاتی (خواندن افکار از راه دور) یا دوربینی مطرح میگردد .

 مراحل خوابهای هیپنوتیزم از ابتدا تا کنون بشرح  زیر میباشد :

1- آمادگی خواب

2- رویا

3-رویای کامل

4-خوب سبک

5- خواب سنگین - یا خواب مغناطیس

پنج مرحله اول خوابهای گروه اول یا مغناطیس نامیده شدند .

خوابهای گروه دوم عبارت بودند از :

6-بی حسی کامل

7- روشن بینی

8-ظهور ارواح یا اسپری تیزم

وبعد از این مراحل بترتیب خوابهای گروه سوم مطرح میگردد:

9-پیشگوئی

10- تله پاتی - یا خواندن افکار دیگران و دیگر نمایشات و اعمال که نتیجه تله پاتی است .

شایان ذکر است که ایجاد خوابهای گروه سوم بطور کامل اندکی مشکل بوده بویژه مرحله تله پاتی با استمرار فقط در افراد حساس حاصل میگردد و اکثراٌ خواب نوسانی بوده ودر صورت ایجاد مدت زمان کوتاهی امکان پذیر است مگر برای هیپنوتیزوران و هیپنوتیزم شدگان با تجربه

البته شرایط خاص و نحوه ایجاد خواب بصورتی است که امکان استمرار آن در صورتی ممکن میگردد که هیپنوتیزور بسیار کار گشته بوده وقادر به تمرکز فکر شدید باشد که بعد از ممارست و تجربه و مدتها تمرین امکان پذیر است .

از طرفی هیپنوتیزم شونده نیز میبایست گذشته از هوش و حساسیت ، قابلیت درک و استعداد خاص داشته باشد و حتماٌ مراحل مختلف خواب را در جلسات طولانی تجربه کرده باشد .

پنج مرحله اول یعنی خوابهای گروه اول معروف به خواب مغناطیس اند زیرا عامل غالب در آنها مغناطیس میباشد و مغناطیس در آنها بوجود آورنده تاءثیرات بوده وتقریباٌهرکس میتواند این نوع خوابها را بعد از کمی تمرین و داشنت استعداد ودرک مراحل و تمرینات مربوط به تمرکز فکر ایجاد نماید ولی عواملی که این نوع خواب را ایجاد مینماید بطور خلاصه عبارتند از :

1- تمرکز فکر - مهم ترین علت ایجاد خواب مغناطیس یعنی مراحل آادگی خواب -رویا- رویای کامل -خواب سبک -وخواب سنگین یا مغناطیس تمرکز فکر است و در خوابهای گروه دوم نیز تمرکز فکر علت اصلی و واحد بوده وبدون تمرکز فکر ایجاد مراحل خوابهای گروه دوم مشکل خواهد بود .

2- پاس - پاس یا ایجاد حوزه مغناطیسی وارتباط و القاء این مغناطیس بصورت دو جانبه وارتباط عامل مهم دیگری در خوابهای گروه اول میباشد که گذشته از ایجاد باور وکشش مطلوب  هیپنوتیزم شده را راغب به ادامه کار واستمرار و توجه خاص می نماید .

3- تلقین - تلقین فقط در خواب مغناطیس و مراحل اول خواب موءثر بوده و میبایست با باورهای اعتقادی هیپنوتیزم شونده مطابقت داشته باشد در غیر اینصورت عاملی مخالف خواب تلقی میگردد و باعث ایجاد مقاومت در هیپنوتیزم شونده میگردد بعد از آن یعنی در خوابهای گروه دوم تلقین اساساٌ رل تمرکز فکر هیپنوتیزم شونده را بازی میکند واز انحراف فکری او جلوگیری میکند و در واقع هیچگونه نقش دیگری ندارد .

افرادی که تلقین را عامل اصلی خواب هیپنوتیزم میشمارند اکثراٌ مانیه تیزور بوده و فقط مغناطیس کننده اند و در بسیاری از موارد مشاهده شده است که جه در نوشتجات و جه در آزمایشات و جلسات از عوامل بعدی آ گاهی چندانی نداشته و بطور کلاسیک گروهی از آنان خوابهای گروه دوم و سوم را نام برده و اثرات خوابهای گروه اول را و تاءثیرات ظاهری آنرا به خوابهای گروه بعدی ربط میدهند گرچه ممکن است در هیپنوتیزم شوندگان حساس بسرعت طی مرحله شده و خوابهای گروه بعدی نا خود آگاه بوجود آید اما عامل ایجاد کننده آن اراده و خواست هیپنوتیزور نبوده ومانیه تیزور از چگونگی و عامل بوجود آمدن آن بطور ارادی آگاهی کامل ندارد .

برای ایجاد خوابهای گروه دوم یعنی بی حسی کامل - روشن بینی - ظهور ارواح بهترین و مهم ترین عوامل تمرکز فکر است .


