فصل دوم –بخش دوم

چرا هیپنوتیزم میشویم ؟ 

پاسخ به این سئوال گرچه مفصل است و درعین حال پیچیده اما هدف نگارنده ساده نویسی است بطوریکه این یادداشت ها قابل درک تمام افراد در سطوح مختلف باشد لذا از بحث های درهم روانشناسی خودداری کرده و بطور خلاصه به چند نکته اساسی اشاره مینمائیم .

عوامل موثر در هیپنوتیزم حالات و چگونگی اندیشه بشر است که گرچه گوناگون و در افراد مختلف باهم متفاوت است اما از پاره ای جهات مشابه و کلاسه شده میباشد .

همه ما دارای حس کنجکاوی و رویا هستیم که در افراد این احساسات بسته به هوش و درایت و خصوصیات تربیتی و ارثی (ژنیتیک ) دارای شدت و ضعف بیشتری است اما فردی وجود ندارد که بدون حس کنجکاوی و رویا باشد .

سه حالت خواب طبیعی را بیداری ، خواب و خواب دیدن یا رویا تعریف کردیم با این تفاوت که رویا هم اختیاری است (بیدار خوابی) و هم خود بخودی ( رویاها ئی که در خواب میبینیم ) و خارج از اختیار ما .

محفوظات ، بما آموخته است که در این جهان دانستنی های بسیاری است که هنوز بشر به آنها دست نیافته است و هر گوشه از این جهان میتواند پر از شگفتی های قابل قبول باشد ، گر چه قوانین ثابت طبیعت دیکته کننده عواملی استکه در انسان باور را بوجود می آورد اما عوامل ناشناخته خارج از این قوانین ( عوامل ماوراء الطبیعه ) نیز وجود دارد که هیچیک از قوانین فیزیکی شناخته شده طبیعت در آنها صادق نیست .

       در اعماق ضمیر تمام افراد ایمان به ماوراءالطبیعه             بعللی که نیازی بشرح آن نیست وجود دارد و کمتر کسی      است که به آن معتقد نباشد .

            گرچه هیپنوتیزم عامل ماوراء الطبیعه نیست اما در         جامعه اینطور توصیف شده است که هیپنوتیزم استفاده      از نیروی درونی نا شناخته است و چون در مسیر این         علم هنوز کمتر کسی پیشرفته است و علم شناخته شده و شکافته شده ای چون دیگر علوم نمیباشد این تصور عامه مردم باور شده است .

نا باور ترین افراد که با پافشاری اعلام میکنند که فقط قوانین فیزیکی و ریاضی را قبول دارند زمانیکه در برابر مسائلی از جمله مثال زیر قرار میگیرند بطور شگفت انگیزی مبهوت و ساکت میمانند .

                                                 مسائلی که به     چرخ کارما   WHEEL OF KARMA معرف شده است در واقع نوعی SYNCHRONICITIES   هماهنگ سازی است را چگونه میتوان توصیف کرد .

آیا این صرفاٌ یک اتفاق است یا سرنوشتی از پیش تعیین شده ؟

یا بعبارت دیگر سرنوشت ما از پیش تعیین شده و وابسته به زمان تولد ماست یا ما خود فرمان سرنوشت خود را بدست داریم و آنرا خود میسازیم .

یک مورد معروف مشابه را که همه میشناسیم مثال میزنم :

           

                                                                                                                                                                                                                                                    

     آبراهام لینکلن                 و                    جان اف کندی

هر دو رئیس جمهوران آمریکا .

 

 

آبراهام لینکلن در سال 1846 در کنگره امریکا انتخاب و نماینده کنگره شد .

جان اف کندی صد سال بعد در سال 1946 در کنگره امریکا انتخاب و نماینده کنگره شد .

آبراهام لینکلن درسال 1860 رئیس جمهور شد .

جان اف کندی صدسال بعد درسال 1960 رئیس جمهور شد .

نام LINCOLN   و   KENNEDY هردو از هفت حرف تشکیل شده است .

همسران هردو هرکدام یک فرزند خود را در کاخ سفید از دست دادند .

هردو ترور شدند .

هر دو در روز جمعه مورد هدف قرار گرفتند .

هردو از ناحیه سر و در حضور همسرانشان مورد هدف قرار گرفتند .

منشی هر دو رئیس جمهور به هردو گفته بودند که به تئاتر و دالاس نروند .

نام منشی لینکلن   کندی بود .

نام منشی کندی   لینکلن بود .

هر دو رئیس جمهور وسیله دو نفر از اهالی جنوب ترور شدند .

جانشینان هر دو رئیس جمهور نامشان جانسون بود .

آندره جانسون جانشین لینکلن در سال 1808 شد .

لیندون جانسون در سال 1908 جانشین کندی شد .

جان ویلکس بوت قاتل لینکلن متولد سا ل  1839 بود .

لی ها روی اسوالد قاتل کندی متولد سال   1939  بود .

نام هر دو ضاربین سه اسمی است .

جان ویلکس بوت از تئاتر فرار کرد و در انبار دستگیر شد .

