تمرین پنجم

تسلط بر جسم و محیط بکمک قدرت ذهنی و تمرکز فکر .

در حقیقت این تمرین حالت دیگری از تمرین چهارم است .

با تمرین چهارم و این تمرین روح شما از جسم جداشده و تحت تسلط و بفرمان شما جسم را وادار به انعکاسات حسی بدون استفاده از اعضای حس مینماید واز طرفی مغناطیس بدن نقش عمده خود را در ارتباط جسم و روح بازی میکند .

تکه کاغذ بزرگ و بدون هیچ لکه و خطی را بردارید ( یک برگ صفحه سفید کاغذ نقاشی کافی است ) آنرا بدیوار یا روی میز ثابت کنید و دور این کاغذ را با یک خط سیاه یک مرز بکشید (کادر) و درست در مرکز آن یک نقطه سیاه باندازه ته سنجاق بگذارید توجه کنید که در این نقطه سیاه لکه  سفیدی نباشد.

این کاغذ بنام تخته هیپنوتیزم اصطلاح شده است و در تمرینات جهت مهارت تمرکز فکر نقس اساسی دارد .

 

 

             

               . 

 

                     

  

 

                       

              

                                                                                                                                                                                                                                                       حال بر روی یک صندلی راحت بنشینید ، سعی کنید کاملاٌ راحت باشید ، اکنون نفسی عمیق بکشید و به وسط نقطه سیاه نگاه کنید در این حالت چشمانتان میبایست باز بوده و در مواقعی که نگاه میکنید نبایستی چشمک بزنید ، هر زمان که پلک شما میزند و یا اشک درچشمانتان جمع میشود میبایست تمرین را از نو آغاز کنید .

بعد از مدتی به این حالت نگاه کردن بدون پلک زدن عادت خواهید نمود و اشک در چشمان شما جمع نخواهد شد .

اکنون فکر خود را فقط بر روی نقطه سیاه متمرکز کنید و فقط به نقطه توجه داشته باشید و با تمرکز بدون پلک زدن نقطه را بنگرید .

قبل از انجام عمل حالاتی را که ممکن است بشما دست دهد تشریح می نمائیم اما شما خودتان بعد از تکرار این تمرین بخوبی اسرار این حالت برایتان روشن خواهد شد و این اسرار گرچه حسی است تقریباٌ غیر قابل توصیف است .

بعد از انجام دو تمرین چهار و پنج شما به اسراری شگفت از وجود خود پی خواهید برد که تا کنون تصور آنرا نمی نمودید .

کمترین اثر این تمرینات در این استکه شما براحتی میتوانید جسم را تحت تسلط روح قرار دهید و حالاتی از قبیل درد،بیخوابی ، تنگی نفس ، عصبانیت ، گرفتگی و ناراحتی های حسی و عاطفی را بکمک این تمرینات بسادگی حل کرده و بر آنها غالب شوید ، این تمرین در هیپنوتراپی جهت معالجه تنگی نفس به بیماران فرا داده میشود که بکمک آن بر بیماری خود چیره شوند و در بسیاری حالات در مان مفیدی جهت رفع بی خوابی و ناراحتی های گوارشی است و حتی اکثر زندانیان کار کشته و بخصوص سیاسی دیده شده است که بکمک این تمرینات میتوانند بسادگی شکنجه های احتمالی را تحمل نمایند و هم چنین ماموران ویژه امنیتی برای حفظ اسرار در صورت گرفتاری از این روش جهت فراموشی و تسلط بخود استفاده مینمایند .

هر کس بسادگی میتواند با بوجود آوردن این حالت در خود بر بسیاری از دردهای جسمی و روحی فائق آید و در مواقع عدم قدرت تصمیم گیری و اندوه و غم و مشگلات کافی است که این حالت را در خود بوجود آورید و بعد از خارج شدن از این حالت خواهید دید که اندوه شما برطرف شده و میتوانید با آرامش خیال براحتی تصمیم بگیرید و در حل مشکل راه های بسیاری بر روی شما گشوده خواهد شد .