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

برای ایجاد خواب مغناطیس سه عامل زیررا میبایست  در نظر گرفت :

1- آثار مغناطیسی را در شخص بوجود آورد .

2-تلقین نمود تا باور بوجود آید .

3- افکار را متمرکز نمود و قویاٌ ایجاد خواب را در وجود خود هدف قرار داد .

4- نگاه را ثابت و بدون پلک در نقطه ای فرضی در پیشانی و یا بین دو ابروی هیپنوتیزم شونده دوخت .

البته چنانچه قبلاٌ نیز ذکر گردید با تابش نور نیز میتوان حالات فوق را ایجاد نمود و عمل چشم را انجام داد حتی با اشیاء منعکس کننده نور و درخشنده مثل سکه و آئینه و حباب و حتی اشیاء غیر درخشنده وکدر نیز میتوان کار چشم را انجام داد .

5-پاس و القاءو انتقال مغناطیس را بکار گرفت .

6- از انحراف حواس هیپنوتیزم شونده جلوگیری نمود .

اما برای ایجاد خوابهای گروه دوم تمر کز فکر مهم ترین عامل بوده و چنانچه در بخش تمرکز فکر و طرز ایجاد آن و تمرینات مربوطه ذکر گردید ایجاد کننده و متاءثر کننده و عامل احاطه کننده میباشد .

در اینجا لازم است که در مورد تمرکز فکر با زمینه و آمادگی بیشتری که اکنون بوجود آمده است توضیحات بیشتری ارائه نمود شاید آنچه را که در بخش تمرکز فکر مشکل میپنداشتید با این توضیحات روشن گردیده و قبول آن آسانتر گردد.

ممکن است عده زیادی از شما حتی همه بعد از آنکه تمرینات تمرکز فکر را انجام دادند صد ها سئوال برایشان پیش آمده باشد که نتوانسته اند بدرستی پاسخی برای آن پیدا کنند .

در تمرینات اولیه تمرکز فکر تذکر داده شد که :

1-در گوشه ای از اطاق به اشیائی نگاه کنید و بعد آنرا تصور نمائید .

اکنون سئوالی مطرح میگردد - آیا توانستید ؟.

بجای شما پاسخ میدهیم که :   بله توانستیم .

در تمرین دوم گفته شد خطوطی را رنگی بر روی کاغذ رسم نمائید و بعد در نظر مجسم کنید .

مجدداٌ سئوالی مطرح میگردد که آیا اشکال و خطوط رنگی را با تمام خصوصیات در ذهن مشاهده کردید ؟.

بجای شما پاسخ میدهیم که بله دیدیم .(ممکن است پاره ای ازشما ادعا نمایند که خیر کاملاٌ و واضح نتوانستیم ) علت آن در ذیل ذکر شده است .

اما اکنون نوبت ماست که بپرسیم : چگونه ؟

وشما (نیازی نیست بگونه ای دیگر وانمود نمائید ) .

بسیاری از شما نمی توانید بگوئید چگونه .

اما ما به نیابت از طرف شما این بار نیز با استفاده از تجربیات آموزشی خود جواب میدهیم که :(اما قبل از جواب باید متذکر گردید که نگارنده بارها و بارها شاید در طول چندین دهه تجربه این سئوال را مطرح نموده است اما تقریباٌ همه افراد و همه نو آموزان هیپنوتیزم همان گونه پاسخ داده اند که در اینجا مطرح میگردد ).

اما حقیقت اینستکه اکنون برای شما تشریح مینمائیم .

در درس تمرکز فکر اولین تمرین - شما نتوانستید اشیاء اطاق را در نظر مجسم کنید و فقط این تمرین جهت توانائی وتسلط به تمرکز فکر در وجود شما بود البته به گونه ای اشیاء مجسم و یا متصور گردیدند اما بوضوح و مشخص نبودند .

میدانید چرا ؟

بخاطر آنکه شما باید در مرحله روشن بینی کامل باشید تا بتوانید چنین کاری نمائید و اشیاءرا بدون نیاز به حس بینائی در ذهن مجسم کرده و ببینید .

اما هدف از آزمایش گرفتن این نتیجه کلی میبود که دانستید دیدن و تصور و یا بهتر بگوئیم خیال کردن نیاز به حالتی دارد و اگر در این حالت نباشیم نمی توانیم خیال یا تصور کنیم .

تمرین دوم را با آنکه شباهت بسیاری با تمریند اول تمرکز فکر داشت مطرح کردیم اما شاید در نظر بسیاری از شما هر دو تمرین دارای یک نتیجه و یک هدف بود و شاید عده معدودی از شما متوجه شده باشید که این دو تمرین اساساٌ دو تمرین مجزا و کاملاٌ متفاوت با هدفی کاملاٌ متمایز از یکدیگر بودند .