لی هاروی اسوالد از انبار فرار کرد و در تئاتر دستگیر شد .

باور شما چیست آیا همه این موارد اتفاقی است ؟

از بحث خود خارج نشویم ، درواقع هیپنوتیزم حالتی از حالات عمومی و عادی طبیعت بشر است که در هر لحظه و هر زمان ممکن است در شخص بطور ناخود آگاه بروز نماید .

هر جامعه ای در آداب و سنن و خصوصیات اخلاقی متمایز خود که آن جامعه را از جوامع دیگر متمایز مینماید هیپنوتیزم شده است .

حب وطن عاملی است که در وجود شخص در اثر تلقین از زمان کودکی و تداوم آن بوجود آمده است ، علاقه به غذای ملی ، ملی گرائی ، حتی در بسیاری از حالات تعصبات دینی و علائق و رسوما ت خاص و عادات اجتمائی سرچشمه احاطه روح در محیط مغناطیسی ایجاد شده در اثر تلقین مداوم در محیط بسته است .

چندین عامل در شخص باعث ایجاد چنین حالتی میگردد .

عامل اول کنجکاوی است ، چیز هائی وجود دارد که قبلاٌ نمی شناخته ایم و اکنون به آنها واقف میباشیم لذا نتیجه گرفته میشود که هر غیر ممکنی میتواند نتیجه عدم آگاهی ما باشد و امکان انجام آن در صورتیکه قوانین آن کشف گردد  ممکن می گردد .

تا زمانیکه ریچارد فینمن  Richard Feynman برنده جایزه نوبل سال 1965 و پدر علم نانو تکنولوژی  در سال 1960 در همایش جامعه فیزیک آمریکا جمله معروف خود را بیان نکرده بود  :

( فضای زیادی در پائین وجود دارد )

There is a plenty of room at the bottom

  دنیای شگفت انگیز نانو تکنولوژی برای هیچکس قابل تصور نبود .

فقط کافی است که تشابهی از نظر قوانین شناخته شده با عامل ناشناس در موردی وجود داشته باشد تا آنرا قابل اجرا قلمداد کند .

تجربه ثابت کرده است که حس کنجکاوی در افرادی که در اولین جلسه هیپنوتیزم حاضر میشوند و یا برای اولین بار آماده برای هیپنوتیزم میگردند چنان تحریک کننده است که با تمام نا باوری ها بخود و هیپنوتیزور امکان میدهند تا با استفاده از تلقین و باور و سایر عوامل از جمله مغناطیس حالات خواسته شده را در شخص بوجود آورد و باعث باور و اثبات گردد و پس از آن هیپنوتیزم شده تشنه و کنجکاوتر از گذشته طی سلسله مراحل افزایش این کنجکاوی به مراحل مختلف خواب مایل میگردد هرچه احاطه شخص به محیط اطراف خود در اثر عدم تجربه کمتر باشد حس کنجکاوی شدیدتر شده و در نتیجه سریعتر تحت تاثیر هیپنوتیزور قرار میگیرد ، بهمین دلیل افراد کنجکاوتر بخصوص جوانها که تشنه تجربه اند زودتر از افراد با تجربه متاثر میگردند .

دومین عامل رویا و تصورات پر دامنه روح بشری است که عامل موثر در هیپنوتیزم میباشد . رابطه هیپنوتیزم با رویا رابطه ای بسیار نزدیک است .

در رویا همهء نا ممکن ها ممکن و عملی می نماید و ضمیر نا خود آگاه و عقده های نا شناخته و سر خوردگی های دوران قبل زندگی را با اسید رویا جلا میدهند و امید را در وجود برای مبارزات آتیه زنده میکنند .

وسعت رویا بحدی است که تصوری بر آن نیست و اصولاٌ گذشته از قوانین طبیعی وجود ومکان و محیط قوانین ماوراءالطبیعه نیز میتواند در رویا عامل بانجام رسیدن مقصود در ذهن شوند .

لذتی که از در خیال رفتن و برویا ها اندیشیدن چه در زمان مصیبت و چه در زمان شادی به انسان دست میدهد توصیف نا کردنی است لذا میتوان گفت بشر هرچه محدودتر و ناتوان تر باشد برویا بیشتر دل میبندد و زمانیکه تمام درها بر روی شخص بسته میشود کلید رویا در دست اوست و به آن پناه میبرد .

در هیپنوتیزم رویاها چنان جان میگیرند که گرچه ساخته و عامل دست خود ما است و از این نظر شاید چندان غیر منتظره و نا گهانی نباشد اما همه شیرین و لذت بخش است ، گذشته از آن رویاها در دگر هیپنوتیزم ساخته فکر شخص دیگری است از این رو رویاها همگی غیر منتظره و شگفت انگیزند وبرای شناخت آنها حس کنجکاوی و نو جوئی بشر بسیار تحریک میگردد.