بهر حال استفاده از خواص این تمرینات را بخود شما وا میگذاریم .

اما بیان حالت یا حالات ایجاد شده : بعد از نگاه ثابت و بدون پلک به نقطه سیاه یا تخته هیپنوتیک ، زمانی که به نقطه نگاه میکنید در بار اول چشمانتان پر از اشک خواهد شد ، تمرین را رها کرده و مجدداٌ ادامه دهید ، بعد از چند بار تمرین دیگر اشک در چشم جمع نخواهد شد و بخوبی میتوانید برای چند لحظه با نگاه باز و بدون پلک به نقطه سیاه نگاه کنید .

در تمرینات اولیه هرچند لحظه یکبار خیال شما متوجه جای دیگر میشود و کاملاٌ بر روی نقطه ثابت و متمرکز نمی ماند و چشمانتان اطراف نقطه را و شاید کادر و خارج کادر را مینگرد ، تمرین به این صورت هیچ نتیجه ای ندارد و شما را به مقصود نمی رساند ، تمرین را میبایست مجدداٌ و با حوصله تکرار نمائید ، با چشمان باز بدون پلک و با تمرکز فکر ، اگر باز تمرکز فکر حاصل نمیشود متاسفانه میبایست تمرینات یک تا چهار را دوباره و با دقت بیشتری تکرار نمائید زیرا مدت تمرینات یک الی چهار کافی نبوده است و تمرکز فکر به اندازه کافی حاصل نشده است ،

زمانیکه مطمئن شدید تمرینات را کاملاٌ انجام داده اید و ممارست و مهارت کافی بدست آورده اید با چشمان باز و نگاه ثابت و تمرکز فکر نقطه سیاه را نگاه کنید و پلک نزنید و خیالی در سر نداشته باشید.

در تمرینات بعدی نقطه سیاه کم کم متحرک بنظر میرسد و از طرفی بطرف دیگر حرکت میکند ، لرزان و کمرنگ میگردد و اطراف آنرا حلقه ای نورانی فرا میگیرد ، لرزش نقطه در هر تمرین کمتر میشود ولی پریدگی رنگ آن افزایش می یابد ، در تمرینات بعدی کم کم نقطه ، کادر و کاغذ از نظر محو میگردد ، در این حال قادر به تفکر نیستید ولی این حالت که حالت بی حسی و بی خبری است چند لحظه بیشتر دوام نمیاورد باید سعی نمائید با تمرینات مکرر این حالت مداوم باشد .

دو عامل ممکن است باعث عدم دوام و بقای این حالت بی حسی باشد ، اول تمرین تمرکز فکر کامل انجام نگرفته باشد هر چه دوام این حالت بیشتر باشد اثبات این مطلب استکه تمرکز فکر بهتر آموخته شده است .

عامل دوم تفکر به جسم میباشد یعنی در حالات مختلف شما مرتب متوجه اعضای بدن خود می باشید در فکر چشم و اشک و دست وراحتی و طرز نشستن و درد و مور مور عضلات و غیره میباشید ، میبایست با تمرینات مکرر عادت نمائید که از جسم خود غافل شوید و با چنان تسلط بروح و قدرت تمرکز فکر ی تمرین را ادامه دهید که عکس العمل های جسمی و حسی مربوط به جسم غیر قابل تصور و احساس باشد .

البته در دگر هیپنوتیزم نیازی به این چنین وضعی نیست زیرا کسی که خواب میرود هیپنوتیزور نبوده بلکه هیپنوتیزم شونده است و این احساسات در وجود او حاصل میگردد که با تمرینات و دروس بعدی راه برطرف نمودن آنها وسیله هیپنوتیزور تعلیم داده خواهد شد ، گرچه لازم است هیپنوتیزور خود راحت باشد اما ناراحتی هیپنوتیزور در دگر هیپنوتیزم به هیپنوتیزم شونده منتقل نمی شود ( در خوابهای اولیه) لذا قابل کنترل بوده و میتوان جابجا شد و یا رفع ناراحتی نمود .