پس چطور و چگو نه میبینیم ؟ و چگونه تصور میکنیم ؟و درحقیقت فرق دیدن و تصور کردن چیست ؟

همه ما میدانیم که چشمان ما گذشته از عدسی و عنبیه وصلبیه و ماهیچه ها و غیره اندامها و اعمالی نیز دارد که عامل تشخیص و تمیز نور و رنگ است که در اصل بن های عصبی عامل تمییز اند و اعصاب منتقل کننده آنها و درک آنها در مغز انجام میپذیرد .این بن ها دو نوع اند :

بن های مخروطی و بن های استوانه ای . یکی برای احساس رنگ ها و دیگری برای احساس شدت و ضعف نور.

اگر یکنوع از این بن ها را بردارند تمام احساسات مربوط به آن کور میشود وازبین میرود یا احساس نمیشود یعنی اگر بن مخروطی نباشد رنگ ها حس نمیشوند واگر بن استوانه ای نباشد نور را حس نمی کنیم .

برای مثال - جغد ها بن مخروطی ندارند لذا رنگی را تشخیص نمی دهند .

اما آیا زمانیکه تصور میکنیم رنگ را حس میکنیم یعنی با چشم بسته بن های مخروطی کار میکنند ؟ مسلماٌ خیر اما تصور رنگ حالتی تداعی است  که یکی از خواص مغز است .


یعنی رنگ بدون تحریک شدن بن های مخروطی حس نمیشود بلکه درک میشود (انعکاس شرطی)زیرا چشم ها بسته اند و یا حتی اگر باز هم باشند تصور ،دیدار نیست بلکه فقط انعکاس شرطی است پس بن های مخروطی تحریک نمیگردند لذا زمانیکه تصور میکنیم رنگ ها حس نمیشوند بلکه تداعی شده درک میگردند و زمانیکه خیال میکنیم باز شدت نور را حس نمیکنیم بلکه فرض و درک میکنیم واین درک بدواٌاز حافظه الهام گرفته است و نتیجه یک سری کنش وواکنشهای فیزیولوژیکی و شمیائی وروحی نتیجه انعکاسات شرطی و نتیجه تداعی (از چیزی به چیزی رسیدن )معانی است چون بن های استوانه ای تحریک نمی گردند بلکه حافظه یا ذهن و ضمیر ناخود آگاه بکمک مغز آنرا برای ما بر اساس آنچه که در ذهنیت دارد تداعی کرده بخاطر می آورد .

  پس زمانیکه تصور میکنیم چه اشیاء اطاق وچه آن خطوط رنگی را نه رنگشان را و نه حدودشان را حس میکنیم .

پس آنچه را که حس میکنیم تداعی غیر عینی یا تصور ی خود شیئی است و چون نور بر آن نمیتابد تاریک است در واقع شکل منفی شیئی است . ولی ماهیت و شکل شیئی چگونه تصور میشود ؟

خطوط واشکال رامثال میزنیم .

چشمانتان را ببندید و خطوطی را که قبلاٌ کشیده بودید و لحظه ای پیش به آن چشم دوخته بودید در نظر مجسم کنید این خطوط را میبینیم و اطراف آن کاملاٌ سیاه است اما خطوط با وجودیکه سیاه است در سیاهی قابل تشخیص اند .اندازه آنها معین نیست گذشته از آن در اطرافشان درست مثل شکل خود جسم خط نور وجود دارد یعنی شیئی نورانی است .

وقتی خواب میبینیم خوابی را رنگی نمی بینیم بلکه تصور رنگ میکنیم و چشم و گوش و جزئیات صورت اشخاص را در خواب واضح نمی بینیم فقط رنگها و اشخاص را تصور می کنیم و میشناسیم و حرکات است که در خواب جلب نظر میکند پس زمانیکه متذکر میگردیم فکر را روی اشیاء یا خطوط یا اشخاص متمرکز نمائید منظور ماهیت و خود شیئی وشکل آنرا مشخص کردن وشناسائی آن می باشد .

پس شناسائی  هر چیز بصورت تصور را میتوان تمرکز فکر بر آن شیئی تلقی نمود در تمرینات حواسته شد که سعی شود تمرکز فکر ادامه دار باشد ،ادامه دار بودن تمرکز فکر یعنی تصور مداوم شیئی بصورتی که نوسان یا بریدگی در تصور بوجود نیاید که بسته به بمدت لازم متفاوت خواهد بود .

در تمرینی دیگر گفته شد که چشمان خود را به یک نقطه فرضی ثابت کنید وپلک نزنید دلیل پلک نزدن ثابت بودن تاءثیر نگاه می باشد و همچنین تداوم آن اما زمانیکه گفته میشود به نقطه ای فرضی ثابت نگاه کنید هدف ایجاد تمرکز فکر بر آن و عدم انحراف از هدفهای تعیین شده در ذهن است .

