گروه خوابهای مرحله دوم


تمرین اول – ایجاد خواب تا مرحله ظهور ارواح هیپنوتیزور شخص را بعد از آزمایش  استعدادخواب و  در صورت لزوم یکبار بخوابحتیرفته باشد روبروی خود می نشاند ( توجه باید داشت که ایجاد مرحله اسپریتیزم بسیار حساس بوده و معمولاٌ درافرادی ایجاد میگردد که در جلساتی تحت تاءثیر هیپنوتیزم بخواب رفته واز حالات مختلف خواب مطلع باشند گرچه ممکن است در اولین جلسه افرادی حساس باین مرحله برسند اما خواب نوسانی بوده وظهور ارواح کامل نیست ) شست های خود را بطوریکه داخل آن داخل شست هیپنوتیزم شونده را لمس کند به شست های او میچسباند و با دو انگشت شست و سبابه شست های اورا و دستش را در دست میگیرد و چند دقیقه صبر مینماید .

قبلاٌ حالات خواب را جهت او تشریح کرده است و علت را نیز ذکر نموده است باو تذکر میدهد که قبل از آنکه حالتی اتفاق افتد آن حالت را باو گوشزد می نماید .

گرمی دست را حس میکند هر دو دست باندازه هم گرم شده است حالت تمرکز را در خود ایجاد میکند و میداند که چه میخواهد بنماید . میخواهد تا مرحله ظهور ارواح پیش برود . چشمانش را در صورت هیپنوتیزم شونده میدوزد به نقطه ای فرضی بین دوابرویش نگاه میکند وبا چشمان بدون پلک باو مینگرد هرگز در چشمانش نگاه نمیکند .

ناگهان شخص تکان میخورد تکان عصبی است چون چشمان هیپنوتیزور توجه او را جلب کرده است و آنها را درخشان حس میکند .هیپنوتیزور باو میگوید با دادن شماره پلک هایت را باز و بسته کن . میشمارم وهر وقت خسته شدی میتوانی پلک هایت را ببندی و بعد تا بیست شماره بآرامی میشمارد.   

یک ، دو، سه، چهار (البته شما لازم است تا بیست حتی بیشتر بشمارید اما هیپنوتیزوران با تجربه اکثراٌ ده تا پانزده شماره را کافی برای خواب  میدانند(  .

هنوز آخرین شماره به پایان نرسیده است که چشم های هیپنوتیزم شونده به زحمت باز و بسته میشود و حالات زیر در او ایجاد شده است .

سر گیج میرود زیرا سنگین شده است ،دهانش خشک شده است ،پلک ها برروی هم میافتند و احساس گیرائی باو دست میدهد از مرحله آمادگی خواب گذشته است ، هیپنوتیزور در این حالت به او مجال فکر کردن نمیدهد برویای سبک پرتش میکند این عمل با کمک تلقینات و با گفتن این عبارات که تماماٌ با خونسردی واطمینان ولحنی عادی بیان میگردد تا در شخص ایجاد باور کند و از طرفی ایجاد حس اعتماد و قبول قاطعیت عمل و جدی بودن مطلب را بنماید شروع میشود .