 باید توجه داشت که در حالتی خاص از هیپنوتیزم ( حالت سوم – نام بولیسم ) که بعداٌ شرح آن داده خواهد شد احساسات هیپنوتیزور در هیپنوتیزم شونده تاثیر میگذارد ، بطوریکه مثلاٌ اگر هیپنوتیزور احساس دردی در نقطه ای از بدن خود نماید ، هیپنوتیزم شده در همان موضع از بدن خود بهمان شدت درد را احساس خواهد کرد .

اگر شعله ای  را به هیپنوتیزور نزدیک نمائید بطوریکه مثلاٌ دست او را بسوزاند ، احساس سوزش در هیپنوتیزم شده در همان نقطه ایجاد میشود اگر چه هیپنوتیزم شده چندین متر از شعله و هیپنوتیزور فاصله داشته باشد ، حتی خشم و عصبانیت یا خوشحالی هیپنوتیزور باعث ایجاد خشم و عصبانیت و یا خوشحالی و شعف در هیپنوتیزم شده خواهد گردید .

گروهی از متخصصین خود هیپنوتیزم را نتیجه تقویت مغناطیس و مانیه تیزم و القا ء واخیراٌ نتیجه تقویت نیروهای درونی نهفته در چاکراها یا بعبارت دیگر باز بو دن چاکرا ها و ارتباط آنها باهم میدانند که در نتیجه ء آن بترتیب خوابهای مختلف ایجاد میگردد ، حالات خواب از طرف افراد مختلف بخصوص دکتر شارگو و شاگردانش به چهار حالت اصلی پذیرش یا القاء(ُ Sujestive ساجستیو) بیحسی (Somnambulismسام نام بولیسم ) بیدار خوابی (لتارژی Letargi ) خستگی یا اغما ء نامگذاری شده است .

پروفسور برنهام و طرفدارانش مراحل خواب را نه حالت مختلف میدانند که در حقیقت تفکیک حالات چهار گانه فوق به نه قسمت است .

لازم به تذکر استکه بعضی از افراد خواب هیپنوتیزم را و یا آنچه را که بنام خواب هیپنوتیزم شناخته شده است به سه گروه متفاوت و مجزا تقسیم مینمایند که فقط یکی از آنها را هیپنوتیزم میدانند این خوابها بسته به طرق و عوامل موثر در ایجاد آنها بسه گروه تقسیم میگردد اول خواب مانیه تیزم که عامل ایجاد کننده آن مغناطیس بدن و تمرکز فکر و نیروی اراده و خواست مانیه تیزور است که دست یابی به آن بسیار مشکل بوده و اکثراٌ از تخصص کاهنان و مرتاضان و افرادی است که سالها برروی تقویت تمرکز و تقویت نیروهای درونی از طریق تقویت چاکرا ها بویژه چاکرا ششم ( به بخش چاکرا ها مراجعه فرمائید) کار کرده اند در گذشته و حال میباشد ، مثال بارز استفاده از مانیه تیزم یا نیروی مغناطیس و نیروی اراده در تحت تاثیر قراردادن افراد که بسیار معروف هم میباشد عملیات راسپوتین کشیش دربار تزار روس میباشد ، البته معرف مانیه تیزم در غرب مسمر میباشد .

خواب طریق دوم هیپنوتیزم است که روش ایجاد آن بجز تمرکز و القاء ابزارهای خاصی است که جهت این کار ابداع شده است از جمله گلوله های هیپنوتیک –چراغ گردان – آئینه متحرک – حباب هیپنوتیک  ساعت هیپنوتیزم و چراغهای پر نور و در اصل هر جسم براق میباشد .