در حقیقت تمر کز فکر مهم ترین تمرین لازم جهت فراگیری هیپنوتیزم میباشد.

در حالت عادی زمانیکه بر موضوعی  با کمال قدرت و علاقه فکر میکنید و تمام کوشش و ذهن را عاشقانه صرف به هدف رسیدن آن می نمائید تمرکز فکر بصورت مداوم ولی ناخود آگاه وجود شما را احاطه می کند و در واقع در آن محو میشوید لذا امکان انجام مقصود حاصل میگردد باین طریق میتوان ادعا نمود که بشر بطور کلی خود از رموز تمر کز فکر آگاه بوده است و فقط تذکرات بالا اشاره ای مجدد و یاد آوری و تاءکید بر اهمیت تمرکز فکر در هدف بخصوص است .

در هیپنوتیزم فردی ایجاد حالات ممکن خواب امکان پذیر بوده وبسیارند افرادی که بعنوان مرتاض -فقیر - کاهن - جوکی و مرشد وغیره آنرا انجام داده اند اما مطلب مهم در این است که آموزش آن ساده نبوده وسالها وقت مستمر و تمرین مداوم نیاز دارد البته با استعداد و علاقه و استمرار تمرینات و از خود گذشتگی مسلماٌمرحله کمال حاصل خواهد شد .

بعد مذهبی و گیرائی اعتقادی در ریاضت نیز بعلت پای بند بودن و داشتن ریشه های اعتقادی محکم وکامل محرکی بسیار قوی میتواند در رسیدن باین حالت و حالت وارستگی ورهبانیت واز خود و دنیا بریدن وبه مقصود رسیدن را آسان تر نماید .

اما دگر هیپنوتیزم را بخصوص تا مرحله آخر مغناطیس هرکس میتواند فقط با چند عاملی که ذکر کردیم که خود نیاز به چند هفته تمرین دارد در همه بوجود آورد اما میبایست عوامل موءثر در هیپنوتیزم عمومی را یکبار دیگر یادآورگردید که غبارت بودند از :

تمرکز فکر - تلقین -ثبوط چشم ونگاه -پاس وارتباطالقائی دو جانبه - با کمک این عوامل و اصول فرعی ذکر شده در فصول قبل براحتی میتوانید تمام مراحل خواب مغناطیس را بوجود آورید .

اما ایجاد خوابهای گروه دوم یعنی  بی حسی کامل - روشن بینی . بالاخره ظهور ارواح یا اسپریتیزم با کمک مدیوم .

شما تا مرحله مغناطیس پیش آمده اید خودتان حالتی را در خویش حس مینمائید ،این حالت حالتی است که از خصوصیات خاصی برخورداراست .

یعنی فکر شما روی موضوع خواب وایدهء شما متمرکز است ،کاملاٌ غرق در حالات طرف مقابل و کارهای خود هستید بخود ایمان دارید وبکمک چند پاس اول مغناطیس و روح خود را آماده ایجاد القاء نموده اید ورابطه بین شما و قطب دیگر یعنی شخص هیپنوتیزم شده بوجود آمده است .

در نتیجه شما از احساس خود بیخبرید کسی را و محیط اطراف را کاملاٌ فراموش کرده اید و تقریباٌ حس نمی نمائید چشمانتان ثابت و افکارتان متمرکز است این حالت تمرکز فکر است و زمانیکه مراحل مغناطیس را در هیپنوتیزم شده بوجود آوردید شما نیز در این مغناطیس گرفتارید و یک قطب از آن شده اید ،هیپنوتیزم شده درست حالت کسی را دارد که روی لبه تیغ ایستاده است باید بوسیله ای او را بطف دیگر یعنی خوابهای گروه دوم پرتاب کنید اما چگونه و چه باید کرد ؟

در حقیقت میبایست اعتراف کرد که این مطلب گفتنی نیست و یا حد اقل بسادگی قابل ذکر نیست بلکه حس کردنی است .

با مطالعه حالات هیپنوتیزم شده مشاهده میشود که او اعمال پیشنهادی را انجام میدهد و مقاومتی ندارد اما خواب سنگین تر نمیشود پاس تاءثیر ندارد ولی خواب را ثابت میکند اما عمیق نمیکند ،گفته شد که کافی است کسی را در حالت مغناطیس باقی نگهداریم تا به مرحله بی حسی کامل برود اما چگونگی آن بطور کامل ذکر نگردید میبایست متذکر گردید که فقط در حالت مغناطیس باقی گذاردن هیپنوتیزم شده کافی برای رسیدن به حالت بی حسی کامل نیست بلکه باید در عین ثابت نگهداشتن خواب اعمالی را نیز انجام داد که گذشته از اینکه اجازه نمیدهد خواب سبک یا نوسانی شود به سنگین شدن آن نیز کمک مینماید .