جملات آغاز میگردد – چشم هایت را ببند ، سرت سنگین شده است (تمام حالات ، حالات ایجاد شده در هیپنوتیزم شونده است ) دهانت خشک و پلک هایت مثل سرب محکم و سنگین شده اند ، دستم را بگیر و تا پنج شماره دیگر راحت و آرام و سنگین بخواب ،  هیپنوتیزم شونده دستهای هیپنوتیزور را در دست میگیرد وچشمانش را می بندد چون مجبوراست از مرحله رویا گذشته است در رویای کامل است باو دستور میدهد وشماره ها مجدداٌ آغاز میشود یک ... دو.... سه... چهار...پنج ، دستم را فشار بده ،هرچه فشار میدهد نمی تواند ،بیشتر فشار بده ، تو قادر به فشار دادن آنها نخواهی بود چون خوابت مرتب سنگین میشود .دستش را رها میکند و پاسها آغاز میشود از چشمانش از پیشانیش رو به پائین میآید باو میفهماند که زبانش قادر به تکلم نیست حالت او را بیادش میآورد – تو دهانت کلید شده است ، حرکت نکن بخواب ، میخواهد حرفی بزند اما قادر نیست دوباره از حالت رویا به حالت خواب سبک میبردش و چند دستور میدهد برای رسیدن به مرحله خواب سبک چند نفس عمیق کافی است لذا دستور میدهد چند نفس عمیق بکش و سنگین بخواب ،نفس میکشد و بعد نفس دوم را میکشد صورتش قرمز شده است خود را رها میکند چون کاملاٌ محسوس است که بخواب رفته است هیپنوتیزور حالت را بیادش می آورد مرتب با او حرف میزند تا تمرکز فکر داشته باشد و خود نیز میداند که حالت فکری او در هیپنوتیزم شده با ظرافت خاصی دنبال می شود لذا بخود نیز اطمینان دارد وشکی ندارد ، مرا چطور میبینی کمکش میکند که بتواند حرف بزند ، تو میتوانی صحبت کنی و او بعد از مقاومتی حرف میزند ، بگو خوابی یا نه؟ هیپنوتیزم شده میگوید نه ولی بسیار آهسته باو میگوید آن تخته سیاه را میبینی میگوید نه تکرار میکند حالاببین خوب توجه کن بر روی صورتش پاس میدهد و بعد از کوششی میگوید تخته را میبینم مجدداٌ تکرار میکند خوب بگو چه شماره ای روی آن نوشته شده است ، شماره ای میگوید ، درست نیست در این حالت هیپنوتیزور شماره ای را در ذهن خود مجسم میکند و از او می پرسد مجدداٌ جواب درست نیست ، شماره ای دیگر را در ذهن خود مجسم میکند و با قدرت میخواهد آنرا منتقل کند اولین شماره را بخوان و او بعد از چند بار تلاش شروع به گفتن شماره های صحیح میکند هدف از ظاهر کردن تخته سیاه و بعد خواندن شماره های ذهنی مشغول کردن افکار او و از طرفی پیش روی بسوی بی حسی وروشن بینی است در نتیجه جلوگیری از سبک شدن خواب و در هم شکستن مقاومت احتمالی است .

کافی استکه او را چند لحظه در خواب سبک باقی بگذارید تا خودش به مرحله مغناطیس برود این لحظه برای مبتدیان بسیار مشکل خواهد بود خونسردی و کوشش میخواهد با پاس کار را آسان مینماید بیشتر کسانیکه هیپنوتیزم آموخته اند در این مرحله باقی ماندهاند خواب هیپنوتیزم شده بعلت عدم تمرکز در هیپنوتیزور نوسانی میگردد و سر انجام سبک شده و بیدار خواهد شد و یا در حالتی از خواب باقی میماند باید انقدر تبحر داشت که بتوان او را در مرحله خواب سبک چند لحظه نگهداشت بدون آنکه خواب نوسانی یا سبک شود .

علائم ظاهری نوسانی بودن خواب عبارتند از اینکه میبایست توجه نمود اگر پلک های خود را مرتب تکان میدهد خواب نوسانی است اما اگر حمله ای عصبی باو دست داد وارد مرحله خواب مغناطیس شده است ( البته هیپنوتیزور با تصور تخته سیاه و خواندن شماره روی آن او را در خواب سبک نگهداشته بود ودر نتیجه خواب مغناطیس حاصل گردید ) از نیروی خود صحبت میکند روی تخته مر میبینی نگاه کن ، او هیپنوتیزور را میبیند اما تصویر او محو است ولی دو چشم درخشان و ثابت بدون پلک چون دو شیشه نورانی وجود او را احاطه کرده است شاید بترسد اما نگرانی او در اثر مغناطیس حاصل از پاس از بین خواهد رفت و احساس آرامش میکند این مرحله مرحله آشنائی و صمیمیت است و ارتباط دو روح آغاز و جدی شده است .