بانی و شناساننده این نوع خواب برای اولین بار در غرب دکتر جمس برد است گرچه قبل از معرفی علمی آن وسیله جمس برد سالها در شرق وسیله مرتاضان عمل میگردید .

خواب نوع سوم ، خواب با استفاده از تلقین میباشد – پروفسور شارگو و لیه بو ادعا نمودند که فقط وسیله تلقین میتوان تمام اثار حاصل شده در خواب مانیه تیزم یا هیپنوتیزم را ایجاد نمود . اما با مطالعه کار این افراد به این نتیجه میرسید که تلقین تنها عامل نبوده بلکه تلقین با تمرکز فکر و استفاده از نیروی مغناطیس بدن سه عامل موثر در خواب کردن افراد بوده است که بعداٌ به آن اشاره خواهد گردید اما شارگو و لیه بو دو عامل تمرکز و مغناطیس و عوامل فرعی را نادیده گرفته اند .

بطور کلی آنچه را که ما امروز خواب هیپنوتیزم مینامیم مخلوطی از سه طریق مغناطیس یا مانیه تیزم و هیپنوتیزم و تلقین می باشد و نظر به اینکه این یادداشت ها جهت آموزش بطریقی تنظیم گردیده است که قابل استفاده تمام افراد بدون بحث و بررسی های دقیق علمی و تاریخچه معمول هیپنوتیزم باشد از ذکر و شرح اصطلاحات خاص حتی المقدور در هیپنوتیزم ضمن درس و ذکر نام بانیان و کلاسهای هیپنوتیزم و غیره خودداری گردیده است گرچه در مواقع مناسب بحثی جداگانه به این منظور اختصاص داده خواهد شد .

گفتیم که بعد از چند تمرین نقطه سیاه متحرک به نظر رسیده و لرزان و کمرنگ میگردد در تمرینات بعدی کم کم حالتی در شما ایجاد میگردد که کم وبیش دوام داشته و بعد ار آنکه بخود آمدید متوجه میگردید که در آن مدت کوتاه از محیط اطراف و جسم خود بی خبر بوده اید ، نمیشنیدید ، نمیدید و احساس نمی کردید اطاق و محل برای شما پر از خلاء بود اصلاٌ وجود خارجی نداشت ، البته توضیح دقیق مطلب چندان ساده نیست و میبایست این حالت بیخبری را خود تجربه کنید .

تداوم چنین حالتی در هیپنوتیزم فردی پایه و اساس کار میباشد و میبایست بدلخواه ساعتها طول بکشد و دوام داشته باشد که نیاز به تحمل و تمرین بسیار طولانی دارد و بعد از این مرحله ، مرحله تمرینات مربوط به آگاهی میبایست انجام پذیرد .

اما در دگر هیپنوتیزم ایجاد این حالت فقط به آن اندازه کافی است که بتوان هیپنوتیزم شونده را تحت تاثیر مغناطیس قرار داد و وادار به تمرکز فکر نمود و معمولاٌ از چند ثانیه و احتمالاٌ در مواردی یکی دو دقیقه تجاوز نمی نماید .

در صورتیکه توانستید با تمرینات مکرر این حالت را در خود بوجود آورید و مایل بودید که خود را هیپنوتیزم نمائید میبایست تمرینات بعدی پس از تکمیل این تمرینات که در فوق ذکر شد شما را به مراحل آگاهی از روح برساند که نمونه ای از آنها بطور مختصر شرح داده میشود زیرا هدف از این یادداشت ها خود هیپنوتیزم نبوده بلکه دگر هیپنوتیزم میباشد .

شایان ذکر است که خود هیپنوتیزم مراحل مختلف دارد ، آنچه که برای درمان عوارض روحی به بیمار تعلیم داده میشود حالت سبک و مراحل اولیه خود هیپنوتیزم است که همانطور که قبلاٌ اشار کردیم بهترین شیوه برای آموزش خود هیپنوتیز م سبک برای بیماران یک یا چند با رهیپنوتیزم شدن وسیله هیپنوتیزور است .