برای رسیدن به این هدف با آشنائی مختصری که با مراکز اعصاب و نقاط حساس بدن پیدا شده است کافی است که بر روی این مراکز و نقاط حساس مختصر فشاری وارد نمائید .

لمس این مراکز خواب را بمرحله دیگری میبرد بشرط آنکه خواب نوسانی نباشد ،پاس بعد از پیشرفت خواب شخص را مجبور به تمرکز فکر و حرکت آن بطرف جلو مینماید ،از این خاصیت که هیپنوتیزم شده هر پیشنهادی را می پذیرد و انجام میدهد میبایست کمال استفاده را نمود ،تابش نور در این مرحله موجب تحریک اعصاب پاراسمپاتیک شده وموجب افزایش خواب میگرددکه نوعی دیگر از تحریک عصبی است ،زمانی که شخص یک حمله مشخص عصبی نمود (این حمله ها را مدتی بعد در اثر تجربه از هم تمیز میدهید ) از لبه تیغ بطرف دیگر پرتاب شده است و بطرف خواب سنگین تر و اولین مرحله گروه دوم خواب یعنی بی حسی کامل میرسد ،این مرحله یعنی لبه تیغ بودن نیز قابل توصیف نمی باشد و نمی توان گفت چه میشود که از این مرحله به مرحله بی حسی کامل میرسد این مرحله را باید با دقت خاص و با اطمینان و تمرکز فکر کامل بانجام رسانید .

بطور تجربی این نتیجه حاصل شده است که زمانی این مرحله ایجاد میگردد که هیپنوتیزور خود کاملاٌدر حالت بی خبری و تمرکز کامل باشد ،چشمانتان ثابت و بدون تزلزل و بدون پلک زدن و افکارتان محکم و ثابت و استوار و بخود اطمینان و اعتماد داشته باشید .

در این مرحله حساس هیپنوتیزم شده کوچکترین افکار و تلاشهای فکری شما را درک ودر حقیقت از زیر وبم احساسات شما آگاه است ، پس اگر بخود اعتماد نداشته باشید و در فکرتان در اثر خستگی و یا علل دیگر تزلزلی و شکی مجود داشته باشد چون این تزلزل وشک باو نیز القا ءوانتقال میابد و آنرا بخوبی احساس میکند واز طرفی در مرحله ایست که همه پیشنهادات را اجرا می نماید و چون افکار او جز افکار شما نیست پس او نیز دچار شک وتزلزل میشود و خواب نوسانی میگردد.

تمرکز فکر در این مرحله و مهارت وثبوت واعتماد بخود مهم ترین عامل موءثر در خواب و ایجاد خواب سنگین تر میباشد .

غیر ممکن است شما مطمءن و راضی نباشید و بتوانید بی حسی کامل را ایجاد نمائید ،کوچکترین شک و دو دلی که معمولاٌ از حالت ظاهری هیپنوتیزم شده به هیپنوتیزور کم تجربه دست میدهد کار را خراب می نماید .

زمانیکه از این مرحله یعنی بی حسی کامل گذشتید دیگر تمرکز فکر بآن شدت لازم نیست ، پس زماتیکه هیپنوتیزم شده در حالت لبه تیغ و آخرین مرحله خواب مغناطیس است دو عمل باید از طرف هیپنوتیزور انجام پذیرد :

1- ثابت نگهداشتن حالت خواب بوسیله گفتن و خواستن و دستور دادن و پاس و نگاه ثابت وتمرکز کامل یعنی انتقال نیروی مغناطیس بدن وایجاد حوزه قوی مغناطیسی . (عامل خارجی )

2- تمرکز فکر و اعتماد کامل بر قدرت تسلط و کار در زمان عمل .(عامل درونی )

لمس نقاط حساس گذشته از تاءثیر گزاردن بر هیپنوتیزم شده و تحریک اعصاب ،بشما نیز اعتماد واطمینان بخشیده و ناخود آگاه این فکر در وجود شما ویا این امید در دلشما رخنه میکند که بدین وسیله خواب را سنگین تر نمائید .

گروهی از هیپنوتیزوران معتقدند که بدون لمس این نقاط نیز میتوان بمرحله دوم خوابهای گروه دوم رسید .

سومین مرحله خواب وشکل سوم بعد از مرحله ظهور ارواح است یعنی خوابهای گروه سوم  .،پیشگوئی وتله پاتی یا دور بینی .