بعد از آنکه هیپنوتیزم شده چشمان هیپنوتیزور را به آن وضع دید باو میگوید اکنون راحت بخواب راحت تر خواب تو زیاد میشود و پاس را شروع میکند و بعد به دست وبدن او دست میکشد و میگوید کم کم تو بی حس میشوی ، در این مرحله خود بخود بی حسی شروع شده است و تکرار آن وسیله هیپنوتیزور جلب اعتماد و ارتباط بی حسی با قدرت خود در ذهن هیپنوتیزم شده است اکنون دستت وبعد تمام بدنت بی حس میشود و بر روی یک یک اعضاء بدنش از بالا به پائین پاس میدهد و مجدداٌ تکرار میکند احساس گیرائی داری بی حسی یا سبکی چقدر راحت و لذت بخش است تو همراه با بی حسی کم کم صدائی را نخواهی شنید صدای مر چطور ؟ می شنوی ؟ البته همیشه صدای مرا می شنوی ولی صداهای دیگر را نمی شنوی   هیپنوتیزم شده واقعاٌاحساس    ،میکند هیچ صدائی را نمی شنود و این آغاز آرامش است میگوید صدا بسیار مبهم و دور میباشد ولی میتوان آنرا حس کرد هیپنوتیزور تکرار میکند حالا دیگر بی حس شده ای و هیپنوتیزم شده احساس بی حسی و سبکی میکند بدن او مال او نیست اصلاٌ بدنی را احساس نمیکند نمیداند چگونه با هیپنوتیزور در ارتباط است اما در ارتباط است و این ارتباط چون طنابی نامرعی رهائی پذیر نیست کم کم از جسم خبری نیست بی حس است بی حسی کامل را در خود میبیند شاید در حالتی جسم خود را جدا از خود میبیند گویا مربوط باو نمی شود او فقط مشاهده کننده است در این لحظه دست او را بلند میکند اما دست را نمی تواند بالا نگهدارد و دستش می افتد اگر در این لحظه نوری بر روی پلک های بسته او بتابانید مثلاٌپرده راکنار بزنید حتی همین نور کم و یا روشن کردن چراغ و نور شدید بی حسی را کامل میکند او احساس پرواز و سبکی شیرینی می نماید از جسم جدا شده است .


هیپنوتیزور باو میگوید تو میتوانی ببینی و افکار مرا بخوانی ،تو قادری که فکر مرا بخوانی او احساس میکند که فقط روح است و قادر است افکار همه را بخواند ،خواندن افکار و دیدن ذهن افراد و حتی مغز خودش بروشنی مثل سفر در خیابانهای شهر آشنائی است و بعد عددی را در ذهن هیپنوتیزور میبیند که دارد مجسم میشود بله قبل از آنکه هیپنوتیزور خود بداند او میتواند بخواند باو میگوید چه عددی است آنرا بخوان عدد را خواهد گفت البته توجه شود که همانگونه که ذکر گردید طبق عادت هر کس ممکن است با چند مورد اختلاف عدد را ذکر کند چون این یک تصور ذهنی کوتاه مدت است و بیشتر تصور خود هیپنوتیزم شده در آن تاثیر دارد تا خواندن و روشن بینی کامل ذهن هیپنوتیزور این حالت احساس روشن بینی و اولین تظاهرات به روشن بینی است اما کامل نیست لذا تصوری بوده و احساس آن سبب تقویت آن میگردد .

طبق عادت خود و بعد از چند بار تکرار و فهمیدن صحت خواب هیپنوتیزور خانه ای یا محلی و بعد شخصی را که هیپنوتیزم شده میشناسد و مورد علاقه اوست در نظر مجسم مینماید و باو می گوید چه میبینی ؟ و او اگر در مرحله روشن بینی باشد بدرستی نشانه هائی از محل و شخص میدهد و اگر روشن بینی کامل نشده باشد چهره در هم میکشد و اظهار می دارد که محو است خوب دیده نمی شود اما با چند پاس بلافاصله شخص ظاهر می گردد از او بخواه جلو تر بیاید حالا اورا بوضوح خواهی دید او چه کسی است ؟ او خواهد گفت سعی کنید در جلسات اول شخصی را در نظر آورید که مورد علاقه هیپنوتیزم شده باشد زیرا اگر از شخص متنفر باشد و وجود شخص را مزاحم بداند ناراحت میشود و بوجودش اقرار نخواهد کرد چون خواب خواب آرامش است و تا آنجا که ممکن است نمی بایست این آرامش در مراحل اولیه سلب شود و در صورتی خواب سنگین تر میشود که احساس آرامش بیشتری با ظهور مسائل و حالات دلخواه در او ایجاد گردد.