حس کنجکاوی و رویا دو عامل مشترکی است که بکمک هم باعث ایجاد تمرکز فکر میگردد ، هر کجا رشته این تمرکز پاره گردد خواب هیپنوتیزم دچار اشکال میگردد .لذا میبایست فرد را در کلیه حالات و مراحل خواب که چندان زمانی نیست و از چند دقیقه و یا ثانیه در مراحل تکمیلی تجاوز نمینماید به تمرکز فکر و تصور و تاءمل و تحریک حس نوجوئی و کنجکاوی واداشت و مجال تفکر به چگونگی حالات به هیپنوتیزم شونده داده نشود .

عامل سوم تلقین یا القائات میباشد ، قبل از بحث در مورد تلقین میبایست اشاره نمود که گروهی از هیپنوتیزوران اولیه باور داشتند که تلقین تنها عامل میتواند باشد ( طرفداران پروفسور شارگو فرانسوی) گرچه ممکن است چنین باشد اما دلایلی وجود دارد که عامل تلقین را در بسیاری از حالات خواب عامل خنثی و بی اثر تلقی مینماید . اگر نخواهیم در بحثی طولانی وارد شویم میتوان ادعا کرد که تمام کسانیکه تلقین را عامل اصلی هیپنوتیزم میدانند کافی است سعی نمایند فقط با تلقین افراد را هیپنوتیزم نمایند و بسادگی مشاهده خواهد شد که امکان چنین عملی گرچه ممکن است در بعضی موارد ممکن باشد اما در همه کس ممکن نبوده و بعید خواهد بود .

اما در هیپنوتیزم کلی یا جامعه آنچنانکه امروز بکمک عوامل رسانه های گروهی در شستشوی مغزی جوامع مورد بهره برداری قرار میگیرد عامل اصلی و همگام با تحریک حس نوجوئی و رویا بصورت فیلم یا داستان و یا شعار و در اصطلاح عام بیدار کردن حس و احساسات گوناگون ملی مذهبی و قومی وسیله قرار میگیرد تا جامعه تم و کد اصلی خود را در مسیر خواسته شده باور کند وطرفدار این عقیده و وازده از آن طرز تفکر گردد و در حقیقت در اینجا ست که تلقین مداوم و موثر ایجاد باور و دورنمای زیبای آینده عامل محرک رویا و کنجکاوی گردیده و افراد یک جامعه تحت تاءثیر آن هیپنوتیزم میشوند.

در این حالت نیز تلقین تنها قادر به انجام کار نبوده بلکه تکرار و تداوم تکرار همراه باتلقین موثر واقع میگردد .

حتی اگر تمام عوامل تلقین شده و باورشده گمانی بیش نباشد و صحت و واقعیت نداشته باشد در اثر تکرار باور میشود و لذا میبینیم که اکثر افراد کم تجربه و عامی که قدرت شناخت حیله ها و سیاست بازی ها را ندارند زودتر تحت تاءثیر واقع میشوند ، حتی در بسیاری موارد افراد باتجربه و روشنفکر نیز در جو تلقینات مکرر قرار گرفته گرچه منکر مطالب تلقین شده میباشند اما نا خود آگاه از مقاومت آنها کاسته شده و مطالب تلقین شده بی اهمیت تلقی شده و باور میگردد .

تلقین در دراز مدت میتواند عامل موءثری در هیپنوتیزم های گروهی در جوامع باشد ، علت سانسورها ، زور گوئی ها ، مارش ها و شعارهای مکرر باز داشتن افراد از آگاهی و آماده سازی جهت تلقین پذیری است چرا که افراد نا آگاه و بی تجربه همان گونه که بسیار راحت و سریع تحت تاءثیر تلقین واقع میشوند میتوانند تحت تاءثیر افکار و تلقینات مخالف با خواست جامعه نیز قرار گیرند لذا هدف از تمام اعمال قدرت ها نرسیدن افکار یا شستشوی مغزی افراد تحت عنوان حراست از نفوذ فرهنگ بیگانه و حفظ فرهنگ ملی مذهبی از عوامل نا مطلوب است .

چنانچه در بحث های گذشته عنوان کردیم زمانیکه یک فکر ،عمل یا ایده از ضمیر آگاه ما گذشت باورشده و به ضمیر نا آگاه منتقل میشود و ضمیر نا آگاه برخلاف ضمیر آگاه قدرت تجزیه تحلیل و بررسی محفوظات خود را ندارد و هرچه را که برخلاف اندوخته های خود باشد اجازه عبور نمیدهد و نمیپذیرد .

لذا تلقینات باورشده نقش بسته در ضمیر ناخود آگاه حتی اگر بی منطق و نادرست باشد جزو باوروپذیرش فرد خواهد شد .

بحث ما در مورد هیپنوتیزم فردی ودگر هیپنوتیزم است و مطالب مربوط به هیپنوتیزم عمومی یا اجتمائی خارج از حوصله این مقالات میباشد .

بهر حال گذشته از سه عامل کنجکاوی – رویایا خیال و تصور – تلقین یا القاء عامل موثر دیگری وجود دارد که در گذشته نیز به آن اشاره گردید که رابطه دو انسان و دو روح را ممکن میسازد و آن مغناطیس بدن است .