در مرحله ظهور ارواح شخص میتواند بوضوح اشخاص را وارواح آنهارا در ذهن خود حاضر کند ونشانی های داده شده از ارواح کاملاٌ صحیح خواهد بود ،از مرحله بی حسی گذشته است وبطور کامل بی حس است از مرحله روشن بینی نیز گذشته است زیرا افکار شما را بخوبی میتواند بخواند و میتواند اشیاءو مکانها را براحتی و بروشنی مشاهده کند یعنی اگر شما در ذهن خود شخص یا حیوان ویا گیاه ویا مکان و شیئی را مجسم کنید ویا بآن فکر کنید او نیز آنرا خواهد دید و لازم به گفتار میان شما واو نیست افکار او کاملاٌبر روی شما و افکار شما متمرکز است این تمرکز کامل افکار است در عین حال که او میتواند بدستور شما افکار تک تک حاضران را حتی افراد غایب را بدستور شما بخواند .

در خود هیپنوتیزم گفته شد که اگر باین طریق افکارتان را متمرکز کنید میتوانیدبمرحلهروشن بینی وظهور ارواح برسید ،بدون هیچ وسیله ای این عمل امکان پذیر است بشرط آنکه تمرین کافی انجام داده باشید و ممارست کافی درتمرکز فکر طولانی داشته باشید و قادر به خواب کردن خود باشید .

پس بجای زبان در این مرحله میتوان از فکر برای ارتباط استفاده کرد .

از مرحله روشن بینی هم گذشته است و ظهور ارواح را میتواند بشما نشان دهد وحتی ارواح ناشناس را هم در ذهن ظاهر کند و نشانی آنان را بدهد واما در این مرحله دوباره بتجربه ثابت شده است که خواب نوسانی است ،زمانی میبایست صبر کنید اونیز در مقابل خواسته ها و دستورات شما زمانی صبر میکند و جواب نمی دهد وقتی دیگر چهره در هم میکشد و جواب میگوید میبایست انقدر اصرار و ممارست وتعمق وتجربه پیدا نمائید که این خواب نوسانی که از تزلزل فکری شما سرچشمه گرفته است حالت ثابت بخود بگیرد ، در این حالت مشاهده مینمائید که ناگهان هیپنوتیزم شده با چهره باز و بدون تاءمل ومکث جواب میدهد در این حالت ظهور ارواح کامل است .

اگر خواب نوسانی است شما افکارتان نا مطمءن است و اورا بشک می اندازید بخاطر داشته باشید افکار او افکار شماست و هر شک و دودلی در شما در او نیز بوجود میآید .

بنظر شما چه باید کرد تا مرحله احظار ارواح را به مرحله خوابهای گروه سوم برسانیم ؟

تجربه ثابت کرده است که تمرین بهترین وسیله برای ایجاد مراحل سوم خواب است اما چه نوع تمرینی ؟

دو نوع تمرین :

اول - تمرین خواب هیپنوتیزم بر روی افراد مختلف .

دوم- تمرین روی یک شخص ثابت که استعداد بیشتری بروز میدهد در جلسات مختلف .

بخاطر داشته باشید که دو مرحله آخر خوابهای هیپنوتیزم یعنی پیشگوئی و دور بینی را فقط در اشخاصی که چندین بار هیپنوتیزم شده اند و همچنین در افراد باهوش و حساس که قدرت تصور قوی دارند و براحتی و بخوبی هیپنوتیزم میشوند میتوان ایجاد نمود در دیگران رسیدن به این مرحله تقریباٌمشکل است وکمتر کسی میتواند این مراحل را بوجود آورد اما کسانیکه در مراحل پیش از مهارت و تجربه و ممارست کافی برخوردار بوده و بخود اطمینان و اعتماد کامل داشته باشند و در اغلب اشخاص و بسیاری از آنها احوالات مختلف خواب را بوجود آورده باشند به سادگی میتوانند به این مرحله برسند .

پس اگر مایلید باین مرحله برسید در کار خود عجله وشتاب نداشته باشید ابتدا تمام مراحل خواب را در اشخاص مختلف بوجود آورید زمانیکه تجربه اندوختید و ماهر وباندازه کافی بخود مطمءن شدید ولکه ونکته مجهولی در کارتان وجود نداشت بعد بمرحله پیشگوئی و تله پاتی یا دوربینی بخصوص دور بینی بروید .

افرادی که چند بار در جلسات متعدد بخواب هیپنوتیزم میروند کم کم با مراحل و حالات خواب هیپنوتیزم آشنا شده وبرای خواب های عمیق تر آماده گردیده درنتیجه تجربه اندوخته اند لذا برای بار بعد زودتر و عمیق تر خواهند خوابید آنها استعداد و تاءثیر پذیری بیشتری برای خواب هیپنوتیزم دارند بعد از چند جلسه خواب چنان مراحل خواب را طی میکنند که بدون ذکر و انجام بیشتر موارد خواب بسرعت و بطور کامل به پیش میرود اکثراٌمرحله اولیه خواب به مرحله مغناطیس و بعد بی حسی کامل و تا ظهور ارواح مرزهائی است که در این افراد تشخیص داده میشود .