بعد از آنکه هیپنوتیزور از صحت روشن بینی و پاسخ شخص مطلع گردید آماده ظهور ارواح میگردد .

توجه شود که هیپنوتیزور در این حالت خود شخص مورد نظر را در ذهن مجسم کرده است و اگر هیپنوتیزم شده بتواند آنچه را که در ذهن هیپنوتیزور است بفهمد نیازی به راهنمائی او نیست بلکه در روشن بینی کامل بمجرد احساس فکری در ذهن هیپنوتیزور ، هیپنوتیزم شده از آن آگاه میگردد و حتی نیاز به گفتن نیست در این حالت هیپنوتیزم شده جز با هیپنوتیزور و بامر او با کسی در ارتباط نیست و فقط به دستور هیپنوتیزور میتواند با کس دیگری از حاضرین مرتبط گردد و از او اطاعت کند و یا ذهن او را بخواند در این لحظه هیپنوتیزور از حاضران میخواهد که شخصی را زنده یا مرده در نظر آورند و در صورت تمایل به او بگویند و از هیپنوتیزم شده میخواهد که بگوید این شخص چه کسی است ؟و آن شخص را در نظر خود مجسم میکند او نیز مشخصات شخص را خواهد گفت ، هیپنوتیزور دست روی سر او میگذارد و چند بار سر او را با دو انگشت مالش میدهد (پاس لمسی )و بعد میگوید خواب تو سنگین تر شد سنگین تر بخواب حالا راحت و خوب هستی ؟او میگوید بله . مرحله روشن بینی کامل شده است دوباره لحظه ای مکث میکند و بدون حرف پاس میدهد و شروع میکند واز او میخواهد که سنگین تر بخوابد ،از او میپرسد آیا خوابت نوسانی میشود اگر چنین بود دوباره افکار را متمرکز میکند و از او میخواهد منظره یا رویائی را که مایل است در نظر مجسم کند و تصور نماید که به رویای خود رسیده است و باو میگوید این کار باعث میشود که تو بهتر و عمیق تر بخوابی و بعد از چندین پاس ویا تصور یک آهنگ خواب آور رویا را بهتر برایش مجسم میکند ، البته او در حقیقت صدائی را نمی شنود حتی اگر عدهای فریاد بزنند او حس نمی کند چون اعصاب او بی حس شده اند و در عقده های اسکارپاد حلزونی و مرکز شنوائی از مغز بی حسی وجود دارد دلی از راه پوست اثر ملایم موسیقی ذهنی را درک میکند این حالت در کسانیکه از مواد گیاهی مخدر مثل ماری جوانا یا گراس و حشیش نیز حالتی کم و بیش مشابه دارد آنها نیز از طریق پوست موسیقی را احساس میکنند اما در حالت هیپنوتیزم صدا ذهنی است و موسیقی ای پخش نمی شود حس صدای ذهنی از طریق پوست در هیپنوتیزم یکی از اسرار وجود است همانطور که بیان کردیم بدون گوش نیز میتوان شنید و بدون چشم نیز میتوان دید و جامع تر بدون اعضای حس نیز میتوان حس کرد در این حالت است که این مطلب را براحتی میتوان درک نمود . بعد از چند پاس و پایان آهنگ تصوری مرحله ظهور ارواح حاصل میشود البته در حالات هیپنوتیزم وسیله هیپنوتیزوران ورزیده معمولاٌ بسیاری حالات ذکر شده وجود ندارد یعنی ممکن است در عرض چند دقیقه مرحله آمادگی خواب بمرحله مغناطیس بچسبد و سه مرحله میان آن احساس نشود وبعد بی حسی و روشن بینی و ظهور ارواح ایجاد شود بطوریکه برای هیپنوتیزوران مبتدی باعث شگفتی است که چرا حالات دیگر ظاهر نمی گردد .