لذا از بین با استعداد ترین و زود فهم ترین افراد ،افرادی را که دارای معلومات ودانش وصداقت وصمیمیت بیشتری هستند انتخاب کنید و در جلسات متعدد بخوابانید زمانیکه مدت آمادگی خواب تا ظهور ارواح یعنی دو گروه در او ایجاد شد و خواب به آرامی وسرعت واطمینان ایجاد گردید میتوانید خوابهای گروه سوم یعنی پیشگوئی وتله پاتی را تجربه ودر آنان بوجود آورید .

محل خواب میبایست آرام وساکت وراحت باشد روشنائی متوسط  وملایم وقبل از خواب هدف را با او در میان بگذارید واز او نیز بخواهیئ که برای رسیدن بمرحله پیشگوئی و تله پاتی تلاش کند چون چند بار خواب شده است کاملاٌ بخود مطمئن بوده و نگرانی و تشویش بخود راه نمیدهد در موارد اولیه ممکن است پیشگوئی ها کاملاٌ صحت نداشته باشد باین علت استکه خود شخص نیز نمیتواند بپذیرد که قادر به پیشگوئی است واز طرفی شاید خود شما نیز اطمینان کافی را در مورد امکان پیشگوئی ها وصحت آنها در ذهن نداشته باشید که به هیپنوتیزم شده منتقل نموده اید البته شک شما ودرنتیجه شک او بعد از چندین بار آزمایش ومشاهده چند پیشگوئی صحیح برطرف خواهد گردید وزمانیکه کاملاٌبخود ایمان داشتید و توانستید با اطمینان کامل بمرحله پیشگوئی بروید خواهید دید که شخص خواب شده کاملاٌروشن وواضح میبیند و با اطمینان وبدون شک وتردید سخن میگوید .


در صورتی که بخواهید صحت پیشگوئی ها را آزمایش کنید میتوانید از دونفر در دو زمان مختلف یا در دو جلسه متفاوت و مجزا سئوال نمائید صحت ودرستی پیشگوئی ها را از گفتار و مقایسه این دو گفتار با هم میتوانید دریابید.

اکثراٌسئوالی که در اینجا مطرح میگردد اینست که چه عواملی در خوابهای گروه سوم لازم و مهم است ،مهم ترین عامل سکوت است اگر هیپنوتیزم شده در سکوت و آرامش خوابیده باشد امکان آنکه در خواب گروه سوم برود بسیار زیاد است ،روشنائی عامل دیگری است که میتواند در عمق خواب تاءثیر داشته باشد روشنائی میبایست ملایم و کافی باشد عامل سوم اطمینان بخویشتن در وجود خود شما و هیپنوتیزم شده است .

برای ایجاد خوابهای گروه سوم تمرکز فکر در وجود شما هست باین معنا که شما یک قطب القاءهستید وبناچار افکار شما متمرکز است ،پاس در هر مرحله از خواب باعث ایجاد این القاء وانتقال آن میگردد ودر نتیجه عاملی برای از بین بردن نوسان خواب است بعد از چندین تمرین بدون آنکه نیاز به حالتی خاص یا تمرین بیشتر داشته باشید میتوانید مرحله پیشگوئی را در هیپنوتیزم شوندگان حساس بوجود آورید .

اما مرحله دوربینی یا تله پاتی .

قبل از ذکر این مرحله وطریقه ایجاد آن باید تله پاتی یا دوربینی وعلل آن را تشریح نمائیم .

دور بینی حالتی است که شخص میتواند افکار شما یا دیگران را براحتی بخواند و شما نیز میتوانید بوسیله ایجاد این حالت درخود (به خود هیپنوتیزم مراجعه شود )افکار دیگران و تصمیمات آنها را از راه دور بخوانید ویا با آنان از راه دور رابطه ذهنی برقرار نمائید .

در دگر هیپنوتیزم هیپنوتیزم شونده دارای خاصیتی میشود که میتواند از یک محل (محلی که خوابیده است )افکار و عملیات دیگران را حتی آنها را که در محل حضور ندارند واو نمیشناسد با اراده هیپنوتیزور و بامر او بخواند وبداند آنها در مورد موضوعات مختلف چه فکر میکنند .

در بیان مغناطیس یاد آور شدیم که اگر افرادی را بصورت گروهی بخوابانید و یا دو نفر را بخواب هیپنوتیزم فرو برید یکی از آنها در مرحله روشن بینی (جلای بصری )باشد ودیگری در مرحله پیشگوئی یا تله پاتی شخصی که در مرحله روشن بینی است بوضوح شعاع نورانی زرد و آبی ودر مرحله تله پاتی ترکیب شعاع سبز رنگ را بشکل هیکل شخص دوم در پشت سر او مشاهده خواهد نمود که این هیکل اتر مانند بامر و فرمان هیپنوتیزور قادر است حرکت کند واز هر دیوار یا حصاری بگذرد .

راهی دیگر برای مشاهده مغناطیس بدن نیز وجود دارد اگر چشمان خود را ببندید در تاریکی مطلق ویا در نور شدید دو رنگ را با چشم بسته خواهید دید که بصورت ذرات مجزا و متحرک در دیدگان شما در حرکتند گروهی از آنها قرمز رنگ وگروهی دیگر سبز رنگ اند که بصورت ذرات سبز و قرمز در زمینه ای مشکی در نوسانند شاید گفته شود این انعکاس نور در چشم است اما در تاریکی نیز میتوانید با بستن چشمان این ذرات را حس کنید ذرات قرمز همان انعکاس تابش نور ویا رنگ حاصل از خون مویرگها ی درون پلک اند اما ذرات سبز رنگ مغناطیس حاصل شده از حرکات درونی بدن و القاءاحاطه کننده بدن است که بصورت ذرات جدا ازهم دیده میشود ویا احساس میشود .

در حالت هیپنوتیزم چون مرحله روشن بینی حاصل گردیده است مشاهده این ذرات بصورت توده ابر مانند ممکن میگردد ودر مرحله تله پاتی این ذرات مغناطیسی وشکل گیری آن در خارج از جسم هیپنوتیزم شده وسیله فردی که در حالت روشن بینی است مشاهده میگردد.

افرادی ادعا مینمایند که این حالت تله پاتی را وهمچنین توده ابر مانند مغناطیسی را مرتاضان و جوکیان هندی و نپالی قادرند در خود ایجاد نمایند بطوریکه دیگران نیز قادر به مشاهده ای توده باشند .

پروفسور نولز در مقالات خود اشارات و مثالهائی از این افراد ارائه مینماید و حتی ادعا مینماید که توده ابر مانند مغناطیسی وسیله شخص در پشت سر جوکی دیده شده است .

البته مرحله تله پاتی مرحله ای بسیار کوتاه در جلسات هیپنوتیزم میباشد .


نگارنده گرچه خود بارها در جلسات هیپنوتیزم این حالات را برای مدتی کوتاه در هیپنوتیزم شده مشاهده نموده است اما در جلسات و انجمن هیپنوتیزوران لندن از طرف افرادی ادعای ایجاد این حالت را بکرات مشاهده کرده است اما عملاٌ کار این مدعیان را ندیده است .

اما اکثر هیپنوتیزوران در مراحل پیشگوئی آثار مرحله تله پاتی را بعد از چندین تمرین ارائه نموده اند وخود نگارنده نیز بارها و بارها این اثار را در کوتاه مدت در هیپنوتیزم شدگان مشاهده کرده است حتی در بعضی از جلسات کلمات و گفتار وفکر افرادی از کیلومتر ها دور تر به ذهن هیپنوتیزم شده آمده است که پس از بررسی عیناٌو کاملاٌ همان عبارات و تفکر در آن ساعت بخصوص بوده است .

مرحله تله پاتی مرحله ای گنگ وبسیار دقیق است و رسیدن به آن نیاز به تمرین چند جانبه بصورت تقویت ذهن از طریق گمان حوادث و همچنین ایجاد ارتباط از راه دور در ساعتی معین و موضوعی خاص وسیله دو فرد که سعی مینمایند بر اساس موضوع انتخابی در زمانی معین با هم ارتباط برقرار کرده و افکار همدیگر را بخوانند احتمالاٌممکن میگردد.

نمیتوان انکار نمود که ذهن بشر چنان ساخته شده است که تله پاتی یکی از خصوصیات آن باشد اما چون بشر راه های ارتباط کلامی را برگزیده است لذا این خصوصیت رنگ باخته و خارج از توان بشر قرار گرفته است درحالیکه بسیار دیده شده است که در افراد یک خانواده بویژه بین  مادر و فرزندان این خصوصیت بارها نمود کرده است بدین طریق که چند مدت قبل یا بعد از حدوث حادثه ای برای فرزند مادر نمونه ای از آنرا در خواب یا بیداری احساس کرده است در موارد عادی نیز بسیاری الهامات واقعی به افراد دست داده است و وقایعی را انچنانچه اتفاق افتاده است بدون حضور در محل حادثه ناخود آگاه عیناٌدر ذهن خود یا بصورت خواب و رویا چندین روز قبل از بروز آن مشاهده نموده اند و حادثه چندی بعد اتفاق افتاده است .

در این رابطه تئوری صد میمون میتواند مصداقی بر این مدعا باشد .

(به تئوری صد میمون از همین سلسله مقالات که در بخشهای قبل آمده است مراجعه نمائید)