منظور از بیان حالات بطور مجزا در این بخش آشنائی و درک مرحله بمرحاه و قدم به قدم خواب هیپنوتیزم میباشد که بعد از ایچاد آنها خود تجربه ای ارزنده خواهد بود .

بهرحال زمانی میرسد که شخص بمرحله سوم از خواب آرام وسنگین یعنی ظهور ارواح یا اسپریتیزم میرسد در این لحظه به شخص میگوید که کسی را در خاطر خود مجسم کرده است او را بشناسد و اگر از او سئوالاتی دارد بکند ، خانه و اشیاء گمشده را ردیابی کند و نشانی های درست ار آن بدهد که همه از عوارض روشن بینی است وبعد از چند لحظه میتواند حتی افرادی را که نمیشناسد وحاضران ظهور اورا از شما خواسته اند در ذهن حاضر کند و نشانی آنها را بگوید اگر در این لحظه بخواهید او از اوامر کس دیگری غیر از هیپنوتیزور پیروی نماید و بفرمان او باشد کافی استکه باو بگوئید تو از این لحظه بفرمان دیگری هستی و باید آنچه را که او تصور میکند و یا میخواهد اجرا کنی و اگر این دستور به هیپنوتیزم شده داده نشود او از هیچکس دیگری غیر از هیپنوتیزور اطاعت نمی کند وغیر از او عامری برای خود نمی شناسد و صدا و حرکات و رفتار او را حس نمی کند . در این حالت میتوان بر بدن هیپنوتیزم شده عمل جراحی نمود جون او کاملاٌ بی حس است ، آینده را نیز میتوان کم و بیش از او پرسید اما پیشگوئی ها در این مرحله چندان صحیح نبوده و بیشتر جواب ها آزی وخیر ،ممکن است وشاید دنبال هم خواهد بود زیرا خود شخص نیز مطمئن نیست که آیا جواب ها درست است یا خیر؟

بعد از بیداری چیزی در ذهنش نیست و بیادش نمی آید مگر آنکه در موقع خواب وسیله هیپنوتیزور از او خواسته شود که همه چیز یا قسمتی بیادش باشد و باید باو گفت بعد از بیداری همه چیز را بیاد خواهی داشت و باو بگوئید این مطلب را تکرار کند و بشما راجع به انجام آن قول دهد ، ضمناٌ میتوانید حالتی را در او ایجاد نمائید ،حالتی که از او بخواهید بدون آنکه خود بداند بعد از بیداری در مدتی که تعیین مینمائید عملی را انجام دهد ، مثلاٌ باو پیشنهاد شود که پنج دقیقه بعد از بیداری گرمت خواهد شد وچنان احساس گرما میکنی که خود را باد خواهی زد حتی در هوای سرد نیز این احساس را بعد از بیداری درست در زمان قید شده بدون آنکه خود بداند چرا؟و چگونه خواهد داشت و عمل خواسته شده را انجام میدهد .

البته عمل مزبور نباید کاملاٌ مضر وبخلاف صلاح او باشد زیرا یا بسختی انجام خواهد داد و یا ممکن است انجام آن اعث خجالت او گردد.

مثلاٌ اگر به کسی بگوئید که در هوای سرد زمستان بعد از بیداری تا زانو در آب یخ بسته خواهد رفت او نیز بر اثر احساس گرما این عمل را انجام خواهد داد اما اگر بگوئید که بعد از بیداری در آب سرد شنا کند مسلماٌ نخواهد کرد چه بسا که افرادی نیز هستند که اطاعت میکنند .

البته در تمام مراحل او حس خواهد کرد که دلش میخواهد چنین کند ولی هرگز دلیلی برای آن نخواهد یافت زیرا چیزی از قولی که در خواب داده است ویا حتی خواب را بیاد نخواهد آورد .